رسم رفاقت
_
موذن اذان میگفت و من حواسم به نماز اول وقت نبود. در آسایشگاه نشسته بودم. عباس گفت: «بلند شو نمازت رو بخون! الان شیطون کنارت نشسته!» بعد گفت: «این جمله را یک روزی پدرم به من گفت: بلند شو نمازت رو بخون که الان شیطون کنارت نشسته و تو رو از نماز اول وقتت دور میکنه!»
#سیرهشهدا | #نمازاولوقت
زمان:
حجم:
940.6K
#خاطرات_صوتی
🔺خاطرات شهید سید ابراهیم رئیسی
🔹این قسمت: سه شنبه های مردمی
رسم رفاقت
با خانومم صحبت کردیم که بین عراق و لندن؛ لندن رو انتخاب کنیم.
سفر؛ سفر کاری وزارت خارجه بود که باید مدتی توی یکی از این دو کشور مشغول کار میشدم. انتخاب با خودم بود.
قرار شد به لندن برویم. خانومم گفت فقط یه نکته رو فراموش کردیم.
گفتم چه نکته ای ؟
همسرم گفت:«توی عراق،حرم اهل بیت و امام حسین علیه السلام هست.»
نکنه آینده زندگی مادی و معنوی ما؛
به خاطر خدمتی که میتوانستیم توی عراق به اهل بیت کنیم، تحت تأثیر قرار بگیره.
همون موقع بود که تصمیم گرفتیم از رفاه لندن؛ چشم بپوشیم و با همه سختی ها به عراق بریم. من حالا که نگاه میکنم این همه برکات معنوی و مادی زندگی ام رو مدیون سفر به عراق و برکت خدمت به اهل بیت و امام حسین علیه السلام دارم.
_از زبان شهید امیر عبداللهیان
#روایتکوتاه