سارینا، تو برای حامیم فقط یه فن ساده
نبودی؛ تو یکی از اون حامیهای واقعیِ
حامیم بودی که با تمام وجودت، با اون
انرژی و عشقت، همیشه کنارمون بودی و
این جمع رو گرم نگه میداشتی. انگار یه
تیکه از قلبِ این فندوم رفت و جای خالیت
خیلی بدجوری حس میشه. هنوزم باورم
نمیشه که دیگه از اون حضور پرانرژیت
مهربونی هات و اون حمایتهای بیدریغ
خبری نیست.🥀
تو با عشق و اتحادت، بخشی از این فندوم
شدی. ما اینجا میمونیم، به یاد اون عشق
واقعی که همیشه با ما بود. هر بار که
آهنگهای حامیم رو میشنویم یادت با
ماست.😔✨
سارینای عزیزم تو همیشه یکی از اعضای
اصلی و عزیزِ خانوادهی بزرگحامیم باقی
میمونی.🏴🕊️
ممنون میشم برای آرامش روح سارینامون
صلواتی قرائت کنید.🙂
-هرکس دوست داشت فور کنه چنلش؛
سلام مهرناز ، خیلی ناراحتم برا سارینا😭🖤
حدیثم
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
سلام عزیز من
همهمون ناراحتیم
بمیرم برای پدرش که هم بچه شو از دست داد هم همسرش رو 🕊🥀
Roman Zendegy man💙
همسرش برای چی؟ حدیث 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 چون مادرش هم فوت کرده
مهرناز داداش جواب بده چرا مادرش ؟
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
من دقیق نمیدونم کی و چطوری ولی میدونم مادرش هم فوت کرده
بچه ها امروز واقعا حالم خوب نیست دیشب کلی بیدار بودم و گریه کردم ساعت ۲ یا ۳ پارت تایپ میکنم💔
اطلاعیه مهم
به دلیل بروز اختلال در بخش زیرساخت فنی برنامک «ناشناس» درحال حاضر به صورت موقت از دسترس خارج شده است
درحال پیگیری هستیم و پس از برطرف شدن اختلال ، اطلاع رسانی میشود
از شکیبایی و همراهی شما سپاسگزاریم
ناشناس خرابه صبر کنید درست شه
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت نوزدهم
پریسا
نگاش کردم و گفتم : تو اینجا چیکار میکنی ؟
اومدی زاغسیاب منو چوب بزنی ؟
اصلا به تو چه که دخالت میکنی ؟😡
ارمان: چرت و پرت نگو پری
من با ارش اومده بودم بچرخم تو رو دیدم
بعدشم دیگه حق نداری با پسرا صحبت کنی؟
اوکی؟
پریسا: وای ارمان ببند دهنتو
به تو چه؟
من خودم میدونم چه کاری غلطه چه کاری درست
ارمان : خوبه به خاله بگم ؟
پریسا: چی بگی مثلا؟
اینکه خیلی دخالت میکنی تو زنگیم؟
اره؟
ارمان: نه مثلا اینکه تو با پسرا حرف میزنی شماره میگیری
بعدشم خود خاله گفت مراقبت باشم
یادت که نرفته ؟
وای انقدر بدم میومد که مامانم منو دست همچین ششاهههکاررر الللهیی ای گذاشتهه🙄🙄🙄😒😒
پریسا: من شماره نگرفتم اررمااننن
ارمان: پس شماره دادی؟
پریسا: وای ارمان انقدر چرت نگو
نه شماره دادم نه گرفتم اوکی ؟
بعدشم مامان نگفت که تعقیبم کنی ؟ گفت؟
ارمان: تعقیبت نکردم میتونی بیای ببینی من با ارش اومدم و اصلا روحمم خبر نداشت تو ایجایی
اره جون خودت 😏
پریسا: باشع حالا میشه بری ؟
ارمان: باشه خدافظ
پریسا: ...
رفتم به سمت خونه
تو راه موزیک گوش دادم
......
نویسنده:مهرناز 🦋