eitaa logo
رسم رفاقت
351 دنبال‌کننده
522 عکس
328 ویدیو
6 فایل
‌‌ -بسم رب الشهداء- "مکه‌برای‌شما،فکه‌برای‌من!!‌بالی‌نمیخواهم این‌پوتین‌های‌کهنه‌هم‌می‌توانند‌مرا‌به‌آسمان‌ببرند." -شهید‌آسیدمرتضی‌آوینی ‌_کپی؟ ³تا صلوات نذر ظهور آقا امام زمان(عج) ‌ناشناس کانال: https://daigo.ir/secret/p-0abd2d42
مشاهده در ایتا
دانلود
خبر به امیرالمؤمنین رسید خشمگین شد، ذوالفقارش را برداشت و به بقیع رفت. میان او و عمر مشاجره در گرفت....
فرمود: اگر سنگی از روی یکی از این قبرها جا به جا شود؛ یک نفر از شما را زنده نخواهم‌گذاشت! و بعد ابوبکر، امیرمؤمنان را آرام کرد و برگشتند... | دلائل الامامه،ص۱۳۷
-شهادت گوارای وجودتون🕊🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بعضے‌ها هم‌ هستند نه میخوان سنگ قبری داشته باشند نه میخوان کسی بالاسر قبرشون وایسه اینجور آدما رو میگن گمنام مفقودالاثر یعنی ته ته شھادت... یعنی حضرت زهرا برات ویژھ مادری کنن... :) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
شهیده بهاره گلرویی🕊💗
رسم رفاقت
شهیده بهاره گلرویی🕊💗
- موقع افطار، بغض و دلهره‌اش را با آب‌جوش فرو داد، اما سعی کرد رنگ و رویش را شاد نگه دارد. بچه‌ها مرتب به مادر نگاه می‌کردند و پسرش از صبح یک کلمه حرف نزده بود. هنگام سحر روز دهم اسفند، اولین روز جنگ، در حالی که سفره سحری را نصفه‌نیمه انداخته بود، به همسرش نگریست. همسرش نگاهش را می‌دزدید. از حجم دلشوره و بغض، یک لقمه سحری از گلویش پایین نرفت. لیوان چای را سرکشید. پیامی روی گوشی‌اش آمد: «انا لله و انا الیه راجعون... رهبر العظیم الشأن... شهادت.» بهاره جا خورد و مبهوت دوروبرش را نگاه کرد. سجاده‌اش را پهن کرد و در افق اولین روز شهادت رهبر انقلاب قامت بست. در حالی که هوا دل به آفتاب می‌سپرد، بهاره چادرش را سر کشید و به سمت حوزه پا تند کرد. بغض ته گلویش چسبیده بود و نمی‌توانست لب از لب باز کند. چند بار پر روسری‌اش را صاف کرد و به داخل حوزه دوید. نفس در سینه‌اش گره خورده بود. به چهره‌های اشک‌بار دوستانش نگریست و پارچه مشکی ماه محرم را از کشو بیرون آورد و روی دستانش گرفت و دور خودش چرخید. منگنه را برداشت. دوستش پرسید: «بهاره چه کار می‌کنی؟» تمام صورتش گُر گرفته و پر از دانه‌های عرق بود و بغض بیداد می‌کرد. یکباره شیشه‌ها لرزیدند. یک ثانیه بعد، سقف و دیواره حوزه بسیج ۱۰۴ رضوان روی سیزده نفر در حال تکاپو فروریخت. صدای انفجار تنوره کشید. بهاره چادرش را محکم در مشت داشت و پارچه مشکی روی دستانش بود. روی زمین غلت زد، چشمانش را بست و به شهادت لبیک گفت.💔 .🕊🪴. -
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلهاتون آماده مهمانی عزیز کرده حضرت زهرا (س) هست ؟!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_