جدیدا زیادی دل نازک شدم یعنی چی که تو کلاس بهت گفتن خفه شو گریه کردیییی خرس گندهععع
-روحاء !:)
نهاده است به غبغب ترنج قالی کرمان نشانده بر عسل لب انار های بدخشان
نشسته است به تختی به تختی از گل و کاشی
سی وسه بافه رها کرده در شکوه سپاهان
-روحاء !:)
نشسته است به تختی به تختی از گل و کاشی سی وسه بافه رها کرده در شکوه سپاهان
سپرده روسری اش را به باد های مخالف
به بادهای رها در شب کویر خراسان
-روحاء !:)
سپرده روسری اش را به باد های مخالف به بادهای رها در شب کویر خراسان
دو دست داغ و نحیفم میان زلف پریشش
لوار شرجی قشم است در شمال شمیران
-روحاء !:)
دو دست داغ و نحیفم میان زلف پریشش لوار شرجی قشم است در شمال شمیران
برآن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را
ببوسمش به خیال گلاب گیری کاشان
-روحاء !:)
برآن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را ببوسمش به خیال گلاب گیری کاشان
غزل رسید به آخر ، هنوز اول صفم
همین قدر بنویسم فرشته ایست به قرآن :))))
روحتو رها کن، ببین کی میاد سراغش، اگه کسی نیومد، خودت بغلش کن، بهش بگو تا همیشه کنارتم.