وعدهی ِما نجفـش یا که به هنگام ممات
هرچه او خواست ، توکل به خود ِربّ کردم..!
۱۰ اسفند
۱۱ اسفند
' روحـآ '
-
زاهد به نمازش باخت ؛ عاشق به جنونش برد ،
او خواب ِجنان را دید ، ما خواب ِنجف دیدیم !
۱۱ اسفند
۱۱ اسفند
۱۱ اسفند
ماه ِمهمانی ِخدا رسیده است ؛ مژده دهید .
رمضان آمد و در خانه ها سفرهی افطار برپا شد .
عالمی به رمضانت و سفرهی سحر و افطارت خوشند ؛
اما من..در پی رطب مدینهات روز و شب حیرانم!
بنا ست که تا سحر از فراق مدینهات و از غم بیحرم بودنت برای غربت نامت و سرایت تب کنم .
من با نام پدرت اباالحسن سخن گفتن را آغاز کردهام ؛
آری ، از کودکی ذکر بر لب ِما بعد از هر بسمالله گفتن ، یا علی بوده و خواهد بود .
[ ما را اینگونه بار آوردهاند . ]
و حالا یاعلی میگویم و ساغر ِعشقت را صد و هجده بار سر میکشم و نامت را میبرم و آنقدر از تو میگویم که جهانی دلدادهی شما بشوند .
از تو دم میزنم ؛ تا پانزدهم ِماه ِرمضان !
همان هنگام که قمر کامل شود تا بتواند روی ِماه ِشما را بر عالمیان نشان دهد و خبر از آمدنت بدهد ؛
ای پسر ِماه ِزهرا ! ¹¹⁸ :)))
✍🏼 رضوآن ¹¹⁸
۱۱ اسفند
۱۱ اسفند
۱۱ اسفند
۱۱ اسفند
۱۲ اسفند
۱۲ اسفند