رسانه کتاب آکادمی روحبخش
سلام و روز بخیر حالتون چطوره؟ من میترسم تعداد پیاما بالا بشه و خسته بشید و الا ادامه میدم. دیروزم د
💬 | #پیام_شما
متن پیام:
سلام علیکم
از وقتی که کانال شما شروع به کار کرد دیگه نمیرم توکانال سید کاظم انقدر که پیگیر مطالب کانال شما هستم اصالا دیگه به اون کانال سر نمیزنم.
آفرین ادمین جان همینطوری ادامه بدی یه روز برا خودت یه کسی میشی😎
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
رسانه کتاب آکادمی روحبخش
💬 | #پیام_شما متن پیام: سلام علیکم از وقتی که کانال شما شروع به کار کرد دیگه نمیرم توکانال سید کاظ
👳♂️ آقا سید بچه ها شوخی میکنن، میخوان به من انگیزه بدن.
(این تعریفا را بیاید تو پیوی بگید، با هم از هم تعریف کنیم اونجا😁)
💬 | #پیام_شما
متن پیام:
سلام حال دلم بده از رفتار زشت بقیه دلخونم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
رسانه کتاب آکادمی روحبخش
💬 | #پیام_شما متن پیام: سلام حال دلم بده از رفتار زشت بقیه دلخونم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👳♂️ چقد بده که ما ها بعضی وقتا رعایت حال همدیگه را نمیکنیم....
کتاب « خودت را تباه نکن» برای همینه...
یه تلنگر قوی بهت میزنه که به زندگی خودت برسی.
تنها شدن نه ها، به زندگی شخصی رسیدن. این دو تا با هم فرق داره.
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍امروز با آقا سید جلسه داشتیم، چه جلسه ای. 😍
یعنی وقتی به مصوباتش فکر میکمم، پرام یکی یکی از بین میره.
ما داریم یه کار جدید میزنیم برای کتاب، نظیرش نیست. 😍
.
شما هم تعریفاتون و بیاید تو شخصی بهمبگید، اینجوری بهتره. 😁
..
این کلیپم بزودی زوووووود میذارمش و برنامه را توضیح میدم.
https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روحبخش
📍امروز با آقا سید جلسه داشتیم، چه جلسه ای. 😍 یعنی وقتی به مصوباتش فکر میکمم، پرام یکی یکی از بین میر
📌 تمام پیام ها و دغدغه هایی که دیروز برا من فرستادید، همه میره زیر مجموعه این برنامه.
برنامه #کتاب_درمانی
.
هرکی کانال ما را داشته باشه، شاید همون موقع کتاب نخره، ولی یک آرشیو از درمان های مختلف را بعد از این برنامه داره.
پیشنهاد میکنم باشید و عزیزانتون را به این برنامه دعوت کنید.
.
https://eitaa.com/Rbook_ir
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین قسمت یه روز معمولی...
البته اگه خانوم ما را خرید نفرسته، آشغال دستمون نده که ببریم پایین، از اسنپ چیزی نخریده باشه و.... 🥶
توکل بخدا، میریم بالا....
.
https://eitaa.com/Rbook_ir
بیاید این آخر شبی یک داستان تعریف کنم، با اون کتابی که توی اینستاگرام معرفی کردم.
دو سه تا از پیامای شما را هم بخونیم و بذارم اینجا و برم پی کارم.
شما هم بخوابید.
📌 داستان این کتاب:
یک غروب پنجشنبه توی دو سه سال پیش بود...
همه چیز رو اعصابم بود، عصبی عصبی...
مرز انفجار و فوران. 🔥🔥
.
مهمونم بودیم، تهران، خونه خواهر. 📍
تصمیم گرفتیم بریم باغ کتاب.
حس و حالش نبود ولی دیگه همسر و مادر و خواهر تصمیم و گرفته بودن.
نشستم پشت رُل و رفتم. 🚙🚙
یه ماشین از چپ..
یکی از راست رد میشد و من احساس میکردم از کل عالم عقب افتادم!
احساس میکردم از بی عرضگی من توی رانندگیه که اینجوری میشه...
دیگه یه جایی نزدیک چهارراه خیابون برزیل بود که با یه راننده ای دهن به دهن شدم و چون خونواده بودن، پیاده نشدم و همونجا تموم شد. 🫣🙄
گذشت و رفتیم باغ کتابی که جایی برای پارک نبود.
باجیبی که پولی برای خرید نداشت.
با خانواده ای که عاشق کتاب بود...
و تنها مردی که با اونا بود!
.
حالا شما حساب کن از درون میجوشی...
از بیرون زشته خانواده را هم ناراحت کنی...
درست مثل کوه دماوند که بعد سالها تازه بخار عصبانیتش یکی دو روزی زد بیرون و دوباره ریخت تو خودش...
به قفسه های کتاب نگاه میکردم.
این نه...
اونم نه...
این یکی هم اصلا به دردم نمیخوره...
کدوم خنگولی این و میخونه...
میچرخیدم، نگاه میکردم، تحلیل میکردم...
که یهو این کتاب من و جذب کرد.
چه متن قشنگی اینجا نوشته.
احتمالا خود خودشه....
.
آقا دیگه خلاصش میکنم...
.
📒همینقد بگم فقط متن منتخب پشت جلد این کتاب، تونست کل اون روز من و صاف کنه.
و من بشم همون من، تو روزایی که منیت آروم و معتدل داشتم...
نمیدونم چطوری ولی ساعتی طول نکشید که کتاب تموم شد...
و خوندم و خوندم و خوندم و خوندم...
چند بار خوندم و لذت بردم.
فهمیدم که راه درمانم کتابه!
این راه و برای شما هم میخوام.
نه اینکه قصه حسنکرد شبستری بخونم که اینجا بمونید.
راحت باشید.
هرجایی هستید بدونید یک نسخه قطعی برای شما، همین ورقه های کتابه.
.
https://eitaa.com/Rbook_ir