رسم رفاقت
_
″مـا را این گمـان نبـود هرگز که بی او بمانیم...مـا را این گمـان نبود که بعـد
از او بمـانیـم، امـا او رفــت!!..″
[کلامشهیدسیدمرتضیآوینی
در وداع امــــام خمینـــی .ره.]
#رهبر_شهید
رسم رفاقت
_
بعضی از آدم ها را انگار از همان اول برای روزهای سختِ تاریخ، برای حماسه آفریده اند.
مهدی یاری یکی از همانها بود؛ پسری که پدر و مادرش سال ها قبل در جمکران او را نذر امام زمان کردند.. نامش را مهدی گذاشتند. مهدی از همان کودکی چشم هایش به دنبال آسمان می گشت.. تا جایی که بعد ها نخبه ی هوا فضا شد؛ و راهش به میانموشکها و پدافندها و تونل ها باز شد..
تونل!؟ جایی که عاشقان؛ سرود حماسه و عشق می سرایند.
دو ماه بیشتر از عقدش نگذشته بود.. او هنوز بوی زندگی میداد.. اما آن شب تقدیر چیز دیگری شد.. آسمان شکافت.. موشک فرود آمد .. ورودی و خروجی تونل مسدود شد ..
مهدی و ۴۱ نفر دیگر ، ساعت ها میان تاریکی، دود و کمبودِ اکسیژن ماندند و به شهادت رسیدند..
_شهیدمهدییاری🕊
#آن_۴۲_نفر.. 💔
#روایتگری
@Refaghat_ir
رسم رفاقت
نور چشم ما آخر ؛ جان را نثار ما کرد.
گفت ؛
جان ناقابلی دارم ؛ جسم ناقصی دارم؛ اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما به ما دادید .. همه ی اینها را کف دست گرفتم . در راه انقلاب و اسلام فدا خواهم کرد.💔
رسم رفاقت
گفت ؛ جان ناقابلی دارم ؛ جسم ناقصی دارم؛ اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما به ما دادید .. همه ی
گفت ؛
این ها هم نثار شما باشد💔
پ.ن: آقاجان ..ما باید فدای شما میشدیم💔