سوت ِ قرمز.
چه بود؟ تکرار. تکرار. تکرار. تکرار. تکرار. تکرار.
تنها باید:
صبر.
صبر.
صبر.
صبر.
صبر.
صبر.
در لحظه:
قلم میلغزد.
دوات پخش میشود.
کاغذ را مُچاله،
به دیوار ِ فکر نشانه،
پرتاب میکنم.
در همه:
همهچیز، درهم میشکند.