#پارت_بیست وهفت
رویا قهر کرد و به هتل رفت کیوان تا
جایی باهاش رفت ولی خواهرش محل
نداد وبدون خداحافظي رفت
دریا: دلم برای کیوان میسوخت وقتی رویا
اینجوری میکنی کیوان هی عذر خواهی
میکنه ومعلوم هست خجالت میکشه
در همین فکر بودم و همون دقیقه گفت
کیوان: ببخشید خواهرم کنترل زبون نداره
پدر:نه اشکالی نداره، آقا کیوان و دریا اگر
دوست دارید زودتر باهم سر یک زندگی
برید ؛ بگید راحت باشید فکر نکنید من
دوست ندارم شما به هم برسید هم
کیوان پسر خوبی هست هم دختر من
دختر خوبی هست هر دوتا تون خوب
هستید احساس غریبی نکنید من میرم
زیارت با سهیلا ؛ هر حرفی دارید به هم بزنید
سهیلا:من وپدرم باز هم به حرم رفتیم این
چند روز من خیلی به زیارت اومدم و دعا کردم
40دقیقه ای گذشت
با بابام رفتیم پیششون حرف هایشون
تموم شد وخداحافظی کردیم واومدیم خونه دیدم
دریا از پدرم اجازه گرفت که بیرون برن.
دریا رفتم که قدم بزنم دلم گرفته بود
گریه کردم چون من مونده بودم بین
دوراهی گیر کرده بودم ، نمیگم پدرم حرف اشتباهی زده
چون قبول دارم روی هم هنوز شناختی نداریم
ولی من میترسم که آبجی کیوان
زندگیمون رو خراب کنه من تا جایی که
میدونم حسود هست یاد اون حرفش
میفتم که من خواهر و جای مادر
کیوان هستم به نظر من خواهرش
بدجنس وحسوده آخه حرف را بجا نمیزنه حرفش بی معنی بود
بعد کمی قدم زدن برگشتم به خونه سلام
کردم لباسم را عوض کردم ، استراحت کردم یه دفعه خوابم برد
خواب دیدم که.....
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
663K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- سلام لطفا ازش خوب استفاده کن🧠🤲🏾 .
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
279K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- چه زود گذشتت😭🐭 .
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime