•رَجآء؛•
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست _سعدی
اى دل شكسته بال و پرت را چه میکنی؟
صد پاره پارهى جگرت را چه مىکنی؟
گيرم كه در مقابل دشمن بايستی
نامردمان پشت سرت را چه میکنی؟
_سید تقی موسوی
•رَجآء؛•
اى دل شكسته بال و پرت را چه میکنی؟ صد پاره پارهى جگرت را چه مىکنی؟ گيرم كه در مقابل دشمن بايستی
من شما را بارها و بارها
لابه لای هر دعا بخشیدهام
من تمامِ گریههایم را شبی
لابه لای واژهها خندیدهام