ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت بیست و سوم
ارمان: خدافظ
وای ارررمااان روممخ ارمانننن روو مخخ
الهیی ب.م.یری
رفتم سمت اشپزخونه
با دیدن خاله حالم بهتر شد و لبخندی روی ل.بم نشست که خاله گفت :
سلام خوشگلم خوبی ؟
پریسا: مرسی خاله جون❤
شما رو دیدم حالم خوب شد 😘
خاله : بیا بشین حتما خیلی گشنته مگه نه؟
پریسا: وایی اره دقیقا خیلی😅
خاله: بشین الان میگم راضیه برات غذا بکشه
چی می خوری؟
پریسا: چی داریم ؟😋
خاله: مرغ و پلو🍗🍚 و ساندویچ 🌯
پریسا: به به اگه میشه ساندویچ برام بیارین 💖
خاله: باشه خاله جان
راضیه،،، راضیه ،،، کجایی دختر؟
راضیه : بله خانم؟ کاری داشتید ؟
خاله: برای پریسا جان ساندویچ بیار
راضیه :چشم خانم
پریسا: ممنون
.....
راضیه: بفرمایید خانم آماده شد 🌯
پریسا: مرسی
انقدر گشنم بود همه رو خوردم و نصفه ساندویچ هم دوباره گرفتم و خوردم انقدر خوردم که دیگه جا نداشتم
از خاله و راضیه تشکر کردم و رفتم سمت اتاقم
در اتاق رو باز کردم دیدم ارمان رو ت.خت من گرفته خوابیده انقدر حرصم گرفت
ولی با خودم گفتم بزار یکم اذیتش کنم حالش جا بیاد 😈😈🤣🤣
.....
نویسنده: مهرناز🦋
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت بیست و چهارم
پریسا
رفتم سمت اشپزخونه یه لیوان آب و کلی یخ برداشتم و رفتم سمت اتاقم رفتم تو دیدم ارمان خوابه خوابه
حالا وقتش بود😈😈😈
لیوان گرفتم بالا سر ارمان و آب یخارو ریختم رو ارمان
یه متر پرید بالا
کلی بهش خندیدم که گفت:
چیکار میکنی ر.و.انی؟😠
حواست کجاست؟
پریسا: وای خیلی حال داد🤣🤣🤣
ارمان: اووممم که خیلی حال داد اره ؟🤔
پریسا: 😂 اره 🤣🤣
ارمان
رفتم سمتش و کلی قلقلکش دادم که گفت
پریسا: وای ارمان بسهههه تروخداا بسههه وایییی🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ارمان: که حال داد اره ؟
پریسا: وای کمرم درد گرفت 🤣🤣🤣
بسههه ارمان بسههه🤣🤣🤣🤣🤣
ارمان: دیگه شیطونی نمیکنیاااااا
پریسا: وا معلومه که میکنم😆😆😜😜
ارمان: عه ؟ پس بازم میکنی اره ؟
دوباه قلقلکش دادم
پریسا: وای نه
نه دیگه نمیکنم 😅
ارمان : افرین
....
نویسنده: مهرناز🦋
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت بیست و پنجم
پریسا: اِهم اِهم فک نمیکنی زیادی اینجا موندی؟
ارمان: نه 😏
پریسا: ارمان برو😤
ارمان: نمیشه اینجا باشم؟
پریسا: ارمان😳
ارمان: 😅 باشع بابا رفتم قیافتو اونجوری نکن
پریسا:😒 زودتر
ارمان: چشم
خدافظ بچه
پریسا: اه برو دیگه
ارمان: رفتم
پریسا
دروبست و رفت منم رفتم سمت در و قفلش کردم
لباسامو عوض کردم و گوشیمو برداشتم و رفتم تو اکسپلور
یه ساعتی تو اکسپلور بودم که خسته شدم ، آلارم گوشی رو تنظیم کردم برای ۱۰ صبح و گوشی پرت کردم کنار و گرفتم خوابیدم
....
نویسنده: مهرناز 🦋
ک.و.و.و.و.وو.و.نی
💗💗💗💗💗💗💗
لف بده
کی گفته باید تو چنل من باشی ؟
دوست نداری لففف بدهه
افتضاح 🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤢🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮🤮
💗💗💗💗💗💗💗
دوست ندارید لف بدید
مجبورید میشینید میخونید بعد میگید افتضاحه؟
نخونید ، لف بدید