eitaa logo
راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
1.2هزار دنبال‌کننده
287 عکس
101 ویدیو
1 فایل
«راشدین» جایی برای رشد دل و اندیشه است. اگر به تاریخ اسلام؛ مغازی و سیره معصومین ع، داستان‌های ایمان، عبرت‌های زندگی و معارف قرآنی علاقه‌مندی، همراه راشدین باش تا با هم در مسیر رشد و بصیرت قدم برداریم . @Rasool8Janami8 https://eitaa.com/Rashedin8
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 جمعه های قرآنی 🌸 شأن نزول آیه ۱ سوره ممتحنه ماجرای نامهٔ حاطِب بن ابی‌بلتعه
🌸 جمعه های قرآنی 🌸 شأن نزول آیه ۱ سوره ممتحنه ماجرای نامهٔ حاطِب بن ابی‌بلتعه 🔹حاطِب بن ابی‌بلتعه در مکه اسلام آورد و سپس به مدینه هجرت کرد، در حالی‌ که خانواده‌اش در مکه باقی مانده بودند. از سوی دیگر، قریش نگران بودند که سپاه رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی مکه حرکت کند. از این رو نزد خانوادهٔ حاطب رفتند و از آنان خواستند نامه‌ای برای او بنویسند و از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله دربارهٔ مکه پرس‌وجو کنند. 🔹خانوادهٔ حاطب نامه‌ای به او نوشتند و موضوع را با وی در میان گذاشتند. حاطب در پاسخ نوشت که آری، رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین قصدی دارد. سپس نامه را به زنی به نام سارَه سپرد. او نامه را در میان گیسوان خود پنهان کرد و به راه افتاد. 🔹پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و زبیر بن عوام را به دنبال آن زن فرستاد. آن دو به او رسیدند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرسید: «نامه کجاست؟» 🔹ساره گفت: چیزی همراه من نیست. او را تفتیش کردند، اما چیزی نیافتند. زبیر گفت: چیزی پیدا نشد، بازگردیم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: 🔹 «به خدا سوگند، رسول خدا به ما دروغ نگفته است؛ جبرئیل به پیامبر دروغ نگفته و پیامبر به جبرئیل دروغ نبسته و جبرئیل نیز به خدا دروغ نمی‌بندد. نامه را بیرون آور، وگرنه به سزای کارت خواهی رسید.» 🔹ساره گفت: از من فاصله بگیرید تا نامه را بیرون بیاورم. آنگاه نامه را از لابه‌لای گیسوان خود خارج کرد. 🔹امیرالمؤمنین علیه‌السلام نامه را گرفت و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد. پیامبر از حاطب پرسید: «این چه کاری بود؟» 🔹حاطب عرض کرد: «ای رسول خدا! به خدا سوگند، این کار را از روی نفاق انجام ندادم و در ایمانم تغییری پدید نیامده است. شهادت می‌دهم که معبودی جز خدا نیست و تو فرستادهٔ برحق اویی؛ اما خانواده‌ام از مکه نوشتند که قریش با آنان خوش‌رفتاری می‌کند و من خواستم این حسن رفتار را با خدمتی جبران کرده باشم.» 🔹پس از این ماجرا، خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خود را به دوستی مگیرید. ✍گرچه شأن نزول این آیه به این حادثه بازمی‌گردد، اما مضمون آن اختصاص به این واقعه ندارد، بلکه قانونی کلی و اجتماعی است که همواره اعتبار دارد. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
📚 شهید سید حسن نصرالله، کدام اثر ارزشمند رهبر شهید انقلاب (رضوان الله علیه) را در یک شب مطالعه کردند؟ 📖 کتاب خون دلی که لعل شد 📚کتاب خون دلی که لعل شد به قلم آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است که با کوشش محمدعلی آذرشب گردآوری و توسط «انتشارات انقلاب اسلامی» منتشر شده است. این کتاب ترجمه‌ی فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیّد حسن نصرالله معرفی شده بود. آیت‌الله خامنه‌ای آن را به زبان عربی نگاشته‌اند و محمدحسین باتمان غلیچ آن را به فارسی برگردانده است. 📚عنوان بامسمّای این کتاب منعکس‌کننده‌ی موضوع و محتوای آن است و مربوط به سال‌های سخت مبارزه و خون دل خوردن‌های آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان الله عليه)، تا رسیدن به سال‌های پیروزی و به‌ثمرنشستن عذاب‌ها، دردها و شکنجه‌های دوران پیش از انقلاب ۵۷. به بیانی دیگر، انقلاب اسلامی همان گوهر و لعلی است که از دل تمامیِ ناملایمات گذشته سر برآورده است. کتاب به شرح دوران طلبگی و اسارت آیت‌الله خامنه‌ای و شروع انقلاب تا پیروزی آن اختصاص دارد. سید حسن نصرالله درباره‌ی کتاب چنین می‌گوید: «این کتاب زمانی که به دستم رسید، از شوق تمام آن را یکجا همان شب خواندم. این کتاب می‌تواند علاقه‌مندان به دوران پیش از انقلاب و خصوصا جوانان را اغنا کند.» کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستانی زیبا و آموزنده از ✍راوی داستان می گوید : از دیشب حال فرزند خردسالم خوب نبود و وقتی امروز عصر از محل کارم برگشتم، تصمیم گرفتم او را به بیمارستان ببرم. سالن انتظار شلوغ بود و گفتند حداقل یک ساعت باید منتظر بمانیم. نشستم و مثل خیلی‌ها فقط به اطراف نگاه می‌کردم؛ بی‌حوصله و خسته. در این بین، جوانی توجهم را جلب کرد. یک قرآن جیبی در دست داشت و آرام می‌خواند؛ بدون اینکه حواسش به شلوغی اطراف باشد. اول بی‌تفاوت بودم، اما هرچه زمان می‌گذشت، بیشتر حس می‌کردم او وقتش را می‌سازد… و من وقتم را می‌سوزانم. وقتی اذان شد و برای نماز رفتم، کنار همان جوان ایستادم. بعد از نماز با او صحبت کردم. گفت: این قرآن جیبی را همیشه همراهم دارم. هر جا منتظر می‌مانم، چند صفحه می‌خوانم. هم آرام می‌شوم، هم وقتم هدر نمی‌رود. بعد با لبخند پرسید: «تو چه زمانی یک ساعت و نیم وقت پیدا می‌کنی قرآن بخوانی؟» این سؤال در ذهنم ماند. فهمیدم چقدر از عمرمان در انتظارهای بیهوده می‌گذرد؛ بی‌آنکه حتی یک کار کوچکِ خوب انجام دهیم. بعد از ویزیت، مستقیم رفتم کتاب‌فروشی و یک قرآن جیبی تهیه کردم. با خودم عهد کردم از فرصت‌های کوتاه هم بهترین استفاده را بکنم. وقت طلا نیست؛ از طلا هم باارزش‌تر است.تا زنده‌ای، فرصت را از دست مده. و وقتت را در طاعت خدا بهره بگیر؛ که بسیاری زیر خاک‌اند و آرزو می‌کنند بازگردند تا حرفی از قرآن بخوانند و حسنه‌ای به دست آورند که کفه ترازوی اعمالشان را سنگین کند. با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
الأسماء العربية للأشياء بحسب حالتها «نام‌های عربی برخی اشیاء بر اساس حالتشان» 🌸 کأس (جام): گفته نمی‌شود مگر اینکه در آن شراب (نوشیدنی) باشد، وگرنه زُجَاجة (شیشه) نامیده می‌شود. 🌸 مائدة (میز غذا): گفته نمی‌شود مگر اینکه بر آن طعام (خوراک) گذاشته شده باشد، وگرنه خِوَان نامیده می‌شود. 🌸 کُوز (کوزه): گفته نمی‌شود مگر اینکه عُرْوَة (دسته) داشته باشد، وگرنه کُوب (لیوان) نامیده می‌شود. 🌸 خاتَم (انگشتر): گفته نمی‌شود مگر اینکه فَصّ (نگین) داشته باشد، وگرنه فَتْخَة (حلقه ساده) است. 🌸 أَرِيكة (مبل): گفته نمی‌شود مگر اینکه حَجَلَة (بالشت) داشته باشد، وگرنه سَرِير (تخت) است. 🌸رُمْح (نیزه): گفته نمی‌شود مگر اینکه سِنَان (تیغه / نوک تیز) داشته باشد، وگرنه قناة (لوله) نامیده می‌شود. 🌸 «نَعْش» (تابوت / جایگاه مرده) نامیده نمیشود مگر آنکه میّت روی آن باشد. 🌸 كَمِيّ (شجاع / پهلوان): گفته نمی‌شود مگر اینکه شاكي السِّلاح (حامل و آمادهٔ سلاح) باشد، وگرنه بَطَل نامیده می‌شود. 🌸عَوِيل ( ناله): گفته نمی‌شود مگر اینکه با رفع صَوْت (بلند کردن صدا / فریاد) همراه باشد، وگرنه بُكَاء (گریه‌ی ساده) نامیده می‌شود. 🌸وَقُود (سوخت / هیزم): گفته نمی‌شود مگر اینکه در آن النار (آتش) افروخته باشد، وگرنه حَطَب (چوب / هیزم خام) نامیده می‌شود. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی (قسمت پنجم) حرکت سپاه پیامبر به‌سوی اُحد
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی (قسمت پنجم) حرکت سپاه پیامبر به‌سوی اُحد هنگامی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از مدینه بیرون شد، صحابه ای به نام جُعال بن سُراقة نزد ایشان آمد. آثار اضطراب بر چهره‌اش آشکار بود و نفسش به سختی بالا می‌آمد. گفت: «ای رسول خدا، به من خبر رسیده که فردا تو کشته می‌شوی!» پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، با آرامشی الهی، دست مبارک خود را بر سینهٔ او زد و فرمود: « بدان همهٔ عمر، فردا نیست؟» سپس پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله سه نیزه خواست، و سه پرچم بست: پرچم اوس را به اُسَید بن حُضَیر سپرد. پرچم خزرج را به حُباب بن مُنذر بن جموح داد. پرچم مهاجران را به علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام داد. پس از آن، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اسب خود را طلبید و بر آن سوار شد. کمانش را برداشت و در دست دیگر نیزهٔ باریک و بلندی داشت که نوکش از فلز شَبَه بود. مسلمانان نیز زره‌ها را به‌تن کرده بودند؛ صد نفر زره‌پوش در میان آنان بود. وقتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله سوار شد، اسعدان یعنی دو سعد ــ سعد بن عباده و سعد بن معاذ ــ در حالی که هر دو زره بر تن داشتند، در برابر او می‌دویدند. مردم نیز در اطراف پیامبر، سمت راست و چپ او حرکت می‌کردند، تا به مسیر «البَدائع» رسید و سپس وارد گذرگاه «الحِسی» شد، تا آنکه به نزدیکی دو دژ قدیمی رسیدند که در جاهلیت وجود داشت و به سبب سکونت یک پیرمرد و پیرزن نابینا «الشَّیخَین» نامیده می‌شد. هنگامی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر فراز گردنهٔ آنجا ایستاد، برگشت و به پشت سر نگاه کرد. ناگاه دسته‌ای بزرگ و خشن را دید که صدای سَلاح و هیاهو از آن برمی‌خاست. پرسید: «این گروه چه کسانی‌اند؟» گفتند: «ای رسول خدا، اینان هم‌پیمانان عبدالله بن اُبَی از یهود هستند.» فرمود: «من هرگز از اهل شرک بر ضد اهل شرک کمک نمی‌گیرم.» با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلسلهٔ خلفا؛ از راشدین تا عباسیان 📚بخش اول: خلفای راشدین (۱۱–۴۱ هجری) 1️⃣ ابوبکر 11–13 هـ ⏳ 2 سال 2️⃣ عمر بن خطاب 13–23 هـ ⏳ 10 سال 3️⃣ عثمان بن عفان 23–35 هـ ⏳ 12 سال 4️⃣ علی بن ابی‌طالب(علیه‌السّلام) 35–40 هـ ⏳ حدود 4 سال و 9 ماه 5️⃣ امام حسن(علیه‌السّلام) 40–41 هـ ⏳ حدود 6 ماه کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
سلسلهٔ خلفا؛ از راشدین تا عباسیان 📚بخش دوم : خلفای اموی (۴۱–۱۳۲ هجری) 1️⃣ معاویة بن أبی‌سفیان 41–60 هـ 2️⃣ یزید بن معاویه 60–64 هـ 3️⃣ معاویة بن یزید 64 هـ — چند ماه 4️⃣ مروان بن حکم 64–65 هـ 5️⃣ عبدالملک بن مروان 65–86 هـ 6️⃣ الولید بن عبدالملک 86–96 هـ 7️⃣ سلیمان بن عبدالملک 96–99 هـ 8️⃣ عمر بن عبدالعزیز 99–101 هـ 9️⃣ یزید بن عبدالملک 101–105 هـ 🔟 هشام بن عبدالملک 105–125 هـ 1️⃣1️⃣ الولید بن یزید بن عبدالملک 125–126 هـ 2️⃣1️⃣ یزید بن الولید (یزید ناقص) 126 هـ — چند ماه 3️⃣1️⃣ ابراهیم بن الولید 126 هـ — کوتاه 4️⃣1️⃣ مروان بن محمد (مروان حمار) 127–132 هـ آخرین خلیفه اموی کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8