eitaa logo
Roman Zendegy man💙
53 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
3 فایل
به چنل من خیلی خوش اومدید امیدوارم خوشتون بیاد کلی اتفاق های جالب قراره توی رمان بیفته پس همراهمون باشید🌷 شروع ۱۴۰۵/۴/۱۸ پایان نداریم کپی راضی نیستم
مشاهده در ایتا
دانلود
روحت شاد سارینا جانم:))))🖤🕊
سارینا، تو برای حامیم فقط یه فن ساده نبودی؛ تو یکی از اون حامی‌های واقعیِ حامیم بودی که با تمام وجودت، با اون انرژی و عشقت، همیشه کنارمون بودی و این جمع رو گرم نگه می‌داشتی. انگار یه تیکه از قلبِ این فندوم رفت و جای خالی‌ت خیلی بدجوری حس می‌شه. هنوزم باورم نمی‌شه که دیگه از اون حضور پرانرژیت مهربونی هات و اون حمایت‌های بی‌دریغ خبری نیست.🥀 تو با عشق و اتحادت، بخشی از این فندوم شدی. ما اینجا می‌مونیم، به یاد اون عشق واقعی که همیشه با ما بود. هر بار که آهنگ‌های حامیم رو می‌شنویم یادت با ماست.😔✨ سارینای عزیزم تو همیشه یکی از اعضای اصلی و عزیزِ خانواده‌ی بزرگ‌حامیم باقی می‌مونی.🏴🕊️ ممنون میشم برای آرامش روح سارینامون صلواتی قرائت کنید.🙂 -هرکس دوست داشت فور کنه چنلش؛
روحت شاد سارینا جانم🖤🕊
سلام مهرناز ، خیلی ناراحتم برا سارینا😭🖤 حدیثم 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 سلام عزیز من همه‌مون ناراحتیم بمیرم برای پدرش که هم بچه شو از دست داد هم همسرش رو 🕊🥀
همسرش برای چی؟ حدیث 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 چون مادرش هم فوت کرده
Roman Zendegy man💙
همسرش برای چی؟ حدیث 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 چون مادرش هم فوت کرده
مهرناز داداش جواب بده چرا مادرش ؟ 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 من دقیق نمیدونم کی و چطوری ولی میدونم مادرش هم فوت کرده
شبتون به زیبایی سارینا🥀🖤:))))
بچه ها امروز واقعا حالم خوب نیست دیشب کلی بیدار بودم و گریه کردم ساعت ۲ یا ۳ پارت تایپ میکنم💔
اطلاعیه مهم به دلیل بروز اختلال در بخش زیرساخت فنی برنامک «ناشناس» درحال حاضر به صورت موقت از دسترس خارج شده است درحال پیگیری هستیم و پس از برطرف شدن اختلال ، اطلاع رسانی میشود از شکیبایی و همراهی شما سپاسگزاریم ناشناس خرابه صبر کنید درست شه
بچه ها ناشناس خراب شد😂🤦‍♀️
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت نوزدهم پریسا نگاش کردم و گفتم : تو اینجا چیکار میکنی ؟ اومدی زاغسیاب منو چوب بزنی ؟ اصلا به تو چه که دخالت میکنی ؟😡 ارمان: چرت و پرت نگو پری من با ارش اومده بودم بچرخم تو رو دیدم بعدشم دیگه حق نداری با پسرا صحبت کنی؟ اوکی؟ پریسا: وای ارمان ببند دهنتو به تو چه؟ من خودم میدونم چه کاری غلطه چه کاری درست ارمان : خوبه به خاله بگم ؟ پریسا: چی بگی مثلا؟ اینکه خیلی دخالت میکنی تو زنگیم؟ اره؟ ارمان: نه مثلا اینکه تو با پسرا حرف میزنی شماره میگیری بعدشم خود خاله گفت مراقبت باشم یادت که نرفته ؟ وای انقدر بدم میومد که مامانم منو دست همچین ششاهههکاررر الللهیی ای گذاشتهه🙄🙄🙄😒😒 پریسا: من شماره نگرفتم اررمااننن ارمان: پس شماره دادی؟ پریسا: وای ارمان انقدر چرت نگو نه شماره دادم نه گرفتم اوکی ؟ بعدشم مامان نگفت که تعقیبم کنی ؟ گفت؟ ارمان: تعقیبت نکردم میتونی بیای ببینی من با ارش اومدم و اصلا روحمم خبر نداشت تو ایجایی اره جون خودت 😏 پریسا: باشع حالا میشه بری ؟ ارمان: باشه خدافظ پریسا: ... رفتم به سمت خونه تو راه موزیک گوش دادم ...... نویسنده:مهرناز 🦋