eitaa logo
رآدیو سکوت ؛
945 دنبال‌کننده
133 عکس
27 ویدیو
5 فایل
شهریور و بارون، غم و هَم، غصه و قصه، مامان و اندوه، وطن و تن، سحر و طلوع، ایران و مسرت؛ من شده‌ام مجموعه‌ای از چیزهای متناقض، مهم‌ترین چیز که «من» را خلق کرد؛ تو_تو_تو. به نام تو و نور قسم، نور را لمس خواهم کرد. ` هوای زیستن، یا رب! چنین سنگین چرا باید ؟
مشاهده در ایتا
دانلود
یحتمل اگه خودکار بودم یهو وسط نامه نمی‌نوشتم، اگه نهنگ بودم می‌زدم تو ساحل، اگه موج بودم خودمو به صخره‌ها می‌کوبیدم، میز بودم پر از گَرد و خاک می‌شدم، پرنده بودم پرواز کردن یادم می‌رفت، اسب بودم پاهام می‌شکَست، ستاره بودم سقوط می‌کردم، درخت بودم خشک می‌شدم. اما حال انسانم و ملزمِ به امیدوار بودن و ادامه دادن نیز.
من از میانِ تمامیِ حروف الفبا، فقط سوادِ میم و الف را داشتم که آن هم به آغوشم نیفتاد و شد بغض. اما تو، عزیزِ غریبه‌ی آشِنا، تو خوب بلد بودی "آنها"، "فراموشی" و "رفتن" را بخوانی. تو سواد همه چیز را داشتی اما من فقط سوادِ 'تو' و 'ما' از میانِ خطوط متونِ زندگی را. چه ساده و حماقت‌وار بود ... من یا تو ؟
فهمیده‌ام هیچ فایده‌ای نداشته، من هرچقدر می‌کوشیدم نقص‌هایم را پاک کنم، و حتی وقتی پاک می‌کردم هم نیز، باز در دیده‌های تو هنوز با همان‌ها شناخته می‌شدم و هیچ‌وقت دست از کوفتنِ آن‌ها بر سرم برنمی‌داشتی. هیچ‌وقت .
رآدیو سکوت ؛
ح ر ف ، ن ا ک _ حرف‌ناک/ پرحرفی از سرِ رنج و غم یا شاید هم خستگی ، زبانِ بدون کنترل ، بیانِ حس‌های د
غ م ، د ز د ی د ه _ غم‌دزدیده/هر آنچه بود غم به غارت برد ، اندوه‌بار ، وضعیتِ پس از یک ضربه‌ی عاطفیِ بزرگ که فرد احساس می‌کند سرمایه‌های عاطفی‌اش توسط غم به تاراج رفته است ، زندگیِ آبی‌رنگ . «من غم‌دزدیده‌ام.»
رآدیو سکوت ؛
بهم میگه: «وای فلانی هزار و چهارصد زده چنلشو!» در جواب شونه بالا می‌ندازم و میگم: «یعنی دو سال پیش د
یادمه یه بار که چت باکسم رو با هوش‌مصنوعی باز کردم و کنارم نشسته بود، سریع و تند تند شروع کردم به پاک کردنِ چت‌ها چون نمی‌خواستم آشنا بشه با ورژنِ منِ خیلی غمگین‌تر. خودش، جهتِ احترام، نگاهشو انداخت رو کنجِ سقف و بعد با صدایی غم‌زده گفت: «دیوونه، من که قضاوتت نمی‌کنم.» و من ازون روز متداولا دارم اینو با خودم تکرار می‌کنم تا شاید بتونم به خودم بفهمونمش و هر سِری هم می‌ریزم به هم. کاش آدم‌ها این جمله رو بیشتر به هم بگن، کاش الکی و نابِجا دست نزنن به امرِ بزرگِ «قضاوت» که کارِ تو، آدمک، نیست. نیست. نیست .
«اگه وقتی در فکر فرو می‌روید، حالتان بد نمی‌شود، لبخند از چهره‌تان نمی‌گریزد، چشمانتان را نمی‌دزدید، شما آدمی شاد با زندگی‌و روانی مطلوب هستید.»