пердёж
تو یک خیاط و طراح لباس بودی که حسابی برای هدفات سخت تلاش میکردی،یروز وقتی داشتی لباس مورد علاقتو مید
حسمیکنم این بیش از حد دارک بو
пердёж
خبخب بیاین پیویم بگید "پخ" تا بهتون بگم مرگتون چجوری اتفاق میوفته. PV
میترسم پینش/فور کنم بگا برم
تو ی نیمه المانی و روسی هستی که ننه بابات هر روز تو خونه پاخه همو میگیرن،یروز مثل همیشه که داشتن دعوا میکردن تو میری وسط و میری تو فاز فیلم و میگی که حداقل بخاطر من بسکنین!
ننه باباتم یلحظه سکوت میکنن و بازم ادامه میدن که یهو ننت گلدون جهیزشو پرت میکنه سمت بابات و تو میای از خود گذشتگی میکنی میپری جلو گلدون و گلدون تو سرت میشکنه و همونجا میمیری.