eitaa logo
🧸 𝑅𝑒𝑒𝓁𝒯𝒾𝓂𝑒🧸
190 دنبال‌کننده
656 عکس
516 ویدیو
0 فایل
⭐~𝒘𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍~⭐ (ReelTime). تاریخ شروع دوباره مآ:1405/2/2 CH¹: https://eitaa.com/reeltime Chanel²:https://eitaa.com/ReelTime2 Pv: @mohi_16_16 #تابع_قوانین_ایتا #جانم_فدای_رهبر
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چالش داریم✨🤷‍♀ قدتونو مشخص کنید و سند کنید پرایوت بنده. PV:@mohi_15_15 https://eitaa.com/ReelTime https://eitaa.com/ReelTime2
کسایی که لف میدن منتظر جبران باشن ✨🥱 https://eitaa.com/ReelTime
عمل به قول داریم آمار 240 پک ایتا میزارم :>> ایتاج ایتا علی ایتا طنز ایتا پرنسسی ایتا کرفت ایتا باب اسفنجی آمار فعلی: 200 آماری که میزارم:240 چنل مون،زیادمون کنید✨ https://eitaa.com/joinchat/4277274175C38f9e6a96b
اد حدیـــــثـــهـــ 🩷🌀
مــــالـــــک محیــــــ🩷🌀
شرکت کننده ی عزیزمون🥹🌀
عزیزم🤏🫳😄😁 شرکت کننده ی گلمون🩷🌀
شرکت کننده ای دیگر🩷🌀
شروع گفتن درباره اینکه چی شده ببینید مادرتان دراین5 ماه اخیر عوض شده بود همش دعوابود وهرروز دعواراه نیانداخت یه جورایی بگم دنبال بهانه بود هرروز تیپ میزد آرایش های غلیظ میکرد وچادرش هم دیگه سرنمیکرد وبی حجاب شده بود.یک روز مچش راگرفتم دیدم بایک مردهست وباهم رفتند من چیزی نگفتم یکباردیگه رفتم دیدم باز همون هست شب بود رفتم دم خونه مَرده گفتم :توکی هستی باچه اجازه ای دوروبر زن بنده میپلکی گفت:من قراره نامزدش بشم تو چیکاره ای اصلا؟ گفتم :شوهرش و.... چادرش رابرداشت بجاش مانتو پوشید مانتو وشال رفت کنار ، کوتاه ترشد لباسش دیدم دیگه شال هم سر نمیکنه خلاصه بگم طلاق گرفتیم (بابغض) بچه هاگریه کردند دریا:(با گریه)الان کجاهست? پدر:باخانواده اش رفتند خارج من آدمی نبودم که بخوام باعث ناراحتی خانوادم بشم دخترها مقصر من نبودم فقط منو ببخشید دریا و سهیلا پدر را بقل کردند وسهیلا گفت:باورم نمیشه مادری که حجاب رو یاد ما داد خودش یک روز برعکسش بشه دریا: رفت نشست داخل اتاق وشروع کرد گریه کردن تا چند ساعت صدای گریه هاش میومد دیدم دیگه صدا نمیاد دریا خوابش برده بود دلم براش سوخت سهیلا: دریا آدمی احساسی ، درونگر، دلسوز هست مادر وپدرم بهش میگفتند دکتر بشو دریا هم بخاطر همین دلیل دلسوزیش رشته تجربی را انتخاب کرد مادرم می‌گفت: دلسوزیت باعث میشه دلت برای بیمارات بسوزه وخوب شون کنی سهیلا:من هم سختی های زیادی را داشتم به دلیل اینکه در تهران کار می‌کردم یه جورایی میشه گفت مثل پدر هابودم وقتی خواهرم مدرسه بود من زودتر از دانشگاه تعطیل میشدم کیک درست میکردم وبه مشتری هام میدادم وهم دستیار دکتر های مامایی بودم از این طریق پول در می آوردم اولاش که تازه به تهران آمده بودم هنوز به جایی نرسیده بودم که بتونم دستیار دکتر ها باشم مجبور بودم خیاطی کنم وماهانه مقدارکمی پدرم پول به حسابم واریز میکرد ولی با این پولی که می داد نمیشد کاری کرد من دراین چند سال وظیفه های زیادی داشتم : غذا درست کنم کار کنم دانشگاه برم و‌...‌ بعلاوه ی اینها رشته تجربی هم رشته راحتی نبود کلی باید درس میخوندم شب تاصبح بیدار بودم ولی یک بار دریا کمک نکرد بهم من درتهران برایش هم پدر بودم وهم مادر یهو آمدم غذا درست کنم که دیدم...... 𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime