وقتی یهودیان در شهر شوش ( پایتخت امپراطوری ) از دست دشمن نجات پیدا کردند همه اونها رو به قتل رسوندن روز جشن پوریم نام گرفت
حالا این چه ربطی به ما داره؟
اون دشمنی که تو کتاب استر در موردش صحبت شده که قتل عام شدن ما هستیم
درسرزمین ایران باستان، پادشاهی بزرگ و قدرتمند به نام خشایارشا حکومت میکرد. این پادشاه، وزیر بسیار جاهطلب و بدذاتی داشت به نام هامان. هامان از یهودیان خوشش نمیاومد و کینه عمیقی نسبت به اونها در دل داشت .
-روحاء !:)
درسرزمین ایران باستان، پادشاهی بزرگ و قدرتمند به نام خشایارشا حکومت میکرد. این پادشاه، وزیر بسیار ج
در همون زمان، دختری زیبا و یتیم به نام استر در دربار پادشاه زندگی میکرد که یهودی بود، اما این راز رو از همه پنهان نگه داشته بود. استر با راهنمایی و کمک عموی دلسوزش، مردخای، به همسری پادشاه دراومد و حالا صاحب شان و شخصیت بود . .
-روحاء !:)
در همون زمان، دختری زیبا و یتیم به نام استر در دربار پادشاه زندگی میکرد که یهودی بود، اما این راز ر
روزی هامان نقشهای شوم کشید تا تمام یهودیان امپراتوری رو، از کوچک و بزرگ، زن و مرد، در یک روز قتل عام کنه. اون روز رو هم با انداختن قرعه (که به زبان عبری «پور» نامیده میشه) تعیین کرد و روز چهاردهم ماه آدَر رو برای اجرای نقشهاش انتخاب کرد . .
-روحاء !:)
روزی هامان نقشهای شوم کشید تا تمام یهودیان امپراتوری رو، از کوچک و بزرگ، زن و مرد، در یک روز قتل عا
وقتی خبر این توطئه شوم به گوش مردخای رسید، او بسیار غمگین شد و نزد استر رفت و از او خواست که شجاعت به خرج بده و نزد پادشاه بره و جان مردمش رو نجات بده. استر اول کمی ترسید، چون رفتن پیش پادشاه بدون اجازه میتونست خطرناک باشه، اما با تشویق مردخای، تصمیم گرفت کاری بکنه . .
-روحاء !:)
وقتی خبر این توطئه شوم به گوش مردخای رسید، او بسیار غمگین شد و نزد استر رفت و از او خواست که شجاعت ب
نقشه هامان رو برملا میکنه و بله ایرانی هایی در اینجا کشته میشه که هامان و پسرش یکی از اونها بودن . .
-روحاء !:)
حتی در بعضی اسناد اومده که
هامان، وزیر ایرانی خشایارشاه هخامنشی، نوه کوروش و پسر آتوسا و داریوش که کشتنش . .
-روحاء !:)
درسرزمین ایران باستان، پادشاهی بزرگ و قدرتمند به نام خشایارشا حکومت میکرد. این پادشاه، وزیر بسیار ج
این داستان بر اساس کتاب استر
و خب مشخص که همه تقصیر ها گردن هامان میوفته و با نگاه یک جانبه این داستان در اون کتاب تعریف میشه
در جشن پوریم، یهودیهای صهیونیست یه نوع نون میپزن و اسمش رو میذارن «گوشِ هامان» و میخورنش.
در بعضی اسناد اومده اونا در این فطیرِ گوش هامان، مقداری خونِ دختران مسیحی می ریختن!
دلیلش اینه یهودیان از مسیحیا به شدت نفرت دارن.
https://eitaa.com/Rooha00/39330
به نظرم این ماجرا یه ربطایی با جزهره اپس تین داره در واقع از اون نشات گرفته
.
.
خب چرا این فکرو میکنی کامل توضیح بده