eitaa logo
-روحاء !:)
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
170 ویدیو
4 فایل
خداکند که بمیرم وطن فروش نباشم 🇮🇷 اینجا همه با هم دوستیم ؛ پس بینمون دیوار نکش با من بگو حرف های نهفته درونت را :
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم که بگیم امشب حالم سر جاش نیست ولی برا شماها چرا
https://eitaa.com/Rooha00/39293 خیلی کنجکاوم در این مورد بدونم میشه درباره اش صحبت کنی . .
اقا یه توییت از چاهزاده پهلوی یه مدت خیلی ترند شد و نقد بهش وارد شد یادتونه؟ رضا پهلوی جشن پوریم رو به یهودیان تبریک گفته بود
حالا این جشن پوریم یهودیان چیه؟
این جشن پوریم که برای یهودیان هست روز ۱۴ آدر ( اوایل بهار یا اواخر زمستان در تقویم میلادی ) برگذار میشه که ریشه اون برمیگرده به عهد عتیق
در کتاب استر اومده که
وقتی یهودیان در شهر شوش ( پایتخت امپراطوری ) از دست دشمن نجات پیدا کردند همه اونها رو به قتل رسوندن روز جشن پوریم نام گرفت
حالا این چه ربطی به ما داره؟ اون دشمنی که تو کتاب استر در موردش صحبت شده که قتل عام شدن ما هستیم
درسرزمین ایران باستان، پادشاهی بزرگ و قدرتمند به نام خشایارشا حکومت می‌کرد. این پادشاه، وزیر بسیار جاه‌طلب و بدذاتی داشت به نام هامان. هامان از یهودیان خوشش نمی‌اومد و کینه عمیقی نسبت به اونها در دل داشت .
-روحاء !:)
درسرزمین ایران باستان، پادشاهی بزرگ و قدرتمند به نام خشایارشا حکومت می‌کرد. این پادشاه، وزیر بسیار ج
در همون زمان، دختری زیبا و یتیم به نام استر در دربار پادشاه زندگی می‌کرد که یهودی بود، اما این راز رو از همه پنهان نگه داشته بود. استر با راهنمایی و کمک عموی دلسوزش، مردخای، به همسری پادشاه دراومد و حالا صاحب شان و شخصیت بود . . ‌
-روحاء !:)
در همون زمان، دختری زیبا و یتیم به نام استر در دربار پادشاه زندگی می‌کرد که یهودی بود، اما این راز ر
روزی هامان نقشه‌ای شوم کشید تا تمام یهودیان امپراتوری رو، از کوچک و بزرگ، زن و مرد، در یک روز قتل عام کنه. اون روز رو هم با انداختن قرعه (که به زبان عبری «پور» نامیده می‌شه) تعیین کرد و روز چهاردهم ماه آدَر رو برای اجرای نقشه‌اش انتخاب کرد . .
-روحاء !:)
روزی هامان نقشه‌ای شوم کشید تا تمام یهودیان امپراتوری رو، از کوچک و بزرگ، زن و مرد، در یک روز قتل عا
وقتی خبر این توطئه شوم به گوش مردخای رسید، او بسیار غمگین شد و نزد استر رفت و از او خواست که شجاعت به خرج بده و نزد پادشاه بره و جان مردمش رو نجات بده. استر اول کمی ترسید، چون رفتن پیش پادشاه بدون اجازه می‌تونست خطرناک باشه، اما با تشویق مردخای، تصمیم گرفت کاری بکنه . .