8⃣هشت کس که سزاوار سرزنشاند ✨
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند:
۱️⃣ کسی که بدون دعوت بر سر سفره بنشیند
۲️⃣ کسی که صاحب خانه را فرمان دهد
۳️⃣ کسی که از دشمن انتظار خوبی داشته باشد
۴️⃣ کسی که از فرومایگان توقع داشته باشد
۵️⃣ کسی که در گفتوگوی مخفی دو نفر شرکت کند
۶️⃣ کسی که سلطان را سبک بشمارد
۷️⃣ کسی که در جایگاه نالایق بنشیند
۸️⃣ کسی که با کسی سخن بگوید که گوش نمیدهد
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
بمناسبت ۲۴ اردیبهشت سالروز
لغو امتیاز #تنباکو به واسطه فشار ناشی از فتوای «میرزای بزرگ شیرازی» (۱۲۷۰ش)
دستخطی که حرمسرای شاه را هم به هم ریخت
بسم الله الرحمن الرحیم.
الیوم استعمال تمباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است،
حرره اقل محمد حسن الحسینی...
پس از این که ناصرالدین شاه قاجار در سفر به فرنگ، دچار کم پولی میشود، امتیاز کشت، تولید و فروش تنباکو به مدت بیش از نیم قرن را به یکی از سرمایه داران انگلیسی به نام تالبوت واگذار میکند تا خرج عیاشیهای خود در غرب نماید. وقتی خبر در کشور میپیچد با مخالفت علما و مردم مواجه میگردد و پس از مبارزات گسترده و گذشت هفده ماه از امضای قرارداد تنباکو، میرزای بزرگ شیرازی در فتوای مشهور خود، استعمال تنباکو را در حکم محاربه با امام زمان عج اعلام میکند و به شاه هشدار میدهد که در صورت عدم لغو قرارداد، فرمان جهاد صادر خواهد کرد. سرانجام پایداری علما و حمایت مردم، ناصرالدین شاه را به پرداخت غرامت به تالبوت انگلیسی و لغو قرارداد مجبور ساخت. فتوای تاریخی تحریم تنباکو، توطئه ای را که به دست ناصرالدین شاه قاجار با واگذاری امتیاز دخانیات ایران به انگلیسیها در حال شکل گرفتن بود در نطفه نابود کرد.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
از یک اذان تنها تا تولد مسجد دانشگاه
👌داستانی واقعی از آغاز ساخت
مسجد در دانشگاههای مصر
دههٔ سی میلادی بود. ظهر آرامی بر حیاط یکی از دانشکدههای مصر سایه انداخته بود و صدای رفتوآمد دانشجویان در راهروها میپیچید. در همان هیاهو، جوانی دانشجو ناگهان به یاد نماز ظهر افتاد. وضو گرفت و با نگاهی جستوجوگر از اینسو به آنسو پرسید: «کجا میتوانم نماز بخوانم؟»
پاسخی که شنید ساده اما سنگین بود: «اینجا جایی برای نماز نیست… مگر زیرزمینی کوچک در گوشهٔ دانشکده.»
به آنجا رفت. اتاقی تنگ با حصیرهای کهنه و پاره؛ فضایی خاموش و فراموششده. در میان آن سکوت، کارگری را دید که تنها ایستاده و نماز میخوانَد. پس از پایان نماز، از او پرسید: «همیشه اینجا نماز میخوانی؟»
گفت: «آری… چون کسی با من نماز نمیخواند.»
جوان لحظهای سکوت کرد، سپس با عزمی آرام اما استوار گفت: «من اینجا نماز نمیخوانم؛ در بالا نماز خواهم خواند.»
همانگونه هم کرد. به طبقهٔ بالا رفت، اذان گفت و در میان نگاههای تمسخرآمیز، متعجب و گاه طعنهآلود، ایستاد. نگاههایی از کسانی که شاید در دل تحسینش میکردند، اما جرأت همراهی نداشتند. او نماز را اقامه کرد و تنها نماز خواند.
فردای آن روز، دوباره همان کار را تکرار کرد. این بار آن کارگر نیز کنارش ایستاد. نگاهها ادامه داشت، اما صف کوچکشان به چهار نفر رسید. حتی یکی از استادان نیز به آنان پیوست.
خبر به رئیس دانشکده رسید. جوان را فراخواندند. گفتوگویی انجام شد و سرانجام تصمیم بر آن شد که اتاقی مناسب برای نماز ساخته شود تا هرکس خواست، در آنجا عبادت کند.
بدینگونه نخستین مسجد در آن دانشکده بنا شد؛ و اندکی بعد، این حرکت به دیگر دانشکدهها نیز رسید و مسجدهای دیگری ساخته شد.
همهچیز با یک تصمیم آغاز شد؛
با یک اذان تنها…
اکنون پرسش باقی است:
ما در میدان زندگی خود چه اذانی سر دادهایم؟
و در کاری که میتوانستیم انجام دهیم، چه قدمی برداشتهایم؟
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🌸 جمعه های قرآنی 🌸
شأن نزول آیه ۱ سوره ممتحنه
ماجرای نامهٔ حاطِب بن ابیبلتعه
🌸 جمعه های قرآنی 🌸
شأن نزول آیه ۱ سوره ممتحنه
ماجرای نامهٔ حاطِب بن ابیبلتعه
🔹حاطِب بن ابیبلتعه در مکه اسلام آورد و سپس به مدینه هجرت کرد، در حالی که خانوادهاش در مکه باقی مانده بودند. از سوی دیگر، قریش نگران بودند که سپاه رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی مکه حرکت کند. از این رو نزد خانوادهٔ حاطب رفتند و از آنان خواستند نامهای برای او بنویسند و از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله دربارهٔ مکه پرسوجو کنند.
🔹خانوادهٔ حاطب نامهای به او نوشتند و موضوع را با وی در میان گذاشتند. حاطب در پاسخ نوشت که آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین قصدی دارد. سپس نامه را به زنی به نام سارَه سپرد. او نامه را در میان گیسوان خود پنهان کرد و به راه افتاد.
🔹پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و زبیر بن عوام را به دنبال آن زن فرستاد. آن دو به او رسیدند. امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسید:
«نامه کجاست؟»
🔹ساره گفت: چیزی همراه من نیست. او را تفتیش کردند، اما چیزی نیافتند. زبیر گفت: چیزی پیدا نشد، بازگردیم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
🔹 «به خدا سوگند، رسول خدا به ما دروغ نگفته است؛ جبرئیل به پیامبر دروغ نگفته و پیامبر به جبرئیل دروغ نبسته و جبرئیل نیز به خدا دروغ نمیبندد. نامه را بیرون آور، وگرنه به سزای کارت خواهی رسید.»
🔹ساره گفت: از من فاصله بگیرید تا نامه را بیرون بیاورم. آنگاه نامه را از لابهلای گیسوان خود خارج کرد.
🔹امیرالمؤمنین علیهالسلام نامه را گرفت و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد. پیامبر از حاطب پرسید:
«این چه کاری بود؟»
🔹حاطب عرض کرد:
«ای رسول خدا! به خدا سوگند، این کار را از روی نفاق انجام ندادم و در ایمانم تغییری پدید نیامده است. شهادت میدهم که معبودی جز خدا نیست و تو فرستادهٔ برحق اویی؛ اما خانوادهام از مکه نوشتند که قریش با آنان خوشرفتاری میکند و من خواستم این حسن رفتار را با خدمتی جبران کرده باشم.»
🔹پس از این ماجرا، خداوند متعال این آیه را نازل فرمود:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، دشمن من و دشمن خود را به دوستی مگیرید.
✍گرچه شأن نزول این آیه به این حادثه بازمیگردد، اما مضمون آن اختصاص به این واقعه ندارد، بلکه قانونی کلی و اجتماعی است که همواره اعتبار دارد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
📚 شهید سید حسن نصرالله،
کدام اثر ارزشمند رهبر شهید انقلاب (رضوان الله علیه) را در یک شب مطالعه کردند؟
📖 کتاب خون دلی که لعل شد
📚کتاب خون دلی که لعل شد به قلم آیتالله سید علی خامنهای است که با کوشش محمدعلی آذرشب گردآوری و توسط «انتشارات انقلاب اسلامی» منتشر شده است. این کتاب ترجمهی فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیّد حسن نصرالله معرفی شده بود. آیتالله خامنهای آن را به زبان عربی نگاشتهاند و محمدحسین باتمان غلیچ آن را به فارسی برگردانده است.
📚عنوان بامسمّای این کتاب منعکسکنندهی موضوع و محتوای آن است و مربوط به سالهای سخت مبارزه و خون دل خوردنهای آیتالله خامنهای (رضوان الله عليه)، تا رسیدن به سالهای پیروزی و بهثمرنشستن عذابها، دردها و شکنجههای دوران پیش از انقلاب ۵۷. به بیانی دیگر، انقلاب اسلامی همان گوهر و لعلی است که از دل تمامیِ ناملایمات گذشته سر برآورده است. کتاب به شرح دوران طلبگی و اسارت آیتالله خامنهای و شروع انقلاب تا پیروزی آن اختصاص دارد. سید حسن نصرالله دربارهی کتاب چنین میگوید: «این کتاب زمانی که به دستم رسید، از شوق تمام آن را یکجا همان شب خواندم. این کتاب میتواند علاقهمندان به دوران پیش از انقلاب و خصوصا جوانان را اغنا کند.»
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
داستانی زیبا و آموزنده از
#بهره_برداری_از_وقت
✍راوی داستان می گوید :
از دیشب حال فرزند خردسالم خوب نبود و وقتی امروز عصر از محل کارم برگشتم، تصمیم گرفتم او را به بیمارستان ببرم.
سالن انتظار شلوغ بود و گفتند حداقل یک ساعت باید منتظر بمانیم. نشستم و مثل خیلیها فقط به اطراف نگاه میکردم؛ بیحوصله و خسته.
در این بین، جوانی توجهم را جلب کرد. یک قرآن جیبی در دست داشت و آرام میخواند؛ بدون اینکه حواسش به شلوغی اطراف باشد. اول بیتفاوت بودم، اما هرچه زمان میگذشت، بیشتر حس میکردم او وقتش را میسازد… و من وقتم را میسوزانم.
وقتی اذان شد و برای نماز رفتم، کنار همان جوان ایستادم. بعد از نماز با او صحبت کردم. گفت:
این قرآن جیبی را همیشه همراهم دارم. هر جا منتظر میمانم، چند صفحه میخوانم. هم آرام میشوم، هم وقتم هدر نمیرود.
بعد با لبخند پرسید:
«تو چه زمانی یک ساعت و نیم وقت پیدا میکنی قرآن بخوانی؟»
این سؤال در ذهنم ماند. فهمیدم چقدر از عمرمان در انتظارهای بیهوده میگذرد؛ بیآنکه حتی یک کار کوچکِ خوب انجام دهیم.
بعد از ویزیت، مستقیم رفتم کتابفروشی و یک قرآن جیبی تهیه کردم. با خودم عهد کردم از فرصتهای کوتاه هم بهترین استفاده را بکنم.
وقت طلا نیست؛ از طلا هم باارزشتر است.تا زندهای، فرصت را از دست مده.
و وقتت را در طاعت خدا بهره بگیر؛
که بسیاری زیر خاکاند و آرزو میکنند بازگردند تا حرفی از قرآن بخوانند و حسنهای به دست آورند که کفه ترازوی اعمالشان را سنگین کند.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
الأسماء العربية للأشياء بحسب حالتها
«نامهای عربی برخی اشیاء بر اساس حالتشان»
🌸 کأس (جام): گفته نمیشود مگر اینکه در آن شراب (نوشیدنی) باشد، وگرنه زُجَاجة (شیشه) نامیده میشود.
🌸 مائدة (میز غذا): گفته نمیشود مگر اینکه بر آن طعام (خوراک) گذاشته شده باشد، وگرنه خِوَان نامیده میشود.
🌸 کُوز (کوزه): گفته نمیشود مگر اینکه عُرْوَة (دسته) داشته باشد، وگرنه کُوب (لیوان) نامیده میشود.
🌸 خاتَم (انگشتر): گفته نمیشود مگر اینکه فَصّ (نگین) داشته باشد، وگرنه فَتْخَة (حلقه ساده) است.
🌸 أَرِيكة (مبل): گفته نمیشود مگر اینکه حَجَلَة (بالشت) داشته باشد، وگرنه سَرِير (تخت) است.
🌸رُمْح (نیزه): گفته نمیشود مگر اینکه سِنَان (تیغه / نوک تیز) داشته باشد، وگرنه قناة (لوله) نامیده میشود.
🌸 «نَعْش» (تابوت / جایگاه مرده) نامیده نمیشود مگر آنکه میّت روی آن باشد.
🌸 كَمِيّ (شجاع / پهلوان): گفته نمیشود مگر اینکه شاكي السِّلاح (حامل و آمادهٔ سلاح) باشد، وگرنه بَطَل نامیده میشود.
🌸عَوِيل ( ناله): گفته نمیشود مگر اینکه با رفع صَوْت (بلند کردن صدا / فریاد) همراه باشد، وگرنه بُكَاء (گریهی ساده) نامیده میشود.
🌸وَقُود (سوخت / هیزم): گفته نمیشود مگر اینکه در آن النار (آتش) افروخته باشد، وگرنه حَطَب (چوب / هیزم خام) نامیده میشود.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی (قسمت پنجم)
حرکت سپاه پیامبر بهسوی اُحد