eitaa logo
-روحاء !:)
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
170 ویدیو
4 فایل
خداکند که بمیرم وطن فروش نباشم 🇮🇷 اینجا همه با هم دوستیم ؛ پس بینمون دیوار نکش با من بگو حرف های نهفته درونت را :
مشاهده در ایتا
دانلود
که مسلما زندگی آوادان اوسا قشح دی :) رفیقمون حمایت‌شه؟
😃چنل میزنید یا سیرک؟ خودتونو معرفی کنید تا ریم نزنم چه صیغه ایه؟
هدایت شده از "فرشته نجات"
ی دستی به اینجا میرسونید رند بشیم؟! (جبران میشه🥲)
_
-روحاء !:)
بوی کتلت های مامان پری که تو خونه می‌پیچید منو وادار میکرد که از پستوی پتوی گل‌گلی بیرون بیام و سرک بکشم و مشام تیز کنم به این بوی خوب نوید بخش باز تو خونه پیچیده بود . . شاید بپرسید ، کی به کتلت میگه نوید بخش . . من میگم من ؛ وقتی بوی کتلت های مامان پری می‌پیچید تو خونه خبر از اومدن داداش محمد میداد ، میدونی انگار که رد یاب داداش محمد رو تو دل مامان پری گذاشته بودن ، خود به خود میفهمید که داداش محمد داره برمیگرده و بساط کتلت پزی رو برای دُردونه اش آماده میکرد ، برگشتن محمد برکت داشت ، غذاهای خوشمزه ، خنده هامون ولی اینبار فرق داشت ، محمد قرار نبود برگرده ؛ محمد رفته بود ، انگار خدا اونو بیشتر از مامان پری دوستش داشته بود ، مثل همه که محمد رو دوست داشتن و روی سرش قسم میخوردن خدا هم انگار روی سرش قسم خورده بود ؛ ولی اینبار چه‌خبر بود؟ خواب بود؟ رویا بود ؟ یا مامان پری غم پسرش رو دلش سنگینی کرده بود و پرتابه های حرف های خانوم همسایه که زهرا دختری که نشون کرده بودیم برای محمد عروس شده به دلش رسیده بودن و گرد ناراحتی پاشیده بودن به قلبش ؟! خودم هم درست نمی‌دانم . . صدای زنگ بلند شد ، مامان پری دوید شاید واقعا محمد بود ، شاید خدا اون را برگردانده بود ، بعید می‌دانم به سمت در رفت و جای محمد نامه و ساک محمد برگشته بود ، بعد از چند سال بی‌خبری محمد برگشته بود ، خبر شهادتش را که مادر خواند صدای جلز و ولز سوختن کتلت های مامان پری بلند و بلند تر شد، اما دروغ چرا آن لحظه دل خودمان هم کباب بود ، ای محمد نابرادر انقدر نیامدی برای کتلت های مادر ، که حالا دل خودمان از خبرت سوخت و جزغاله شد . . . مامان پری گریه میکرد ، بعد اون کتلت های مامان پری شور و شور تر شد ، انگار غم و اشکاش رو که به رومون نمی‌آورد خالی کرد توی کتلت ها . .
@Rooha0 ایدی خواسته بودید
_
-روحاء !:)
_
عزیزدلم :) تو کیان پیرفلک نبودی ، تو براشون سودی نداشتی ، تو نمیتونستی بهونه اغتشاش بشی . . به تو که رسید لال شدن لال :)
قلب من مؤدب است، اگر بخواهی بروی، حتما برای خداحافظی خواهد ایستاد..
نقاشی رو صورت بچه ها مثل رنگ کردن جوجه رنگی میمونه ، از بس نازن🥹
چرا تو تجمعات یه جوری نگاه می‌کنید اینگار میخوایم شوهرتون بدزدیم خب؟😃