💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/71459
حاجی ۴ تا نوه داشتن
سارا و پارسا بچه های نرجس خانوم هستن
عسل کوچولو و اون یکی قلشون که اسمشونو یادم نیست نوه های دوقلوشون هستن از بچه های حسین آقا
رضا فکر کنم هنوز ازدواج نکرده
تو کتاب عزیز زیبای من زینب خانوم خاطرات بامزه ای از عسل تعریف میکنن ... و اون کتاب خیلی دردناک و گریه آوره .... خاطرات خانوادگی شون 💔💔
ولی تیکه های بامزه ای هم داشت 😂 اینکه حاجی روی عسل حساس بودن اجازه نمیدادن کسی دعواش کنه یک بار که خانواده حاجی مهمون بیت آقا بودن برای مراسم های روضه ... شام قرمه سبزی داشتن عسل دستشو میکنه تو کاسه ی قرمه سبزی مشت مشت خورشتو میریزه رو سفره 😂😂😂 زینب خانم حرص میخورده به خادم میگه تو رو خدا اینو دعواش کنید از من حساب نمیبره😂😂 خادم میگه منو با حاجی در نندازید من نمیتونم جیزی بهش بگم😂 بعد همون موقع روی پرده ی صفحه نمایشگر بیت عکس حاجی رو نشون میدن نزدیک آقا نشسته بودن 💔💔 خانم خادم تا میخواد به عسل یه چیزی بگه عسل بهش میگه به من حرفی بزنی به اون آقاهه ميگما! من بابابزرگم حاج قاسمه اوناهاش اونجا نشسته 😂😂😂 خادم هم از حاضر جوابیش خنده اش میگیره 😂😂😂
حاجی میگفته میترسم محبت من به نوه هام مانع شهادتم بشه :))
هم آقا هم حاجی خیلی نوه دوست بودند 💔💔
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
جدییییی حاجی نوه ام داشتن🥲
من فکر کردم اولین نوه شون بوده((:
چه دل مهربونی داشته حاج قاسم ما🥲
آخییییی عسل کوچولو (((:
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/zaghsiah/283311
عمر رژیم صهیونی به شماره افتاده ☝️#دختر_تورک
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بله بله معنی شماره هم فهمیدیم 😭😂
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
خدایی چی شده ؟؟؟
الان جدی جدی جنگ شد ؟؟؟؟ 😕
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⏱ساعت: ۰۸:۵۸:۵۵
⏰تاریخ: چهارشنبه خرداد ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
طراحی و کدنویسی : @Im_Azad
🆔 @harf_n
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/71529
آره خوبیم یعنی عالیم هرشب داریم با آتش بس مسئولین عزیز کیف میکنیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⏱ساعت: ۰۸:۵۹:۱۵
⏰تاریخ: چهارشنبه خرداد ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
طراحی و کدنویسی : @Im_Azad
🆔 @harf_n
[ࢪایِـحـهـہےدِلــ [♡
💬 | #پیام_جدید متن پیام: خدایی چی شده ؟؟؟ الان جدی جدی جنگ شد ؟؟؟؟ 😕 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت: ۰۸:۵۸:
نه جنگ کجا بود آتش بس برقراره
یبار بخاطر لبنان میزنیم بعد اسرائیل دوباره میزنه اش ایران بی تفاوت اصن
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/71538
امنیت و آتش بس در کشور موج میزنه برم سرمو بکوبم به دیوار یا زوده🚶🏻😕
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
امنیت کامل صدرصد 😂☝️
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
به خاطر یه هلیکوپر کل شهرمون و شخم زد اونوقت رهبر مارو زدند هیچی به هیچی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اینجاست که باید ترسید...🚶♀
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
آره .... :))))
خییییلی رئوف و دل رحم بود .... اون فیلمی که وسط جنگ با داعش به فکر اون گاوی هستن که تو راه میبینن و میرن بهش غذا میدن :))))) یا وسط جنگ به همکارشون زنگ میزنن که تو فلان منطقه حواست به آهوها باشه غذا ندارن بهشون غذا بده :)))) یه بارم نرجس تو خاطراتش گفته بود ما یه بچه گربه بی پناه پیدا کردیم پاش میلنگید گذاشتیم تو جعبه آوردیم خونه بابا خیییلی مواظبش بود بهش رسیدگی می کرد که حالش خوب شه میگفت صدای مامانم در اومده بود میگفت نرجس پاشو این گربه رو ببر شده اسباب بازی پدرت😂😂😂
تو کتاب دخترها تعریف می کردن چهارشنبه خانواده رو جمع کردن ولی رفتارشون تغییر کرده بود قبلا خودشون به سمت نوه ها می رفتن میبوسیدنشون ولی اون شب آخر فقط تو فکر بودن اصلا مثل قبل مارو طولانی بغل نکردند پای تلویزیون بودند عسل داشته بازی میکردن به لحظه طاقت نیاوردند صداش کردن. فاطمه دختر دیگه شون گفته عسل برو پیش باباجون ... حاجی گفته ولش کن بذار بازی کنه ... فاطمه تعریف میکنه حس کردم بابام از همه ی ما دل کنده..... همون چهارشنبه فاطمه موقع رفتن خیلی گریه میکنه بغلشون میکنه میگه بابا نرو خطرناکه عراق تو بغلشون گریه میکنه ....💔 حاجی به زور جداش میکنه میگه بسه دیگه اینقدر منو نبوس 💔💔 مادر میگه چرا بهش اینطوری گفتی میدونی فاطمه حساسه دلش میشکنه .... حاجی ناراحت بودن از وابستگی بچه ها تو لحظه های آخر .... 💔💔💔 سکوت می کردن اون شب آخر ...
زینب حتی تو سوریه هم با حاج قاسم بوده ! تو کتاب تعریف میکنه یکی از دوستان حاجی که زینب تو یه منطقه ای بوده دور از حاجی و میخواستن برن جای دیگه ای و دوستان حاجی بهش میگفتن یه وقت داعش به اون منطقه ای که زینب هست نره ! ... حاجی میگن من خیالم از زینب راحته از پس خودش برمیاد ! :))) به همه مبگفته من یه دختر دارم چریکه هرجا برم باهام میاد :)))
خاطرات روز وداع اینکه چطوری دونه دونه ذاره از بچه ها دل میکنه باهاشون خداحافظی میکنه و می دونه که خودش سفر آخره خیییلی دردناک نوشته شده 💔💔💔
بخونیدش #عزیز_زیبای_من
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
حاج قاسم دیگه زیتدی رئوف و مهربون بودن😭🤌
آره این دل کندن و خود زینبشونم گفته بود🥲
واقعااااا باهاشون توی سوریه بوده! وای خدایا چه جرعتی داره
مرسیییی 🥲