eitaa logo
𝗦𝗈𝗀︎𝗁︎𝗈𝗍 ᗩ𝗋𝖺𝗆︎!💙
342 دنبال‌کننده
413 عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
-بہ نـٰآم بـٰآلـآیـی:>! ࢪُمـٰآن‌ در آغـوش مــٰآه پآیـآن یافتـه؛💙⊹ ࢪُمـٰآن سـقـوط آرام درحـٰآل پـٰآرت گُـذآری؛💙⊹ -ࢪآه ارتـبـٰآطـمون: @Pv_sarina9🌊 "عضوجمعیت‌نویسندگآن📖" کدرمآن:𝟭𝟭𝟰📝
مشاهده در ایتا
دانلود
درپوست‌خود‌نمیگنجم🦦:)
𝖲︎𝗈𝖦𝖧𝗈𝖳︎𝖺𝖱︎𝖺𝖬🌊 𝖯︎𝖺𝖱︎𝗍𝟰𝟴 <<2ساعت‌بعد>> جانا:بریم؟ نیکا:آره بریم دیگه کف پاها من که داره می سوزه از بَسکه راه رفتم همه‌از‌پاساژ‌خارج‌شدن‌و‌خریدارو‌گذاشتن‌صندوق‌عقب . . نیکا:خدافظ فداتشم شروین:داداش خدافظ حامی:خدافظ داداش گندم:خدافظ عشقم نیکا:خدافظ قربونت برم <<ماشین‌‌شروین>> نیکا:دلم شور میزنه شروین:بگو شیرین بزنه😂 نیکا:شروین نخند جدی میگم😂 شروین:رسیدیمااا نیکا:عه - پس خدافظظ شروین:خدافظ نیکاازماشین‌پیاده‌شد‌و‌رفت‌زنگ‌خونه‌رو‌زد! نیکا:اَه‌ پس چرا باز نمیکنه نیکا‌گوشیش‌رو‌در‌آوردو‌زنگ‌زد‌به‌نیما . . . نیکا:الو نیما:الو نیکا:سلام -بابا درو باز می‌کنی کلید نیاوردم نیما:بیا بیمارستان🥺 نیکا: چ چرا بیب‌بیب‌بیب‌ نیکارفت‌سمت‌ماشین‌شروین‌و‌درو‌باز‌کرد شروین:چرا برگشتی نیکا:فقط سری برو بیمارستان سَریییی <<<چنددقیقه‌بعد>>> نیکا:سلام(استرس) پرستار:سلام بفرمایید نیکا:اتاق ندا رحمانی کجاس؟ پرستار:انتهای راهرو سمت چپ نیکا‌با‌عجله‌رفت‌پبش‌نیما . . نیکا:بابا بابا -مامان کجاس(نگران) نیما:اتاق عمله🥺 نیکا:بابا ، مامان چِش شده ها؟ نیما:داشت راه می‌رفت سُر خورد سرش بدجور خورد زمین سرش شکست🥺 نیکا:😭😭😭 نیکانشست‌روی‌صندلی‌‌وپاهاشو‌بغل‌کرد . . شروین:قربونت برم الان با گریه هیچی درست نمیشه امیدت الان باید به خدا باشه نیکا:شروین ، از زندگی خستم😭 شروین:نمیتونم بگم درکت میکنم ولی الان هیچی با گریه درست نمیشه فقط داری اون چشمای قشنگتو قرمز میکنی نیکا:😭😭 شروین‌آروم‌نیکا‌رو‌توی‌بغلش‌گرفت . پرستار:همراه خانم ندا رحمانی؟! نیما:بله پرستار:ایشون باید عمل بشن و فقط اینجا باید یدونه همراه بمونه نیکا:من میمونم🥺 نیما:نه نیکا برو من میمونم نیکا:بالا گفتم من میمونم ایرادش چیه؟!🥺 نیما:نیکا! نیکا:هوف ، باشه🥺 نیما:آقا شروین ممنون شروین:نه بابا این چه حرفیه - اگر چیزی شد کاری از دستم بر اومد بهم بگین نیما:ممنون🥺 شروین:ایشالا که بخیر بگذره -خدافظ نیما:خدافظ🥺 -هعیح ⌞..𝗧𝗁︎𝗂𝗌 𝗦𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗖𝗈𝗇︎𝗍𝗂𝗇︎𝘂𝖾𝗌..⌝