eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
گرگ‌ها خوب بدانند، در این ایل غریب گر پدر رفت، تفنگ ِ پدری هست هنوز...
گر چه مردانِ قبیله همگی کشته شدند توی گهواره‌ی چوبی، پسری هست هنوز...
آب گر نیست نترسید، که در قافله‌مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...
وَه به آن لحظه که موشك می‌نشیند بر کف ِ تل‌آویو و از موجِ انفجار دوربین می‌لرزد!
- روز هشتم از جنگ رمضان: صدای سخنگو قطع می‌شود. از میان در ِ نیمه‌باز این کنج، قاب تلویزیون، جمعیت‌های انبوه مردم در شهرهای بزرگ را نشان می‌دهد. می‌گویم: عجب مردمی! دمشان گرم... و به ثانیه نمی‌کشد که آن بازدم‌های عمیق معروف، حالم را می‌گیرد. همه را می‌بینم در تکاپو. عده‌ای با پای پیاده و مشت‌های گره کرده در تجمعات‌اند. عده‌ای با ماشین و پرچم به دست در خیابان‌ها. عده‌ای پشت پدافند مشغول‌اند. عده‌ای در رسانه. عده‌ای حتیٰ پشت پنجره‌ها! و چه عزیز و شریف‌اند این‌ها... یاد نوشته‌های دوران انقلاب و دفاع مقدس می‌افتم. با چه حسرتی می‌خواندمشان! همیشه دلم می‌خواست روزی من هم بچشم آن بلند و برخواست‌ها را. امّا؛ من مانده‌ام گوشهٔ این شهر کوچك، تنها... تسبیح در دستم خشك شده است. یادم به حضرت آقا می‌افتد. بغض ِ در گلویم می‌شود اشك ِ در چشم. سرم را می‌گذارم روی کتاب ِ مکیال‌المکارم، چشم‌هایم به نور قرآن می‌افتد، با ذکرها، دانه‌های تسبیح را زنده و روانهٔ حق می‌کنم. آری... با هزارویك حسرت و اندوه، ولی انگار؛ جهاد ِ من، همین است... ء. پروردگارا! کاش این زمزمه‌های زیر لب را، پذیرا باشی... شنبه، ۱۶ اسفند ماه ۱۴۰۴؛ مصادف با ۱۷ رمضان مبارك ۱۴۴۷.
التماس دعا...
الحمداللّٰه...
همه اوست؛ خدا.
سرنوشت ِ تو با خون نوشتند..
سوت ِ قرمز.
ء./گفت‌و‌شنود: یك هم‌مسیر ِ قدیمی: الان که شده دیگه...
ء./گفت‌و‌شنود: پسرك خطاب به پدر: بریم تِـران. بریم تِـران. بریم تِـران. بریم تِـران. بریم تِـران. بریم تِـران.
یا غیاث المتسغیثین...