دیگه هیچیو دوست ندارم
نه آبی
نه ابرا
نه دریا
نه کتاب
نه چایی
نه ستاره هارو
نه خواب
نه بارون
نه برف
نه انیمه
نه نوشتن داستان
نه میکاپ کردن
نه خرید کردن
نه شکوفه ها
نه بهار
نه کلیپس
نه دوربینمو
نه زندگیم
نه**م
نه شیرنی
نه بچه ها
نه آفتاب گردون
نه زمستون
نه آهنگ
نه گربه ها
نه کلاغا
نه پروانه ها
نه کفشایِ خانومانه
نه زبان
نه مسافرت رفتن
نه درس خوندن
نه شعر نوشتن
نه...خودمو
مُکاشفه.
_
از این به بعد هر روز یدونه از اینا میزارم تا از نجاستی که جهانو دربر گرفته فاصله بگیریم...حتی شده کوچولو
حس میکنم فقط خودم با سبک نقاشیام حال میکنم...بقیه خوششون نمیاد برا اینکه دلم نشکنه میگن قشنگه.