Rayner⁵
#my_OC #Lorenzo #Giulietta
میخوام ی تیکه از داستانشونو بگم(در حالی ک میدونم بجز تعداد معدودی،کسی نمیخونه)
قضیه اینه ک توی یکی از ماموریتای لورنزو ب میلان،ک میخواسته بره با گروه مافیایی رقیب حرف بزنه و یسری مذاکرات و ازینجور کارا میخواستن بکنن،برا خانومیش بادیگارد میذاره ک تو هتل حواسشون بهش باشه و اینا،بعد خانومی خیلی نگران بوده و اصن نمیتونسته بخوابه و اینا،ولی بعد ک چشماش داشته سنگین میشده یهو بو سوختگی میاد تو اتاق و دود و....،نگو اون یارو رئیس گروه رقیب سر لورنزو رو کلاه گذاشته و مذاکرات در واقع پوشش بوده(دقیقا مث کاری ک آمریکا با ایران کرد_☝️)در واقع نقشه داشته خانومیِ لورنزو رو بکشه و بدبختش کنه،ولی کور خونده..
برگردیم ب هتل،اونجا همه بادیگاردا بجز یکیشون میمیرن(افراد تیم حریف کشتنشون)و اون ینفر وقتی آتیشسوزی رو میبینه و صدای جیغای خانومی رو میشنوه میدوه میره درو میشکونه و میبینه خانومی خیلی نگران و مستأصله و نمیدونه باید چیکار کنه و اینا(ب آتشنشانی زنگ زده ها،بیشعور نیس پسرم،با اینکه تقصیر این نبوده ولی اون زنگ زد😔✨)سریع میره سمتش،کتشو در میاره و تنش میکنه(جنتلمن بودن از صفات بارز افراد جناب لورنزو میباشد☝️)و با ی حرکت bridal style بلندش میکنه و سریع از پنجره اتاق میزنه بیرون(بدبخت اون کارمندای پذیرش هتل)و شروع میکنه به دویدن(ب لورنزو خبر داده ک چ اتفاقی افتاده)
لورنزو هم ک فهمیده یارو چ نقشه ای داشته و ب قصد کشت خانومی هتلو آتیش زده بوده،چون از خط قرمزش_ک زنش باشد_عبور کرده بوده ب ی شکل دردناک و وحشتناکی میکشتش و افرادشم،افراد تیم رقیبو میکشن و آره خلاصه ی درگیری جالبی رخ میده😋✨
بعدشم ک اون بادیگارده(پسرم)ب لورنزو زنگ میزنه ک کجایی و اینا،بعد با خانومی میرن پیشش،خانومیم تا شوهرشو میبینه اکلیلی میشه میره بغلش میکنه و ی صحنه رمانتیکی رخ میده،آقایی بغلش میکنه و ازش عذرخواهی میکنه ک ببخشید نتونستم خوب ازت محافظت کنم و اینا،بعدم کت اون بادیگارده رو میبینه تنش درش میاره برمیگردونه ب صاحابش و کت خودشو در میاره میذاره رو شونه های خانومی(جیغ*)
بعدم با ی لحن آروم و مهربان و جذاب میگه بیا بریم هتل(ی هتل دیگه)
میرن و شب زیبا و لذتبخشی را پشت سر میگذارند(خودتون میگیرید دیگ_)😔✨
و اره خلاصه پایان