قبل از اینکه وارد زندگی ام بشود
خیلی چیز هارا دوست نداشتم
حالم از آن ها بهم میخورد دوست
نداشتم کسی که دوستش دارم
تپل باشد ، دلم یک مرد میخواست
که بساط باشگاه و بدن سازی اش
برپا باشد ؛ اما ! وقتی آمد همه چیز
تغییر کرد ، تپل و دوست داشتنی
بود :)))) همه چیزش را دوست می داشتم
حتی ان شکم ور قلمبیده اش را ،
اگر غذایی دوست داشت ، غذای مورد
علاقه من میشد ، اگر شعر دوست داشت
شعر دوست داشتم، اگر رنگ مورد
علاقه اش فرق میکرد دوستش داشتم
حتی اگر رنگی بود که هیچوقت دوستش
نداشتم ، آن که آمد همه چیز تغییر کرد:)
همه چیز دوست داشتنی شد
حتی شکم ور قلمبیده اش :))))
#دفترنوشت
هدایت شده از حرفِدل ؛
گوش کن نبض دلم زمزمه اش با تو یکی ست >>>>>>>>
شبتون به قشنگی یادش تو قلبتون :)))))
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
فاضل نظری:)
-روحاء !:)
قبل از اینکه وارد زندگی ام بشود خیلی چیز هارا دوست نداشتم حالم از آن ها بهم میخورد دوست نداشتم کس
خواستم قلم دست بگیرم و از
زیبایی اش بگویم ، قلم گفت
از من می خواهی که زیبایی اش
را کلمه کنم و به کاغذ بگویم ؟؟
قبول نکرد ، کاغذ به زبان آمد
گفت : میخواهی بر روی من
زیبایی اش را رسم کنی؟ در
من زیبایی اش نمیگنجد ،
خواستم تعریف کنم ، دیدم
کلمات اعتراض کردند که ما
نمیتوانیم بگوییم چقدر زیباست :)))
#مخاطبخاصمن
#دفترنوشت