eitaa logo
[ '𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚'! ]
104 دنبال‌کننده
28 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕 «من‌همانم‌که‌همانم‌‌را‌از‌من‌گرفتند وآنها‌همانند‌که‌همانندشان‌پشت‌نقاب‌ هایی‌از‌جنس‌دروغ‌پنهان‌شده...!» روایتے از جنـایت‌و‌انتقام... کپی؟به‌هیچ‌وجه... 𝓣𝓱𝓮 𝔀𝓻𝓲𝓽𝓮𝓻: 𝓗𝓮𝓵𝓶𝓪 𝓘𝓭: @yur111m
مشاهده در ایتا
دانلود
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با تعجب و بهت، به غذاهایی که به‌جای چهارنفر برای بیست‌نفر تدارک دیده بود، خیره شدم. یعنی مادرِ من این همه غذا و انواع دسر و سوپ و... رو تدارک دیده بود؟! با ضربه‌ای که به شونه‌م وارد شد رشته افکارم پاره شد و به مادرم که کنارم وایساده بود نگاه کردم. با لحن خنده‌دار و اخم‌های مصنوعی گفت: "چیه؟ نکنه فکر کردی مامانت هیچ‌وقت بلد نبوده آشپزی کنه؟" سرم‌و‌ کج کردم و با خنده گفتم: "نفرمایید خانم سرآشپز، اگر هم همچین فکری می‌کردم قبل از دیدن غذاها بود." خندید. "برو لباست رو عوض کن، یکم هم آرایش کن امشب شبِ مهمیه." متعجب گفتم: "امشب؟!" "می‌دونم کنجکاوی ولی الان نمی‌گم بهت. بعداً خودت می‌فهمی." با اینکه ذهنم پر از علامت سوال بود، بی‌حرف راه اتاقم‌و پیش گرفتم... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد... 𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زیر چشمی به پدر و مادر که روبه‌روم و کیارش که کنارم نشسته بود نگاه کردم. فکر نمی‌کردم به قول مادر ،این شبِ مهم انقدر جو سرد و ساکتی داشته باشه. همه مشغول خوردن شام بودن جز من که فقط با غذام بازی می‌کردم. "چرا نمی‌خوری مادر؟ خوشت نیومد؟" خواستم سرم‌و بلند کنم که تصویر محو و مبهمی از جلوی چشمام عبور کرد... «چرا غذاتو نمی‌خوری؟» به بشقابم خیره شدم. «امروز امتحانم‌و افتضاح دادم.» صدای مردونه‌ای توی سرم پیچید. «آخ، دخترک بابا ناراحته؟ اشکال نداره مهتابم همه از این اشتباها می‌کنن. حالا شام مامان‌پزت رو بخور که داره سرد می‌شه‌.» صداها تو سرم اکو و تصویر مات و محو بود. دوباره اون اسم... مهتاب! دوباره اون درد طاقت‌فرسا‌! و دوباره... یه خاطره‌ی گمشده!... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد... 𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚
گذشته‌ای گمشده...
اگر آدم هر از گاهی گریه نکند، کارش به جایی می‌کشد که همیشه گریه خواهد کرد. ــــــــــــ -تیکه‌کتاب- -باشگاه قتل پنجشنبه-
هدایت شده از گسترده 5 ساعته ریحانه
این زندگی یه زندگی باحال و خودمونیه 💘🔥 هرلحظه‌از‌زندگیشو‌‌باهاتون‌در‌جریان‌میذاره🚶‍♀🚶‍♀💗 ینی تو دلت میاد این چنلو ببینی و مث یه تیکه ماه نری تو جمعشون ؟ 💆🏻‍♀🎀 ✦ ּ ۪  ִֶָ ᒪ𝗶ᑎ𝗸 f.h :)) https://eitaa.com/joinchat/340002417C3b31b99b4f دختررررر اخه تو چقدر ماه و ستارهه ای🌟☕️
هدایت شده از گسترده 5 ساعته ریحانه
تا ساعت ²⁰" بمونه 💗 یه‌ربع‌اخربنربمونه💜💀 دوره ³ گسترده‌ریحانه 🛐 با10جذب‌تضمینی❌🔥