-ࢪوحاء !:)
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش ؛
گدیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست ..
آدمها میمیرند سکته میکنند یا زیر ماشین میروند٬ گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخرهای پرتشان میکند پایین. اینها٬ البته مهم است٬ ولی مهمتر همان نبودن آنهاست.
بعد دیگر جای خالیشان میماند٬ روی بالش٬ حتی روی صندلی که آدم بعد از مردنشان خریده است.
آن وقت است که آدم حسابی گریهاش میگیرد. بیشتر برای خودش که چرا باید این چیزها را تحمل کند...
-آینههای دردار، هوشنگ گلشیری
«الحَیاة غاضبة منی،کأنني ضحکت في مجلس عزاء والدها...!»
+زندگی چنان بر من غَضَب دارد، که انگار در مجلسِ ختمِ پدرش خندیدهام...!
#عربیجات
-ࢪوحاء !:)
در غمت، گر جان به دشواری دهم، معذور دار
زآنکه دل تنگ است و آسان بر نمیآید نفس
- هلالی جغتایی