eitaa logo
[ '𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚'! ]
109 دنبال‌کننده
26 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕 «من‌همانم‌که‌همانم‌‌را‌از‌من‌گرفتند وآنها‌همانند‌که‌همانندشان‌پشت‌نقاب‌ هایی‌از‌جنس‌دروغ‌پنهان‌شده...!» روایتے از جنـایت‌و‌انتقام... کپی؟به‌هیچ‌وجه... 𝓣𝓱𝓮 𝔀𝓻𝓲𝓽𝓮𝓻: 𝓗𝓮𝓵𝓶𝓪 𝓘𝓭: @yur111m
مشاهده در ایتا
دانلود
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زیر چشمی به پدر و مادر که روبه‌روم و کیارش که کنارم نشسته بود نگاه کردم. فکر نمی‌کردم به قول مادر ،این شبِ مهم انقدر جو سرد و ساکتی داشته باشه. همه مشغول خوردن شام بودن جز من که فقط با غذام بازی می‌کردم. "چرا نمی‌خوری مادر؟ خوشت نیومد؟" خواستم سرم‌و بلند کنم که تصویر محو و مبهمی از جلوی چشمام عبور کرد... «چرا غذاتو نمی‌خوری؟» به بشقابم خیره شدم. «امروز امتحانم‌و افتضاح دادم.» صدای مردونه‌ای توی سرم پیچید. «آخ، دخترک بابا ناراحته؟ اشکال نداره مهتابم همه از این اشتباها می‌کنن. حالا شام مامان‌پزت رو بخور که داره سرد می‌شه‌.» صداها تو سرم اکو و تصویر مات و محو بود. دوباره اون اسم... مهتاب! دوباره اون درد طاقت‌فرسا‌! و دوباره... یه خاطره‌ی گمشده!... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد... 𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚
گذشته‌ای گمشده...
اگر آدم هر از گاهی گریه نکند، کارش به جایی می‌کشد که همیشه گریه خواهد کرد. ــــــــــــ -تیکه‌کتاب- -باشگاه قتل پنجشنبه-
همسایه ها دسترسی فردا باز میشه شب‌خوووش