ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت چهلم
ارمان رفت تو ماشین
(دو دقیقه بعد)
اروین: من اماده ام بریم
پریسا: بریم
اروین: راستی چقدر امروز د.ا.ف شدی 😉😂
چشم خوره ای بهش رفتم و خندیدم
پریسا: 😂
اروین: بدو الان ارمان میکشتمون
پریسا: اومدم
دویدیم سمت ماشین
در باز کردم و نشستم
ارمان: ااوو وحشیااا چیکار میکنید مگه در طویله اس ؟
پریسا: ببخشید
ارمان: با این نر.ه.خر بودم
اروین: برو بابا
ارمان حرکت کرد
رفتیم سمت یه کافه رستوران خیلی قشنگ و شیک بود
رفتیم تو پارکینگ
ارمان ماشینشو پارک کرد
و همه پیاده شدیم
رفتیم سمت آسانسور و بعد هم رفتیم داخل رستوران
زیباییش حد نداشت
اصلا🤌🏻
فوق العاده بود
ی گارسون اومد که اروین رفت پیشش
....
نویسنده: مهرناز🦋
بچه همین جوری ناشناس رو شلوغ کنید من برم بتایپم و بیام
اگه مث دفعه قبل کویر نبود پارت میدم💗❤
به پارت های هیجانی آیا میرسیم؟
💝💝💝💝
اگه منظورتون هیجانی خوبه باید بگم یکم هنوز مونده ولی اگه هیجایی بده باید بگم دو سه تا پارت بعد داریم 😈😂
من پارتمو تایپ کردم فقط الان ناشناس کویر شد یهو😭 و خبر بد اینه شارژ گوشیم داره تموم میشه و اگه کویر باشه پارت میره برای فردا ظهر
بابا ما نیازمند پارت بیشتر هستیم
💝💝💝💝
ببخشید به خدا سرم به خاطر ی سری چیزا شلوغ شده ولی چشم حتما
مثلا میشه تو پارک یکی مزاحم پریسا بشه بعد آرمان غیرتی بشه؟؟؟؟
💝💝💝💝
نام نام 🤓
شاااید احتمالش زیاده
پارت بنمای
💝💝💝💝
هعیی با اینکه میخواستم بیشتر حرف بزنیم بعد پارت بدم ولی چشم
فقط بعد از اینکه پارت دادم میرم بخوابم فردا ناشناس رو که میبینم کویر نباشه
مرسی خوشگلا