eitaa logo
دانلود
Rayner⁵
Are you lost,kitten?🤔 #my_art #my_OC
پسره قیافش شبیه ووجین شده،بعدا اگه تغییرش دادم میذارم و اون موقع براشون شغل و ملیت انتخاب میکنم🚶🏻
Rayner⁵
این بانوی منم ببینید،تنها توشه امروز #my_art #my_OC #Alexandra
ایشون(عشقم،بانوم،سرورم)روسی هستن و توی شهر سن‌پترزبورگ زندگی میکنن خواننده و گیتاریسته و البته پیانو هم میزنه توی مجالس و مهمونی های خیلی مجلل و مربوط ب خانواده‌های خیلی سرشناس و اشرافی روسیه دعوت میشه ک گیتار بزنه و خوانندگی کنه چون خیلی قهار و متبحره و البته بشدت صدای خاص و زیبایی داره،در حالت عادی ک حرف میزنه هیچکس متوجه زیبایی صداش نمیشه ولی وقتی میخونه همه مدهوش میشن،سر همینه ک خیلی خواننده و گیتاریست خاصی شناخته شده و مردم بهش لقب"الهه خوانندگی"رو دادن
Rayner⁵
این دوتا بزرگوار(عشقام)ژاپنی هستن و توی توکیو زندگی میکنن آقایی عضو یاکوزائه همونطور ک نوشتم و خانومی هم قبل از ازدواج پرستار بوده ولی بعد از ازدواجش شوهرش میگه ک دیگه لازم نیس کار کنی و خودم خرج این زندگی رو در میارم و از اینجور حرفا،برا همین الان شغل خاصی نداره ولی خودش تو خونه خیاطی میکنه،بافتنی میبافه،گلدوزی میکنه و گاهی هم سفارش میگیره (دوس دارم ی بار طوری ک آشنا میشنم بهتون بگم)
امشب با خواهرام(البته کوچیکه وسطش رف از اونجایی ک اولین بارش بود میدید و احتمالا ترسید_)احضارو برا بار ۱۴۵۳۴۷۸۹۸۶ دیدیم
Rayner⁵
#my_OC #Lorenzo #Giulietta
میخوام ی تیکه از داستانشونو بگم(در حالی ک میدونم بجز تعداد معدودی،کسی نمیخونه) قضیه اینه ک توی یکی از ماموریتای لورنزو ب میلان،ک میخواسته بره با گروه مافیایی رقیب حرف بزنه و یسری مذاکرات و ازینجور کارا میخواستن بکنن،برا خانومیش بادیگارد میذاره ک تو هتل حواسشون بهش باشه و اینا،بعد خانومی خیلی نگران بوده و اصن نمیتونسته بخوابه و اینا،ولی بعد ک چشماش داشته سنگین میشده یهو بو سوختگی میاد تو اتاق و دود و....،نگو اون یارو رئیس گروه رقیب سر لورنزو رو کلاه گذاشته و مذاکرات در واقع پوشش بوده(دقیقا مث کاری ک آمریکا با ایران کرد_☝️)در واقع نقشه داشته خانومیِ لورنزو رو بکشه و بدبختش کنه،ولی کور خونده.. برگردیم ب هتل،اونجا همه بادیگاردا بجز یکیشون میمیرن(افراد تیم حریف کشتنشون)و اون ینفر وقتی آتیش‌سوزی رو میبینه و صدای جیغای خانومی رو میشنوه میدوه میره درو میشکونه و میبینه خانومی خیلی نگران و مستأصله و نمیدونه باید چیکار کنه و اینا(ب آتش‌نشانی زنگ زده ها،بیشعور نیس پسرم،با اینکه تقصیر این نبوده ولی اون زنگ زد😔✨)سریع میره سمتش،کتشو در میاره و تنش میکنه(جنتلمن بودن از صفات بارز افراد جناب لورنزو میباشد☝️)و با ی حرکت bridal style بلندش میکنه و سریع از پنجره اتاق میزنه بیرون(بدبخت اون کارمندای پذیرش هتل)و شروع میکنه به دویدن(ب لورنزو خبر داده ک چ اتفاقی افتاده) لورنزو هم ک فهمیده یارو چ نقشه ای داشته و ب قصد کشت خانومی هتلو آتیش زده بوده،چون از خط قرمزش_ک زنش باشد_عبور کرده بوده ب ی شکل دردناک و وحشتناکی میکشتش و افرادشم،افراد تیم رقیبو میکشن و آره خلاصه ی درگیری جالبی رخ میده😋✨ بعدشم ک اون بادیگارده(پسرم)ب لورنزو زنگ میزنه ک کجایی و اینا،بعد با خانومی میرن پیشش،خانومیم تا شوهرشو میبینه اکلیلی میشه میره بغلش میکنه و ی صحنه رمانتیکی رخ میده،آقایی بغلش میکنه و ازش عذرخواهی میکنه ک ببخشید نتونستم خوب ازت محافظت کنم و اینا،بعدم کت اون بادیگارده رو میبینه تنش درش میاره برمیگردونه ب صاحابش و کت خودشو در میاره میذاره رو شونه های خانومی(جیغ*) بعدم با ی لحن آروم و مهربان و جذاب میگه بیا بریم هتل(ی هتل دیگه) میرن و شب زیبا و لذت‌بخشی را پشت سر میگذارند(خودتون میگیرید دیگ_)😔✨ و اره خلاصه پایان
اندر احوالات امشب🌝
برای رز🍎✨
Rayner⁵
جناب بادیگارد☝️ #my_art #my_OC
زنش البته از همون اول ک زنش نیس،بعدا با هم آشنا میشن و اینا