عطرین دادم خل میشم
یه فرد محترمی (متضاد محترم) پشت سرم حرف درآورده(تهمت زده) آبرومو تو خونواده پدری برده
از اول شب یه چشمم اشکه یه چشمم خون
دعاکن بگذره بره واقعا دیگه نمیکشم
#مبینا
ایوای یاخدا🙂😭
https://eitaa.com/didebanne/43715
مگه نگفتن سرود؟ اینجا که قیافه استاد معلوم نیس
نمیدانم والا
https://eitaa.com/didebanne/43720
پیام ایشونووقتی میبینم یادخودمون میوفتم.
ببین توباید اول ازش بپرسی بگی آیاتمایلی به رفاقت داره یانه به قولی درخواست دوستی بدی،همین جوری که نمیشه بعداگه جواب دادو درخواستتو قبول کرد واردمسائل خودتون بشید.
منم یه همچین داستانی داشتم رفتم پیویش ودرخواست دوستی دادم اونم باکمال میل قبول کرد.
راستی عطرین بهت نگفتهیودم اسمشم (پینار)ه.
#نور
اووو چه اسمی
https://eitaa.com/didebanne/43726
مریم خانوم چطور گفت مگه
شب یلدا بود قبلش بهش گفتم میخوام با یه نفر آشنا بشم بعدددد خانوم کلی حسودیش شد و وایساد راهنمایی کردن
بعد من اون طرف داشتم درموردش از روحی میپرسیدم
دیدم خیلی جدی داره راهنمایی میکنه بهش گفتم کسی که میخوام باهاش بیشتر آشنا بشم خودتی
بعدشم الفرار🤣🤣🤣🤣
این سال چه ادمایی از زندگیمون اومدن و رفتن مخصوصا تو عطرین
حقیقتا از رفتن خیلیاشون خوشحالم
https://eitaa.com/didebanne/43720
ببین عطرین الان رابطه مونو بهت توضیح میدم
خب ما توکلاس حرف میزنیم میخندیم ولی اون رفاقت اصلیه شکل نگرفته ومن میخوام همون شکل بگیره
اونم منو دوست داره همیشه وقتی صدام میکنه میگه فلانی جون
خب این شاید برای عموم باشه
https://eitaa.com/didebanne/43724
این که گذاشتی مال سال تحویله اون قسمتی که بچه ها میگن واسه سرود ملیه رو میگم
آهان خبب فاطمه گفت میفرسته واسم
بالاخره رفتم دیدم ساهره روو
چرا میگین خیلی بد تموم شد خوب شد کهه؛پایانش باز موند اما از حرفای امیر علی و هادی میشد فهمید تو ذهن احسان چی میگذره😔
بعد یه چیزی،اون گوشی که پسره پیدا کرد قراره از آینده با عطیه حرف بزنه یا با به بدبخت دیگه؟😂
خب همین پایان زیادی باز بودددد
فکر کنم داستان جدیدهه
https://eitaa.com/didebanne/43717
نه چشمش معلومبود نه صورتش ولی انصافا صداش خیلی خوب بود.
خداواسه خانواده اش حفظ کنه.😔🤌#نور
عجب 😂