وقتی ك دلت پیش کسی گیر کند
باران بزند باغچه را سیر کند...
دلتـنگ شوی کوچه به کوچه بروی،
او عشوه کند، ناز ڪند، دیر ڪند،
در چشم بهم زدن شبی خواهی دید
در آيـنـه ایـن «عشق» تـو را پیر کند
دلتنگی رو هیچ جوری
نمیتونی پنهونش کنی
دلتنگ که باشی
صدات دلتنگه
نگات دلتنگه
نفسات دلتنگه
دستات دلتنگه
حتی وقتی
وقتی می نویسی
دل واژه هات تنگه
مرگ بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خواندهام یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است
نامههایم چشمهایت را اذیت میکند
درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است