*•••••┅═✧🦋❁﷽❁🦋✧═┅•••••*
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸به روایت "همرزمان و خانواده شهید"
🔹صفحه ٢١٧_٢١۶
#قسمت_نود_و_ششم 🦋
((نازِ پا ))
#محمد_حسین به خانه آمد، هنوز حالش خوب نبود و نمی توانست راه برود، امّا برای اینکه وانمود کند مشکلی ندارد سعی می کرد همهٔ کارهایش را خودش انجام دهد.
روحیّهٔ عجیبی داشت. با اینکه خیلی درد می کشید و به کمک عصا راه می رفت، خم به ابرو نمی آورد، با همان وضعیّت به سختی رانندگی می کرد و به جای پا، عصایش را روی پدال گاز ماشین می گذاشت.
روزهای آخر قبل از اینکه به #منطقه برود، منزل برادر بزرگمان، آقا محمّد علی، دعوت بودیم.
من همان جا او را به حمّام بردم. او حتّی توان ایستادن نداشت.
داخل حمّام برایش صندلی گذاشتم، همان طور که بدنش را می شستم، چشمم به پای مجروحش افتاد.
دقّت کردم دیدم پایش سوراخ است، یعنی حفره ای در آن ایجاد شده بود و دکتر یک لولهٔ پلاستیکی در آن کار گذاشته بود که این طرف می شد آن طرف را دید.
دلم واقعاً ریش شد! 😥
به همین خاطر لیف را به آرامی روی پاهایش می کشیدم وسعی می کردم خیلی احتیاط کنم.
محمّد حسین گفت: «هادی!»
گفتم: «بله؟ »
گفت: «محکم بکش! چرا این طوری می کشی؟»
گفتم: «اذیّت می شوی داداش ممکن است خطرناک باشد وبرایت اتّفاقی بیفتد.»
گفت: «جوش نزن محکم بکش مگر من چقدر این پاها را کار دارم که تو این قدر نازشان را می کشی؟»
و بعد گفت: «این پاها را من فقط برای همین #عملیات احتیاج دارم، دیگر نیازی به آن ها ندارم.»
آن لحظه حرفش را باور نکردم، چون از آینده هیچ خبری نداشتم.
💠ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو، تا شوی موزون خویش
(به روایت محمد هادی یوسف الهی)
((پاهای عاریتی))
وضعیّت پاهای محمّد حسین خیلی خراب بود.
وقتی گوشمان را به محلّ جراحتش نزدیک می کردیم، به راحتی صدای جریان خون را در رگ هایش می شنیدیم.
شاید باور کردنش خیلی مشکل باشد، امّا درست مثل سماور در حال جوش، قُل قُل می کرد و صدا می داد؛
امّا او پر توان، خندان و خستگی ناپذیر به راه خود ادامه می داد!
گفتم: «آخه بابا جان! یک مقدار به فکر خودت باش.»
می گفت: «می دانی بابا! من تا همین اواخر سال بیشتر به این پاهای عاریتی احتیاجی ندارم.»
(به روایت غلامحسین یوسف الهی)
*•••••┅═✧🦋❁🌼❁🦋✧═┅•••••*
*•••••┅═✧🦋❁﷽❁🦋✧═┅•••••*
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸به روایت "همرزمان و خانواده شهید"
🔹صفحه :٢١٨
#قسمت_نود_و_هفتم🦋
((حقّ شهادت))
پیش از اینکه #محمد_حسین دوباره به #منطقه برود، یک روز با هم به #گلزار_شهدا رفتیم.
او با دو عصا زیر بغلش آمده بود. با هم میان قبور شهدا قدم زدیم و بعد بالای سر قبر دامادمان، #شهید_ناصر_دادبین نشستیم.
به محمّد حسین گفتم: «آقا محمّد حسین! این جنگ بالاخره کی تمام می شود؟» 🤔
گفت: «این جنگ نباید تمام شود.»
پرسیدم: «برای چی؟!» 😳
گفت: «به خاطر اینکه به یک تعدادی ظلم می شود.»
با تعجّب گفتم: «ظلم؟! به چه کسانی ظلم می شود؟»
گفت:«به همهٔ کسانی که یک عمر توی #جبهه ها جنگیدند و خودشان را وقف جبهه و جنگ کردند،امّا هنوز به حقّشان نرسیده اند.
حقّ آن ها فقط با شهادت ادا می شود.»
و چنین شد!..
مردان بی ادّعا به حقّشان رسیدند.
راوی :"محمّد علی یوسف الهی"
💠مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
💠من از او عمری ستانم جاودان
او ز من دلقی رباید رنگ رنگ
🍃🌸🍃
#شهید_ناصر_دادبین سال 1330 در كرمان به دنيا آمد. چهارمين فرزند،و سومين پسر خانواده بود.
پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه ، به فعاليت هاي سياسي خود در كرمان ادامه داد و در تظاهرات شركت فعالانه داشت.
در سال 1357و در اوج درگيري های مردمی و رژیم پهلوی، مهندس ناصر دادبين مورد اصابت گلوله از ناحیه قلب، قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
*•••••┅═✧🦋❁🌼❁🦋✧═┅•••••*
#سلام_امام_زمانم 💚
اے بودم،از نبودِ تو نابود مےشوم
میسوزم از فراقِ تو و دود مےشوم
آقا بیا و با دَمِ عیسایے ات ببین
نابودم و زِ بودِ تو موجود مےشوم
🦋 صبحت بخیر آقا 🦋
🌸 اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@Ravie_1370🌷
8.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امامفرمود:
خرمشهر را خدا آزاد کرد،
این به معنای آن است که..💯''
#شمارشمعکوس³
#آزادی_خرمشهر✌️🏼
صبح ...
تمام عاشقانهها را
باید با شما خواند
با شما بیدار شد
صبحانه را
به هوای شما صرف کرد
و برای هر صبح
آغازی شد
تا صبحهای دیگر ...
#صبح_بخیر
#مردان_بی_ادعا
#لشکر10_سیدالشهداء
@Ravie_1370🌷
•°🌱
#سلام_اربابم
سردارسر بريدهۍدنياسلامعشق
عاليجنابحضرٺدرياسلامعشق
شمسوقمربہگنبدتانبوسہميزنند
خورشيدڪربلاۍمعلیسلامعشق
#صلیاللهعلیڪیااباعبدالله♥️🌱
#صبحٺونحسینی🌸
@Ravie_1370🌷
7.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌برای اولین بار
🔺توضیحات صریح رئیسی در مورد وقایع سال ۶۷ و حکم امام خمینی(ره)
🔻پاسخ به یک شبههای که ممکنه نزدیک انتخابات دوباره برخی افراد درباره آقای رئیسی بگن
👈اعدام های سال ۶۷ چه بود؟
#ایران_قوی
#دولت_مردمی
@Ravie_1370🌷