گاهی وقتا خدا از راهی که فکرش هم نمیکنی، بهت میگه من میبینمت
امشب در میون اون هیاهوی شلوغی جمعیت مهرِ یکی خادم های هئیت که از شبِ اول به دلم نشسته بود🥹✨
دستمو گرفت منو کشوند کنار و یه بسته گذاشت تو دستم (مشکل گشا) و گفت به دلم افتاده بود برات بردارم.
بغضمم تنها پاسخِ من به این لطفِ بی منت بود 🥲🙂
چقدر این خادم های مخلص و بی ادعا روح آدم تازه میکنه ... چقدررر به دلمم نشستتتت 🥺
انشاءالله خدا عاقبتشون بخیر کنه که از این مسیر گم نشوند.🌱🤲🏻
#اندر_احوالات
هدایت شده از •فرکانسِ دل(مکمل کانال رَجٰاء؛)•
https://eitaa.com/matamkade315مبهوت³¹⁵_قصهخجالت (3).mp3
زمان:
حجم:
5.2M
•رَجآء؛•
#پادکست #کفیلصفت:«عربی، جمع-کُفَلاء» ضامن، پایندان، کفالتکننده. ساده بگویم، همانکه که کنارت می
تا قبل از فرداشب تونستید حتما گوش کنید:))🙂
•رَجآء؛•
حبیب هشتاد سال داشت. صحابی رسول خدا. از حسین بن علی چند ده سال بزرگتر بود. او خود را به امامش رساند.
هیأت فقط جایی برای تخلیه عاطفی یا آشنا شدن با سیره معصومین علیهم السلام نبود. من هیأت میرفتم چون گفتهها و نکتههای سیاسی لابهلای مصیبت خوانیها برایم نهایتاً به منظومهای از آموزههای سیاسی و اعتقادی تبدیل میشد که در آن تکلیف همهی شخصیتها و جریانهای دنیا و تاریخ روشن بود.
_کآشوب|روایت هفتم: بر فراز تپه
#کآشوب
#معرفی_کتاب
به قول •حضرتِ قلب•:
حتی اگه بدن بهم کُلِ صفاشهرُ ،
باز عوض نمیکنم
با بیست متری ابالفضل.❤️🩹
•رَجآء؛•