eitaa logo
رَجــاء ؛
38 دنبال‌کننده
101 عکس
8 ویدیو
0 فایل
ه‍رآنچه‌دوست‌‌داشتم‌برای‌من‌نماند‌ورفت؛ رَجـاءِآخرین‌اگرتویی،برای‌من‌بمان. [ https://6w9.ir/Harf_10621103 ]
مشاهده در ایتا
دانلود
وَ من که رهگذری از تبار بارانم؛ هنوز فرقِ تو را با خودم نمی‌دانم..
به روزی فکر می‌کردی که صدای لالاییِ مادر، چشم‌هات رو بارونی کنه؟..:)
اوم.. من ماندم و تکیه به تنِ خسته‌ٔ کوچه.
؛ می‌دانید؟.. حس کردن عِطرهای آشِنا، باعث طراوت روحم می‌شوند. گویی رد عطر، مرا با خود به دنبالِ خاطرات و حس‌های گذشته می‌برد وَ دلِ غمگینم را دعوت به یک همنشینی به صرفِ فنجانی قهوه‌ می‌کند. در آخر داستانی می‌نویسم با مضمونِ: من مهمانِ یک عطر شدم.. :)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به خوب بودن تظاهر می‌کند، واضح است تنها ظاهرش این چنین است. آری.. غمش پهناورست و عمیق، ولی آن را در وراء لبخندش کتمان می‌کند،، لبخندی که تصنعی نیست، امّا رنگ غم دارد. آغوشش را به گریه‌ها و حرف‌های غمناک اطرافش اختصاص داده وَ تنها دارایی‌اش زانوهایی‌ست با پسوند غم که نیمه‌های شب آن‌ها را به آغوش می‌کشد. چشمانش رنگ غم دارند و صدایش محزون است. شاید دلیلِ مخفی کردنِ آن حس و حال جالب باشد،، او تظاهر به خوب بودن می‌کند تا بتواند غم‌های اطرافش را بشنود وَ لبخند را میهمان چهره‌ها کند؛ خود هم چنین چیزی را میخواهد.. دلش می‌خواهد کسی غم‌هایش را بشنود و لبخند را میهمان چهره‌ش کند؛ امّا.. آنچنان حالِ وی خراب است و حزن اطرافش عمیق است که نمی‌خواهد گوینده‌ی غم‌هایش باشد.
؛ امشب به قصه‌یِ من گوش می‌کنی؛ فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی.. دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرَمت؛ ای ماه! با که دست در آغوش می‌کنی؟ :))
هرگز به جایی که از رنج آن گریخته‌‌ای، باز نگرد.
تو دردِ من می‌دانی و بر حالِ من درمانی.
دلِ تنگش او را بلعیده.
نپرس در هوای تو، کدام لحظه گم شدم.