eitaa logo
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
101 دنبال‌کننده
178 عکس
45 ویدیو
0 فایل
In the name of allah 💗>> یک‌گوشه‌ای‌دورازاحوالات‌دنیاکه‌برات‌چایی‌ریختم☕️ ورود!؟ درصورت به همراه داشتن کلاشینکف آزاد می‌باشد! کپی؟ فور + ۳ صلوات برای ظهور ـ #تابع‌قوانین‌کشورم‌ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شازده‌کوچولو : - @Rohmans ☕️ -
📜 متن زیارت عاشورا اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه (ع) 📿🤍 - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
روز دهم چله زیارت عاشورا . . 🪴 ثواب ِ زیارت عاشورای امروزمون رو تقدیم شهید حسین‌سلامی میکنیم ، شادی
روز یازدهم چله زیارت عاشورا . . 🪴 ثواب ِ زیارت عاشورای امروزمون رو تقدیم شهید محمدحسین‌عزیزی میکنیم ، شادی روح‌شون صلوات 🌱 - @Rohmans ☕️ -
چیکار کنیم ؟ بنا به درخواست‌هاتون تو ناشناس ، رمان هم میزاریم 🦦 - @Rohmans ☕️ -
بنده یک توضیح ِ مختصری مربوط به رمان‌نمون بدم ؟ نویسنده‌ی این رمان بنده نیستم ، پس اسم نویسنده از اثر حذف نشه❌ برخی از وقایع ِ این رمان کاملا خیالی میباشد. داستان برداشته شده از یک واقعیته اما عیناً کپی برداری از واقعیت نیست! پارت گذاری هم به این صورت هست که روزی ³ پارت از رمان‌مون در کانال گذاشته میشه🌱 دیگه حرفی نمی‌مونه امیدوارم از خوندش لذت ببرید 💘 - @Rohmans ☕️ -
توضیحاتِ‌تکمیلی‌رمان : نام رمان: بچه مثبت * خلاصه: <<سامیار>> پلیس هست و یه مأموریت بهش داده می شه که فقط با کمک دختر عموی15 ساله خیلی شررررر و شیطونش <<سارینا>> می تونه حل بشه! سامیار خودشو حسابی بدبخت می دونه چون قراره تمام مدت با یه دختر خیلی شر سر کنه که کلی با خودش متفاوته! خودش ساکت و دختر عموش دست شیطون و از پشت بسته! ولی راهی نداره وسط این قضیه ها حس هایی به سارینا پیدا می کنه که.... * _ سارینا چه بلاهایی سرش میاره🙈 - @Rohmans ☕️ -
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو ═════════════════════ سارینا طبق محاسباتم الان که خانوم شاهینی داشت می رفت سمت تخته باید پاش می رفت روی روغن محلی که کف کلاس ریخته بودم و با لگن می خورد زمین. الهی که به حق پنج تن فقط و فقط تا7 ماه این لگن ش خورد بشه تا این مدارس تمام بشه من از شرش راحت بشم بعد دوباره خوب بشه و با تندرسی به زندگی ش ادامه بده. اخ چقدر من معصوم و مظلومم خدایا می شه خواسته به این کوچیکی مو براورده کنی؟ ادامس مو باد کردم و بهش خیره شده. یک دو سه و شتررررررق. یاخدا بهش نمی خورد انقدر سنگین باشه لامصب انگار بمب ترکید انقدر افتادن ش صدا داد. فکر کنم کاشی های کف کلاس ترک خورد از وسط و خرج گذاشته رو دست اون مدیر ابرو قشنگ! یهو چنان فریادی زد که کرک و پر نداشته ام خدا شاهده ریخت. منم که زود دلم می سوزه از بس مظلووومم خداوکیلی یکم اب از بطری زیر میز ریختم تو دستم و به طور خیلی اکولوژیک ریختم تو چشام که تا فیها خالدون م سوخت چه سوزی داد ها. بلند شدم با دو سمت ش رفتم و که اب از چشام سرازیر شد یعنی مثلا من گریه می کنما ها مثلا! و جیغ زدم: - ⠀- @Rohmans ☕️ -