پارت نمیزاری
💝💝💝💝
چشم زیبا
ببخشید دیر شد
اگه تونستم امشب مینویسم نشد فردا حتما ۷ تا پارت رو میدم
قبوله؟🙃
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀
پارت چهل و پنجم
👨: بفرمایید (کارت و داد بهشون)
اروین: چی سوار شیم ؟😉
پریسا: کِشتی 😁
اروین:🤨
پریسا: ولی ، ولی بالا نمیشینیم😑
اروین: عع نه دیگه لوس نشو ، بیا بریم بالا کشتی، اصلا وسطش حال نمیده🙄
پریسا: ارررووینن😠
اروین: خیل و خب بابا😶😐
پریسا: شما دوتا برید بالا من وسط میشینم 😌
اروین: یه ردیف مونده به آخر خوبه ؟
پریسا: 😳
اروین: 😅
پس دو تا ردیف مونده به آخر؟
پریسا: عااام باشه قبوله ولی جیغ زدم حق ندارین بهم بخندین
باشه؟
اروین: حله😉
با ارمان و اروین رفتیم تو نوبت
نوبتمون که رسید من رفتم توی تو نشستم، کنارم ارمان نشست و کنار اونم اروین
(چند دقیقه بعد)
پریسا: داره حرکت میکنه😅
اروین: نترس دیگه باشع؟
پریسا: باشع
من فوبیای ارتفا داشتم و از ارتفای زیاد میترسم
(چند دقیقه بعد کشتی به اوج خودش میرسه و صدای جیغا میره هوا 🤣)
پریسا: ججججیییییغغغغغغ😣😰
همون طور داشتم جیغ میزدم که ارمان دستشو انداخت دور گردنم
(یعنی قشنگ بخوام حسمو براتون تعریف کنم اینجوری بود نمیدونستم باید بترسم یا نه نمیدونستم باید تعجب کنم یانه نمیدونستم باید بخندم به این کار ارمان یا نه😂 نمیدونستم... اره دیگه 😂 قشنگ گیج بودم😁😂)
دوباره برگشتم به فاز خودمو شروع کردم جیغ زدن 😣🥺 کم داشت اشکم در میومد
ارمان
دیدم حال پریسا بده گفتم شاید اگه دستشو بگیرم آرومتر شه
دستشو گرفتم 🤝🏻که نگام کرد دیدم چشاش اشکیه
ارمان: خوبی پری ؟
پریسا: نه.هه می.ترس.مم.مم ار.ما.ن🥺🥺
پریسا
یهو ارمان منو بغL کرد
چشامو بستم دوباره کِشتی رفت بالا تو بغLش جیغ ارومی زدم
که دیدم دستشو کرد تو موهام و اروم نوازش کرد موهامو
یکم گریه کردم که سرشو کشید عقبو نگام کرد
ارمان: داری گریه میکنی؟
پریسا: اوهوم🥺🥺🥺
ارمان: عه گریه نکن دیگه
برای چی گریه میکنی ؟😘
پششمممااااممم ریخت
ارمان سر منو بو.سیددد
بببببرررررررررررگگگگگگااااااااممممممممم
همون جوری مظلوم گفتم
پریسا: م.یتر.سم ار.مان🥺🥺🥺🥺
ارمان : قیافتو اونجوری نکن زشته 🤭
پریسا: اییشش مسخره😂
ارمان: 😉
احساس کردم کشتی کم کم داره وایمیسته
یکم خودمو از ارمان جدا کردم (اروین کل این مدت خندید)
و گفتم
پریسا: ببخشید بخاطر من نتونستی لذت ببری😔
( نویسنده: اره جون خودش😂 اصلا لذت نبرده🤣😈🙈)
ارمان: نه بابا خوش گذشت
ولی فک کنم تو اذیت شدی
پریسا: نه بابا😏😅
ارمان: باشه بابا😂😉
پریسا: مسخره😂
....
نویسنده: مهرناز🦋
Roman Zendegy man💙
عکسی که فرستادی باز نمیشه 💝💝💝💝 دوباره میفرستم عزیزم💗
عکس چشمو دوبار۷ه فرستادم اما نمیدونم میاد براتون یانه
تو پروفایلمم عکس چشم هست اونجا هم میتونید ببینید اگه براتون باز نشد💖💝
Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت چهل و پنجم 👨: بفرمایید (کارت و داد بهشون) اروین: چی سوار شیم ؟😉 پریسا: کِ
واییییییییییییییییییی نننهههههههه
آرمان الهی دورت بگردم منننننن😭😭😭😭
خیلی این یکی قشنگ بود خیلییییییییییییییییییییی دارم کم کم امیدوار میشم بقران قسم مهرناز زیر بازی در بیاری دیگه نه من نه تو (تمااااام)
خیلی گوگولی و رمانتیک بود 😭😭😭😭😭😭😭😭 اوخدااااااا منو بکش 😭😭😭 وایییییییییییی دارم از ذوق فراوان میمیرم
قشنگ میتونم تصور کنم اون لحظات رو 😭😭😭😭♥️♥️♥️♥️♥️ وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خداااااااااااااااااااااااا ارمانننننننننن😭😭😭😭😭😭♥️♥️✨✨✨✨🤍🤍✨🤍✨🤍✨✨✨♥️♥️✨🥹🥹🥹🥹🥹🥹💅🏻💅🏻💅🏻🥹💅🏻🥹💅🏻🥹🥺🥺👠👠❤️🩹✨❤️🩹✨❤️🩹✨♥️♥️♥️😭♥️♥️♥️♥️🤍♥️♥️♥️♥️♥️♥️🤍♥️♥️♥️♥️✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨💖💖💖💖💖💖💖💖💃🏻🕺🏻👠💃🏻👠👠🕺🏻💃🏻✨❤️🩹💃🏻❤️🩹❤️🩹🕺🏻😘🤩🥰😍🥰🤩🥰😘😍😘🤩😘😍😘😍😘🤩😮🤑🤑🤑🩶🧡💛💚🤑⭐✨⭐✨🌟✨🌟🌟🌟🌟⚡✨⭐⭐⭐⭐⭐🩵💜🖤🖤💜🩵💚💚💙💜⭐🌟⚡🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉❤️🧡🩶🧡💛💛🖤💛🤎💛💚💜💚💜🤎💚💛🖤💛✨(ذوق فراوان)
Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت چهل و پنجم 👨: بفرمایید (کارت و داد بهشون) اروین: چی سوار شیم ؟😉 پریسا: کِ
خوداااا نهههههه هزار بار خوندم این پارت رو
😭😭😭
شما دعوتید به بزرگترین چنل فن حامیم در ایتا 🎼🎤
منبع ویو کلیپ های حامیم🎵❤️🩹
اینجا شده پین ایتام
بیا به جمع فن های حامیم بپیوند
دم در بده🎗🎧🎼
https://eitaa.com/Hamim1395
با اختلاف اینجا بهترینه🤌🏻✨