eitaa logo
_رٌܣـآ_
1.2هزار دنبال‌کننده
831 عکس
22 ویدیو
0 فایل
و گوشه هایی از دنیای من...:)🌱 خوشحال میشم افتخار بدید کنارمون باشید🙃 _رُها؟!! .یعنی رَها شده ، جُدا افتاده.... و برای من به مفهومه دَووم آوردن و گذر از مراحل سخت و رسیدن به اونجایی که بایده... _١۴٠۴/۴/۴ بود که اینجا جون گرفت... _کپی؟فور قشنگتره!..
مشاهده در ایتا
دانلود
_رٌܣـآ_
_ خب حالا منم یکیمی دلی حرف بزنم؟! _
دختر خانوم قشنگ همونی که به نگینایه اون لباسه گیر داده بود که زشته 🥲 خواستم بگم که میدونم و مفهممت چقد الان نگرانی ولی خب اینم بدون که ما همیشه کنارتیمو و از جانب خودم باید بگم که هر چقدرم بالا و پایینم باهات بشم حتی اگه خسته باشم کنارت میمونم و تنهات نمیزارم تا همه چیزو بگذرونی :) خیلی دعا میکنیم هممون اونجوری بشه کِ لبخندایِ قشنگت تو صورتت باشه و ایشالا هَمه چیز میگذره وهمشون تبدیل میشَن به خاطره های تَعریف کردنی خنده دار...:) مثل همین مسیری ک ِبا هم رفتیم وعکسم گرفتیمو کُلی چیز میز گفتیم یه روز دیگم مثل همون روز میریم و چیز میزایی که داره میگذرو تعریف میکنیم و میخندیم... 🥲 _Sara_
11:44
_رٌܣـآ_
11:44
رُندی تو تایم فقط خودت .. بقیه اداتو در میارن...😎😂
_رٌܣـآ_
رُندی تو تایم فقط خودت .. بقیه اداتو در میارن...😎😂
عیواییی عالیی 😂🤏🏻 دیگه جدید رند میکنم براتون حال کنید🦦
https://eitaa.com/copita111/2004 و بنده نیز خیلی زیاد🙃
_رٌܣـآ_
پارسال این موقع هنوز بودی ....💔
پارسال این موقع هنوز نفس میکشیدی...💔
همیشه میگفتی بیستم تولدته آره بیستم شد تولدت ولی مارو این تولد دوبارت پیش خدا خیلی بد زمین زد....💔
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شدی داغی که تا زندم دیگه یادم نمیره....💔 و دیروز بود همون روزی که صبحش بودی اما شبش نه همون روزی که با هزار امید از خواب بلند شدم بیام بیمارستان ملاقاتت ولی خوب پیش نرفت و خودمون با پای خودمون نیومدیم بیمارستانو بهمون زنگ زده شد که بیایم.... همون روزی که ترسیدم بیام بالا سرت نگات کنم و از دور دیدمت آخه فک میکردم خوب میشی بیشتر از اینا میبینمت ولی خب نشد صورت قشنگ و سردتو تو سرد خونه دیدم نه تو خونمون من هر وقت میخواستم صورت رو ببوسم مانعم میشدی و اول تو بودی که بوسم میکردی ولی تو سرد خونه اینجوری نبود وقتی بوست کردم نه دیگه صورتت گرم بود نه بوسم کردی... با تعریف کردن اینا خیلی صحنه ها هست که از جلو چشمام رد میشه همین که نشسته بودم وسط بیمارستان و گریه میکردم یه زنه اومد گف گریه نکن شفا میگیره ولی تموم شده بود حتی بیشتر...💔🙃 _مامان بزرگم _
https://eitaa.com/m_ahjoor/9095 و آن دوست نوشت : من زیادی تو رادوست میدارم....🙃
سلام وقتتون بخیر باشه:) _