eitaa logo
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
239 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
63 ویدیو
18 فایل
▀▄▀▄▀▄ خوش اومـבین~★ خوشحال میشم با حضورتون اینجا رو متبرک کنین =) ▄▀▄▀▄▀
مشاهده در ایتا
دانلود
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
•◇◇◇• سالومه. ناجی صبر. فانی برگزیده. فرزندی که از تمام آزمون های الهه ی عقل سر‌بلند بیرون آمده بود
به لطف پانی، باید بگم اینا قشنگ ترین الهه هایی هستن که کشیدم✨ خدای خشم، مکس و نیکی که الهه خرد و دانشه~☆
و ایشون که خدای شب باشن رو بنده از کتاب ایلیاد در آوردم. یه خدای خشمگین و بی اعصاب که وقتی زئوس به خدای خواب خشمگین شده بود اومد وسط و اینجوری بود که: چخبره اینجا؟؟ چرا انقدر سر و صدا راه انداختین؟؟ جرعت کردین خواب منو مختل کنین؟؟ و خلاصه زئوس به احترام خدای شب خشمش رو فرو برد و المپ رو ساکت کرد که بنده خدا بتونه دوباره بخوابه🤣
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
داداشیا
ولی من هنوز بقیه زندگانی اوسیمو ننوشتم_
اصلا آرت میزارم اه
نه بابا، هلن اصلا هم از مگان کوچولو تر نیست_
ولی تحت شرایطی میتونه بلند تر از مگان بشه (به شکل غیر انسانی*)
چرا انقدر بیکارم باید گمشم برم بقیه زندگی نامه کزایی هلن رو بنویسم
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
چشمان زن با شنیدن آن اسم گشاد شدند. دکتر پالمر، آن مرد خسته و عوضی که با آن قامت بلند اش از بالا به
به سختی نگاهش رو پایین دوخت. دست لرزان اش رو بلند کرد و یقه اش و عقب کشید یه رد جدید. نخ های قرمز رنگ پلاستیکی مثل نمادی از زندگی حال بهم زن در پوست یخ کرده و رنگ پریده اش فرو رفته بودند شمردنشان تبدیل به یک عادت شده بود. 1.. 2... 3... 4... ... چند وقت است که اینجاست؟ سرش را بالا برد و به سقف سفید با آن لامپ های فلورنست کور کننده شان خیره شد. احتمالا از وقتی که به یاد دارد. آنقدر منظره تکراری دیوار های سفید و چهره های اعصاب خورد کن را دیده که دیگر نمیخواهد حتی چشم هایش را باز کند. چهار دیواری کوچکی ست و به طرز محقرانه ای قرار است مال او باشد. همه چیز این جهنم بوی الکل میدهد، چندش آور است. مشخصا آن عوضی سفید پوش عینکی یک وسواسی احمق است که حتی نمیتواند گرد و غبار توی هوا را تحمل کند آنوقت بی هیچ شرمی دستش را در سینه این کودک فرو میکند... او هم یکی دیگر از بیشمار چیز هایی هست که ذهن آشفته اش نمیتواند تحمل کند. به نوک انگشتانش نگاه کرد، تیز و تهدید آمیز که از سفیدی بیمارگونه پوست کرکی بدنش به رنگ زرشکی تیره مایل میشدند. دستش را چندین بار مشت و باز کرد میتوانست این پنجه ها را در گلوی کسی فرو کند؟ به شکل غیرقابل تحملی میخواست اینکار را انجام دهد