ترجمه و هوش مصنوعی
وقتی پای یک کتاب یا یک مقاله اسم مترجم نوشته می شود یعنی مترجم مسئولیت ترجمه را به عهده دارد. برخی گمان می کنند که با آمدن هوش مصنوعی و ابزارهای مشابه این مسئولیت سلب شدنی است تا الان بنده چنین گمانی ندارم حتی اگر مترجم از هوش مصنوعی کمک بگیرد اما مسئولیت ترجمه به عهده اوست و او باید بگوید چرا از میان ترجمه های ممکن ترجمه نشر داده شده را تایید کرده است... .
عقل قمار و عقل شطرنج یا عقل دیونیزوسی و عقل آپولونی تقابل دو تمدن در عصر پسامدرن
جذاب ترین مواجهه ایران و امریکا مواجهه دو سنخ عقل است. دو سنخ عقلی که خود را به عرصه رویارویی آورده اند. عقلی که از سنت مبدعان شطرنج پا میدان می گذارد و عقلی که از پیروان قمار به عرصه آمده اند. عقل قمار، عقلِ پذیرشِ ریسک، بازی با عدمقطعیت، حرکت درون آشوب و اتکا به شور لحظه است؛ عقلی که با روح دیونیزوسی خویشاوند است: شهودی، تپنده، جسور و آغشته به میلِ تجربهکردن جهان در شدت و بیثباتیاش. در برابر آن، عقل شطرنج عقلِ سنجشگری است، عقلِ طرحریزیِ مرحلهبهمرحله، کنترل، تناسب، پیشبینی و ساختن نظمی که در آن هر حرکت معنای مشخص دارد؛ همان نیروی آپولونی که جهان را در قالب فرم، مرزبندی و روشنایی مینشاند. تقابل این دو نه صرفاً شکاف میان دو شیوهی اندیشیدن، بلکه برخورد دو نوع بودن است: یکی جهان را از دل آشوب میآفریند، دیگری از دل نظم. متن کوتاهی که از این تقابل برمیآید، میتواند روایت کشمکشِ همیشگیِ ما باشد میان عقلِ بازی در تاریکی و عقلِ مهندسیِ نور.
در این تقابل پیروز کیست؟ اگر جهان را فقط با منطق شطرنج اداره کنیم، همهچیز پیشبینیپذیر، بیخطر و در نهایت، بیجان میشود؛ حرارتِ زندگی خاموش میگردد. اما اگر همهچیز را با منطق قمار پیش ببریم، جهان در هیاهوی آنی و زوالِ مداوم فرو میپاشد. آنچه مهم است، نه پیروزی یکی بر دیگری، بلکه گفتوگوی پنهانی میانشان است: آپولون باید به دیونیزوس حدودی بدهد تا آشوبش ویرانگر نشود، و دیونیزوس باید به آپولون یادآوری کند که زندگی صرفِ محاسبه نیست.
در لحظات خلاقیت، عشق، یا تصمیمهای بزرگ، این دو عقل بهطور موقت مصالحه میکنند: از دل عقلِ شطرنجی، ساختار میگیریم؛ و از دل عقلِ قماری، جسارتِ شکستن را. شاید پیروزی واقعی، در همین تنشِ زنده و دائمی باشد ـ همان نازکخطی که میان نظم و شور، فرم و فوران، عقل و حیات کشیده شده است.
@RevolutionaryIdea
https://eitaa.com/RevolutionaryIdea
ورنر هایزنبرگ در کتاب جز و کل درباره نظریه بور (بوهر) میگوید:
میتوانستیم آشکارا حس کنیم که او (بور) بیش از آنکه از طریق محاسبه و اثبات به نتایج خود رسیده باشد از طریق مکاشفه و شهود به آن دست یافته است.
@RevolutionaryIdea
https://eitaa.com/RevolutionaryIdea