کُلـ؋ـَت شَخصے مَن🌾
𝐏𝐀𝐑𝐓_5
یک هفته مثل برق و باد گذشت در خونه زده شد چادر رو سرم انداختم و در و باز کردم همون مردایی که اون روز اینجا بودن همونا بودن همون مرد قد بلنده بهم گفت :
+ جوجه مامانت خونس یا از ترس فرار کرده
پشت بند حرفش خودش و اون دوتای دیگه هم خندیدن
طاقت نداشتم جوابش رو ندم
_ اولا چون شما زیادی بلندی منو جوجه میبینی دوما نخیر مامانم خونس
+ زبون دراز هم که هستی
_ نه برای همه فقط برای کسایی که زیادی واق واق میکنن
عصبی شد حمله کرد سمتم که مامانم از اتاق بیرون اومد
+ نبینم دست های کثیفت به دخترم خورده مشکلتون با منه نه دخترم ،
با سر اشاره کرد که بیرم تو اتاق منم سرم و پایین انداختم و رفتم تو اتاق قوطی کبریتیم ولی فالگوش وایستادم
+ خانم خانما یک هفته شده آقا دایان میگه پول من چیشد؟
_ بهش بگو من پول مول ندارم
+ عه روزی که قmار میزدی همچین حرفی نمیزدی
_ حالا که میزنم
+ پس باید بری گوشه زندون آب خنک بخوری البته آقا دایان یه راه حل هم برات گذاشته
✎ᝰ............................................................................
https://eitaa.com/Roman1311
کُلـ؋ـَت شَخصے مَن🌾
𝐏𝐀𝐑𝐓_6
_ بله؟ چی؟
+ اینکه دختر کوچولو و زبون بازت باید کلفت آقا بشه اونم برای همیشه
_ مگه من مرده باشم بزارم دختر من کلفت آقاتون بشه من تمام این خلاف ها رو فقط و فقط به خاطر دخترم انجام دادم حالا تو اومدی میگی بزارم دخترم کلفت بشه اونم کلفت همیشگیه کسی که اصلا نمیشناسمش، برو به همون آقاتون بگو میرم زندان ولی نمیزارم دخترم خدمتکارش بشه...
+ اوکی ولی شماره رو میزارم رو میز اگه قبول کردی فقط یه زنگ ب این شماره بزن و راستی فقط دو روز مهلت داری با دخترت خدمتکار میشه یا خودت میری زندون
_ خیلی حرف زدی بزن به چاک
من که تا اون لحظه ساکت بودم و چیزی نمیگفتم ولی با حرفای آخر اون مردک به مامانم باز ب هق هق افتادم، در اتاق رو باز کردم و پریدم تو آغوش مامانم، مامانم رو سرم دست میکشید و بوسه میزد
+ دخترم مطمئن باش مامانت هر جوری ام که باشه نمیزاره کسی به دخترش از گل نازک تر بگه چه برسه به این که کلفت بشه مگ من مرده باشم
✎ᝰ............................................................................
https://eitaa.com/Roman1311