eitaa logo
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
101 دنبال‌کننده
178 عکس
45 ویدیو
0 فایل
In the name of allah 💗>> یک‌گوشه‌ای‌دورازاحوالات‌دنیاکه‌برات‌چایی‌ریختم☕️ ورود!؟ درصورت به همراه داشتن کلاشینکف آزاد می‌باشد! کپی؟ فور + ۳ صلوات برای ظهور ـ #تابع‌قوانین‌کشورم‌ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 متن زیارت عاشورا اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه (ع) 📿🤍 - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
روز بیست ُسوم چله زیارت عاشورا . . 🪴 ثواب ِ زیارت عاشورای امروزمون رو تقدیم شهید علی‌اکبرشیرودی میکن
روز بیست ُچهارم چله زیارت عاشورا . . 🪴 ثواب ِ زیارت عاشورای امروزمون رو تقدیم شهید مصطفی‌احمدی‌روشن میکنیم ، شادی روح‌شون صلوات 🌱 - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ به قلم بانو #پارت_27 ═══════════════ و چون سامیار جلوش بود و داشت مطلبی رو
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ به قلم بانو ═══════════════ - سامیار جدا نمی شه یه جفت کفش نو تو جاکفشی هست بیار بده جناب سرهنگ. سرهنگ با مهربونی نگاهم کرد و گفتم: - به خدا نمی خواستم شما رو اذیت کنم می خواستم محمد و اذیت کنم. خنده اش بیشتر شد و سر تکون داد و گفت: - اشکالی نداره دخترکم. و سامیار کفش ها رو داد و صد دفعه معذرت خواهی کرد حالا انگار چیکار کردم! سرهنگ که رفت اقا بزرگ با عصا ش یکی زد تو کمر امیر. که اخ امیر بلند شد و اقا بزرگ گفت: - تا صدای تو و خنده این بچه اومد فهمیدم یه کاری کردین این بچه است تو چرا گذاشتی انجام بده؟ امیر بهت بده گفت: - این نیم وجبی انجام داده کتک شو به من می زنید؟ منم گفتم: - شیطون گولم زد تو باید بهم می گفتی. - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ به قلم بانو #پارت_28 ═══════════════ - سامیار جدا نمی شه یه جفت کفش نو تو جاکفشی
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ ═══════════════ چپ چپ نگاهم کرد و سامیار با مسخرگی گفت: - تو دستای شیطون رو از پشت بستی بعد شیطون گولت زد؟ اقا بزرگ نگاه چپی به سامیار انداخت و گفت: - نبینم چیزی به نوه من بگی فهمیدی؟ سامیار پوفی کشید و بعله ای گفت. داخل رفتیم و امیر شاهکار مو برای همه تعریف کرد مامان تحدید وار نگاهم کرد که ترسیده گفتم: - اقا جون من امشب اینجا می خوابم مامان می خواد بزنتم! چشمای مامان گرد شد و گفت: - من کی تا حالا زدمت بار دومم باشه؟ راست می گفت چون یکی یدونه بودم اصلا تاحالا کتک نخورده بودم. اقا بزرگ گفت: - مهلا علی نبینم چیزی به سارینا بگید که با من طرف اید . پسرا پاشدن برن توی حیاط والیبال بازی کنن که سریع بلند شدم و گفتم: - منم میام منم میام. - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ #پارت_29 ═══════════════ چپ چپ نگاهم کرد و سامیار با مسخرگی گفت: - تو دستای
ࢪمآن⇩ بچھ‌مثبٺ به قلم بانو ═══════════════ - می برین سارینا رو حرفی نشنوم. ابرویی برای سامیار بالا انداختم و رفتیم قسمت پشت ویلا که سامیار و پسرا زمین درست کرده بودن و تور بسته بودن . سامیار و محمد یار کشتی کردن و محمد اولین نفر منو انتخاب کرد . همه رو جا گیر کرد که گفتم: - من خودم انتخاب می کنم کجا باشم! محمد سری تکون داد و رفتم وسط زمین وایسادم. نگاهی به خودم و قد م کرد و سری تکون داد. بازی شروع شد و اولین توپ و سامیار زد که صاف اومد سمت من منم محکم جواب دادم که سوت بچه ها بالا رفت. تمام مدت سامیار سمت من توپ می زد و می خواست من نزنم مسخره ام کنه اما من با تمام قدرت جواب می دادم و پسرا هم کمکم می کردن بلد نبودم ولی به هر نحوی بود جواب می دادم. - @Rohmans ☕️ -
روح ِ گرامی‌م تایید میکنی دیگه ؟🙃 - @Rohmans ☕️ -
می‌بینم که شبکه‌‌ی من ُ تو چرندیاتی نداشت برای بازگو کردن 🤏🏻 از اون‌طرف یه دونه دلار هم از طرف ِ چاهزاده خرج‌شون نشد .. خب هرکی دیگه عم بود وقتی میدید کاری براش سودی نداره ، ولش میکرد ُ شبکه رو می‌بست 💀 پ.ن : خب از تو کیف مامان‌فرح دو دونه دلار برمیداشتی خرج طرفدارات میکردی .. - @Rohmans ☕️ -
پنج‌قلو گرفتید !؟🗿 - @Rohmans ☕️ -
این روز ها که فعلا چیزی معلوم نیست و ما نمیدونیم چیکار کنیم که مفید باشیم برای وطن‌مون ، میتونیم با یک کار ساده ، هم به کشورمون کمک کنیم و هم توی این اوضاع کمبود منابع آبی و برقی باعث خوشحالی دیگر خانواده ها در وطن مون بشیم . با خاموش کردن چراغ های اضافه و حداقل پنچ دقیقه کمتر حمام کردن ، میتونیم به ایران مون کمک کنیم 🇮🇷› - @Rohmans ☕️ -