eitaa logo
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
4.6هزار دنبال‌کننده
21.5هزار عکس
8.7هزار ویدیو
303 فایل
دلبسته‌دنیا‌که‌عاشق‌شهادت‌نمی‌شود🌷 رفیق‌شهیدمْ‌دورهمی‌خودمونیه✌️ خوش‌اومدی‌رفیق🤝 تأسیس¹⁰/⁰³/¹³⁹⁸ برام بفرست،حرف،عکس،فیلمی،صدا 👇 https://eitaayar.ir/anonymous/vF1G.Bs4pT جوابتو👇ببین @harfaton1 کپی‌آزاد✅براظهورصلوات‌📿هدیه‌کردی‌چه‌بهتر
مشاهده در ایتا
دانلود
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
🔴شهید رجایی:خداوند در جهنم جایی داره که مساوی است با گناه ۳۶ میلیون انسان اونجا جای منه! ضمن تبریک
🔻 اخبار دیروز مجلس / وزرای پیشنهادی 🔹حسین باغگلی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به دولت سیزدهم راه نیافت 🟢 رای موافق: ۷۶ 🔴 رای مخالف: ۱۹۳ ⚪️رای ممتنع: ۱۸ 🔹عیسی زارع‌پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۵۶ 🔴 رای مخالف: ۱۷ ⚪️رای ممتنع: ۱۰ 🔹حجت‌الاسلام سیداسماعیل خطیب به عنوان وزیر اطلاعات به دولت سیزدهم راه یافت 🟢 رای موافق: ۲۲۲ 🔴 رای مخالف: ۴۸ ⚪️رای ممتنع: ۱۷ 🔹سیداحسان خاندوزی وزیر اقتصاد دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۵۴ 🔴 رای مخالف: ۲۵ ⚪️رای ممتنع: ۸ 🔹حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۷۰ 🔴 رای مخالف: ۱۰ ⚪️رای ممتنع: ۶ 🔹 سیدجواد ساداتی‌نژاد به عنوان وزیر جهاد کشاورزی به دولت سیزدهم راه یافت 🟢 رای موافق: ۲۵۳ 🔴 رای مخالف: ۲۷ ⚪️رای ممتنع: ۴ 🔹 حجت‌الله عبدالملکی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۱۹۱ 🔴 رای مخالف: ۷۷ ⚪️رای ممتنع: ۱۳ رای باطله: ۵ 🔹امین‌حسین رحیمی وزیر دادگستری دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۷۷ 🔴 رای مخالف: ۵ ⚪️رای ممتنع: ۴ 🔹 سرتیپ محمدرضا آشتیانی به عنوان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به دولت سیزدهم راه یافت 🟢 رای موافق: ۲۷۴ 🔴 رای مخالف: ۴ ⚪️رای ممتنع: ۴ 🔹 رستم قاسمی وزیر راه و شهرسازی دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۶۷ 🔴 رای مخالف: ۱۴ ⚪️رای ممتنع: ۴ 🔹 محمدعلی زلفی‌گل وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت سیزدهم شد 🟢 رای موافق: ۲۱۰ 🔴 رای مخالف: ۵۶ ⚪️رای ممتنع: ۱۹ 🔹سیدرضا فاطمی‌امین به عنوان وزیر صنعت، معدن و تجارت به دولت سیزدهم راه یافت 🟢 رای موافق: ۲۰۵ 🔴 رای مخالف: ۶۰ ⚪️رای ممتنع: ۱۴
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
خواهرم میدانے شیرینے چادر در چیست ..؟🤔 اینکه تو لباس سربازے حجت ابن الحسن را بر تن میکنے ..😇 این
تلنـــگر زمانی زیباست که با حیا عجین شده باشد ...👌 🔴 که نباشه چادر سیاه هم محجبه ات نمیکنه ...😏 حضورمون و فعالیتمون در فضای مجازی بی فایده ست ...❌ اگر ندونیم دشمن حیامون را نشونه گرفته ...😥 شیطان به من محجبه نمیگه چادرت را بردار ! 😈 چون می دونه من این کار را نمیکنم ...❌ 🔴 میگه عکســت را در معرض دید نامحرم قرار بده ...😱 🔴 میگه شوخی با نامحرم ، چت کردن با نامحـرم در این فضا مشکلی نداره ...😱 🔴 میگه با ناز و ادا صحبت کردن و فرستادن استیکر در پست ها و نظرها مشکلی نداره ...😷😱 🔴 میگه دلبری از پسرهای مذهبی در فضای مجازی اشکالی نداره ...😡😳 🔴 میگه تو عکسی را که میخوای بگذار ...😡😐 طوری که دوست داری خطاب کن نامحرم رو و باهاش مثل یه خواهر صحبت کن ..😐. بیخیالِ ذهن و دل جوان های مجرد و متاهل ...😡😏 🔴 و اینطور میشه که کم کم شاهد کم شدن حیامون میشیم ...😥 و امان از روزی که حیا برود ...😭 من_حجاب_را_دوست_دارم من_حیا_را_دوست_دارم تقوا_در_دنیای_مجازی رفیق شهیدم 🕊 ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁✌️🧕🌹🧕✌️❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: المَهدِی طاووسُ أَهلِ الجَنَّةِ... مهدی(ع) طاووس اه
🔸️امام صادق علیه السلام: 🔸️مَن سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ؛ 🔸️هر كه خوش دارد از ياران امام مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، بايد منتظر باشد و پارسايى پيشه كند. 📓 دانش‌‌‌نامه قرآن و حدیث، ج ۱۱، ص ۴۰ رفیق شهیدم 🕊 ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁✌️❤️🌹❤️✌️❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 💠و درود خدا بر او فرمود: آنكه جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست كرده، و آنكه را
┄┅═══✼🦋✼═══┅┄ 💠و درود خدا بر او فرمود: بخل ننگ، و ترس نقصان است. و تهيدستي مرد زيرك را در برهان كند مي سازد، و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است. 📒 حکمت3 رفیق شهیدم 🕊 ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁✌️❤️🥀❤️✌️❁═┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
⚫️ ویژه برنامه با کاروان عشق ⚜ #داستان سفر امام حسین (ع)به کوفه و تمامی حوادث و اتفاقات تا شهادت #
⚫️ ویژه برنامه با کاروان عشق ⚜ سفر امام حسین (ع)به کوفه و تمامی حوادث و اتفاقات تا شهادت (ع) و یاران باوفایش... ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁🖤➰🥀➰🖤❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
⚫️ ویژه برنامه با کاروان عشق ⚜ #داستان سفر امام حسین (ع)به کوفه و تمامی حوادث و اتفاقات تا شهادت #
📕⚫️📕⚫️📕 🌿﷽🌿 ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️ ⚫️ ☆ با کــاروان عــشـق☆ ● برنامه هفدهم 📝اين جا كربلاست و آفتاب گرم است و سوزان! به ابن زياد خبر داده اند كه امام حسين(ع) در صحراى كربلا منزل كرده است. همچنين شنيده است كه حُرّ، شايسته فرماندهى سپاه بزرگ كوفه نيست، چرا كه او با امام حسين(ع) مدارا كرده است. او با خبر شده كه حُرّ، دستور داده همه سپاه او پشت سر امام حسين()نماز بخوانند و خودش هم در صف اوّل به نماز ايستاده است. اين فرمانده هرگز نمى تواند براى جنگ با امام حسين(ع)گزينه مناسبى باشد. از طرف ديگر، ابن زياد خيال مى كند اگر امام حسين(ع) از يارى كردن مردم كوفه نااميد شود، با يزيد بيعت مى كند. پس نامه اى براى امام مى نويسد و به كربلا مى فرستد. نگاه كن! اسب سوارى از دور مى آيد. او فرستاده ابن زياد است و با شتاب نزد حُرّ مى رود و مى گويد: "اى حُرّ! اين نامه ابن زياد است كه براى حسين نوشته است". 📌حُرّ نامه را مى گيرد و نزد امام مى آيد و به ايشان تحويل مى دهد. امام نامه را مى خواند: "از امير كوفه به حسين: به من خبر رسيده است كه در سرزمين كربلا فرود آمده اى. بدان كه يزيد دستور داده است كه اگر با او بيعت نكنى هر چه سريع تر تو را به خدايت ملحق سازم". امام بعد از خواندن نامه مى فرمايد: "آنها كه خشم خدا را براى خود خريدند، هرگز سعادتمند نخواهند شد".1 پيك ابن زياد به امام مى گويد: "من مأموريّت دارم تا جواب شما را براى ابن زياد ببرم". امام مى فرمايد: "من جوابى ندارم جز اينكه ابن زياد بداند عذاب بزرگى در انتظار او خواهد بود". 🔗فرستاده ابن زياد سوار بر اسب، به سوى كوفه مى تازد. به راستى، چه سرنوشتى در انتظار است؟ وقتى ابن زياد اين پيام را بشنود چه خواهد كرد؟ 📒فرستاده ابن زياد به سرعت خود را به قصر مى رساند و به ابن زياد گزارش مى دهد كه امام حسين(ع) اهل سازش و بيعت با يزيد نيست. ابن زياد بسيار عصبانى مى شود و به اين نتيجه مى رسد كه اكنون تنها راه باقى مانده، جنگيدن است. او به فكر آن است كه فرمانده جديدى براى سپاه خود پيدا كند. به راستى، چه كسى انتخاب خواهد شد تا اين مأموريّت مهم را، به دلخواه آنها انجام دهد؟ همه فرماندهان كوفه نزد ابن زياد نشسته اند. او به آنها نگاه مى كند و فكر مى كند. هيچ كس جرأت ندارد چيزى بگويد. او سرانجام مى گويد: "حسين به كربلا آمده است. كداميك از شما حاضر است به جنگ با او برود؟". ❌همه، سرهايشان را پايين مى اندازند. جنگ با حسين؟ هيچ كس جواب نمى دهد. ابن زياد بار ديگر مى گويد: "هر كس از شما به جنگ با حسين برود من حكومت هر شهرى را كه بخواهد به او مى دهم". باز هم جوابى نمى شنود. جنگيدن با تنها يادگار پيامبر، تصميم ساده اى نيست. قلب عمرسعد مى لرزد. نكند ابن زياد او را به اين كار مأمور كند. 💢 ناگهان ابن زياد عمرسعد را مورد خطاب قرار مى دهد: ــ اى عمرسعد! تو بايد براى جنگ با حسين بروى! ــ قربانت شوم، خودت دستور دادى تا من به رى بروم. ــ آرى! امّا در حال حاضر جنگ با حسين براى ما مهم تر از رى است. وقتى كه كار حسين را تمام كردى مى توانى به رى بروى. ــ اى امير! كاش مرا از جنگ با حسين معاف مى كردى. ــ بسيار خوب، مى توانى به كربلا نروى. من شخص ديگرى را براى جنگ با حسين مى فرستم. ولى تو هم ديگر به فكر حكومت رى نباش! ‼️در درون عمرسعد آشوبى برپا مى شود. او خود را براى حكومت رى آماده كرده بود، امّا حالا همه چيز رو به نابودى است. او كدام راه را بايد انتخاب كند: جنگ با حسين و به دست آوردن حكومت رى، يا سرپيچى از نبرد با حسين و از دست دادن حكومت. البته خوب است بدانى كه منظور از حكومت رى، حكومت بر تمامى مناطق مركزى سرزمين ايران است. منطقه مركزى ايران، زير نظر حكومت كوفه است و امير كوفه براى اين منطقه، امير مشخّص مى كند و دل كندن از كشورى همچون ايران نيز، كار آسانى نيست! به همين جهت، عمرسعد به ابن زياد مى گويد: "يك روز به من فرصت بده تا فكر كنم". ابن زياد لبخند مى زند و با درخواست عمرسعد موافقت مى كند. 🔰عمرسعد با دلى پر از غوغا به خانه اش مى رود. از يك طرف مى داند كه جنگ با امام حسين(ع) چيزى جز آتش جهنّم براى او نخواهد داشت، امّا از طرف ديگر، عشق به رياست دنيا او را وسوسه مى كند. به راستى، عمرسعد كدام يك از اين دو را انتخاب خواهد كرد؟ آيا در اين لحظه حسّاس تاريخ، عشق به رياست پيروز خواهد شد يا وجدان؟ ⚫️ 📕⚫️ ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️📕⚫️📕
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
📕⚫️📕⚫️📕 🌿﷽🌿 ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️ ⚫️ ☆ با کــاروان عــشـق☆ ● برنامه هفدهم 📝
📕⚫️📕⚫️📕 ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️ ⚫️ 🍂او در حياط خانه اش قدم مى زند و با خود مى گويد: "خدايا، چه كنم؟ كدام راه را انتخاب كنم؟ اى حسين، آخر اين چه وقت آمدن به كوفه بود؟ چند روز ديگر صبر مى كردى تا من از كوفه مى رفتم، آن وقت مى آمدى، امّا چه كنم كه راه رياست و حكومت بر ايران از كربلا مى گذرد. اگر ايران را بخواهم بايد به كربلا بروم و با حسين بجنگم. اگر بهشت را بخواهم بايد از آرزوى حكومت ايران چشم بپوشم". 🔰نگاه كن! همه دوستان عمرسعد براى مشورت دعوت شده اند. آيا آن جوان را مى شناسى كه زودتر از همه به خانه عمرسعد آمده است؟ اسم او حَمزه است. او پسرِ خواهرِ عمرسعد است. عمرسعد جريان را براى دوستان خود تعريف مى كند و از آنها مى خواهد تا او را راهنمايى كنند. اوّلين كسى كه سخن مى گويد پسر خواهر اوست كه مى گويد: "تو را به خدا قسم مى دهم مبادا به جنگ با حسين بروى. با اين كار گناه بزرگى را مرتكب مى شوى. مبادا فريفته حكومت چند روزه دنيا بشوى. بترس از اينكه در روز قيامت به ديدار خدا بروى در حالى كه گناه كشتن حسين به گردن تو باشد". ‼️عمرسعد اين سخن را مى پسندد و مى گويد: "اى پسر خواهرم! من كه سخن ابن زياد را قبول نكردم. اينكه گفتم به من يك روز مهلت بده براى اين بود كه از اين كار شانه خالى كنم". دوست قديمى اش ابن يَسار نيز، مى گويد: "اى عمرسعد! خدا به تو خير دهد. كار درستى كردى كه سخن ابن زياد را قبول نكردى". همه كسانى كه در خانه عمرسعد هستند او را از جنگ با امام حسين(ع) بر حذر مى دارند. كم كم مهمانان خانه او را ترك مى كنند و از اينكه عمرسعد سخن آنها را قبول كرده است، خوشحال هستند. ✳️شب فرا مى رسد. همه مردم شهر در خواب اند; امّا خواب به چشم عمرسعد نمى رود و در حياط خانه راه مى رود و با خود سخن مى گويد: "خدايا، با عشق حكومت رى چه كنم؟" و گاه خود را در جايگاه اميرى مى بيند كه دور تا دور او، سكّه هاى سرخ طلا برق مى زند. او در خيال خود مى بيند كه مردم ايران او را امير خطاب مى كنند و در مقابلش كمر خم مى كنند، امّا اگر به كربلا نرود بايد تا آخر عمر در خانه بنشيند. به راستى، من چگونه مخارج زندگى خود را تأمين كنم؟ آيا خدا راضى است كه زن و بچه من گرسنه باشند؟ آيا من نبايد به فكر آينده زن و بچّه خود باشم. آرى! شيطان صحنه فقر را اين گونه برايش مجسّم مى كند كه اگر تو به كربلا نروى بايد براى نان شبِ زن و بچه ات، منتظر صدقه مردم باشى. عمرسعد يك لحظه هم آرام و قرار ندارد. مدام از اين طرف حياط به آن طرف مى رود. بيا قدرى نزديك تر برويم و ببينيم با خود چه مى گويد: أتركُ مُلْكَ الريّ والريّ رغبةٌ أمْ ارجعُ مذموماً بقَتلِ الحسينِ ⚜او هم سرذوق آمده و براى خود شعر مى گويد. او مى گويد: "نمى دانم آيا حكومت رى را رها كنم يا به جنگ با حسين بروم؟ مى دانم كه در جنگ با حسين آتش جهنّم در انتظار من است، امّا چه كنم كه حكومت رى تمام عشق من است". عمرسعد تو مى توانى بعداً توبه كنى. مگر نمى دانى كه خدا توبه كنندگان را دوست دارد، آرى! اين سخنان شيطان است. ⚜گوش كن! اكنون عمرسعد با خود چنين مى گويد: "اگر جهنّم راست باشد، من دو سال ديگر توبه مى كنم و خداوند مهربان و بخشنده است و اگر هم جهنّم دروغ باشد من به آرزوى بزرگ خود رسيده ام". عمرسعد سرانجام به اين نتيجه مى رسد كه به كربلا برود، امّا با حسين جنگ نكند. او به خود مى گويد كه اگر تو به كربلا بروى بهتر از اين است كه افراد جنايت كار بروند. تو به كربلا مى روى ولى با حسين درگير نمى شوى. تو با او سخن مى گويى و در نهايت، او را با ابن زياد آشتى مى دهى. تو تلاش مى كنى تا جان حسين را نجات دهى. همراه سپاه مى روى ولى هرگز دستور حمله را نمى دهى. به اين ترتيب هم ناجى جان حسين مى شوى و هم به حكومت رى مى رسى! 💠آرى! وقتى حسين ببيند كه ديگر در كوفه يار و ياورى ندارد، حتماً سازش مى كند. او به خاطر زن و بچه اش هم كه شده، صلح مى كند. مگر او برادر حسن نيست؟ چطور او با معاويه صلح كرد، پس حسين هم با يزيد صلح خواهد كرد و خود و خانواده اش را به كشتن نخواهد داد. هوا كم كم روشن مى شود و عمرسعد كه با پيدا كردن اين راه حلّ، اندكى آرام شده است به خواب مى رود. ● ادامه دارد... ⚫️ 📕⚫️ ⚫️📕⚫️📕 📕⚫️📕⚫️📕
شهدا ‌گفته‌اند: شب‌های جمعه کربلائیم،نزد ارباب...😭 و ما دل خوشیم به گاهی یک شب جمعه که جسم خاکی‌مان کربلا باشد اما این کجا و آن کجا...😭 امشب شهدا در دفتر عشق ارباب حاضری میزنند...😔 خوش به حال شهدایی ڪه رسیدند آخر با شهادت به سرانجامِ اباعبدالله… 📎یادشهدا باصلوات 📎اللهم‌صل‌علي‌محمدﷺوآل‌محمدﷺوعجل‌فرجهم رفیق شهیدم 🕊 ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁✌️❤️🥀🥀❤️✌️❁═┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قهرمان زندگیت کیه؟!✨ ‌ جواد فروغی، مدال آور طلای المپیک تابستانی ۲۰۲۰ از قهــرمان زندگی خود "شهید ابراهیم هادی" می‌گوید. ‌ `°• رفیق شهیدم 🕊 ❀❀ @Refighe_Shahidam313 ┄┅═❁✌️🌹❤️🌹✌️❁═┅┄