یاماهای عزیزم؛ دوسال وقتی غرق در شادی و ناراحتی بودم نواختم؛ اکنون دلم نمیخواهد تورا ترک کنم؛ اما سرنوشت است دگر!
زندگیست و زندگی پستی و بلندی دارد
اما چرا سرنوشت باید من و تورا اینگونه جدا کند؟
یاماهای عزیزم؛
دوستم گیتارش شکست،خیلی یهویی گفت برام متن بنویس...
و ماهم اینو تحویلش دادیم