eitaa logo
رشدانه(سبک زندگی)
269 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
475 فایل
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود. 📝نظرات مشفقانه خود را در باره مطالب کانال با نشانی زیر در میان بگذارید. ممنونم صفری(سطح۳مشاوره خانواده،دارای پروانه تخصصی سازمان نظام روانشناسی۱۳۹۳۰) @Tebyan_313
مشاهده در ایتا
دانلود
خداوند آن‌ها که حد و حدود را رعایت نمی‌کنند، دوست ندارد.... إنَّ الله لایُحبُّ المعتَدین مبارکه بقره- آیه 190
هر چیز پوششی می‌خواهد که بدون آن برهنه است؛ لباس اسلام حیا، زینتش وقار، مروّت و مردانگی‌اش عمل صالح، ستونش تقوا و اساس اسلام محبت اهل بیت علیهم السلام است. 📚الکافی، ج۲، ص۴۶.
🌷شهــدا چالش داشتنـد؛ بعضیام دارن! آنها در نیمـه شب های در چالش شرکـت میکردند... و برخی در نیمـه شب های در چالـش شرکـت میکنن... آنهـا با ساده برگزار کـردن مراسـم در چالـش شرکت کردند و برخی با سنگین برگزار کردن مراسم ازدواج در چالـشِ ... آنها با نگاه نکردن به و سنگین برخورد کردن با نامحرم در چالش و شرکت کردند و برخی با نگاه به عکس و شوخی در ها در چالش بی غیرتی و ... آنها با تواضع در چالش شرکت کردند و برخی با در چالـش ... برنده ی این چالش ها بـودند و جایزشان هـم همان بـود... و اما برخی..... هـر دو هستند... اما این کجـا و آن کجا... 🔹اینجاست که باید گفت: خداجونم! لحظه ای منو تنهانذار«اللَّهُمَّ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً» خداجونم! آخرشو خوش کن«اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»
غارتگران حیا 🔹زرمندان و زورمندان و زیردست‌هایشان، همیشه مایل بوده‌اند که حجاب بین زن و مرد از بین برود؛ که این، البته برای زندگىِ جامعه مضر و برای عفت جامعه زیانبار و برای خانواده از همه چیز بدتر است. 🖊امام خامنه ای
📜 چیستی حیا (۱) ✍🏻 حیا از موضوعات مهم اسلامی است که در شرایط اجتماعی ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و گاه دیدگاه های متفاوتی در باره آن ابراز می‌گردد. این بخش را با استفاده از مقاله‌ای در مجله اخلاق وحیانی بیان می کنیم: حیا در دیدگاه‌های سه‌گانه الف) دیدگاه لغت شناسان: در تعریف اهل لغت، چند نکته مهم وجود داشت: رقت وجه، انقباض، فعل قبیح، ترس از سرزنش، بازداری و عورت. رقت وجه، حالت مواجهه با ناظر است. انقباض (گرفتگی) نفس، ویژگی روانی حیاست. فعل قبیح، موضوع آن و بازداری، کارکرد آن است؛ بنابراین، از دیدگاه لغت‌شناسان، حیا یعنی رقت وجهی که هنگام فعل قبیح به‌دلیل ترس از سرزنش مردم، در فرد به‌وجود می‌آید و موجب انقباض روانی و ترک آن کار می‌شود. ب) دیدگاه دانشمندان: در تعریف متخصصان نیز چند محور وجود داشت. یکی ویژگی و حالت روانی که با تعبیرهایی همچون انقباض، تغیّر، انکسار، انحصار و وقار بیان شده است. دیگری موضوع حیا که فعل قبیح است. سومی علت و منشأ این حالت روانی که چند گونه است: تعداد زیادی آن را ترس از سرزنش، برخی نیز مواجهه با نقص را علت آن می‌دانند و برخی نیز حشمت طرف مقابل را. چهارمی، نتیجه آنکه ترک کردن است؛ بنابراین، ازنظر این گروه، حیا صفتی است که هنگام فعل قبیح، به‌دلیل ترس از سرزنش مردم یا مواجهه با نقصان یا حشمت طرف مقابل، حالتی از گرفتگی، حصر و شکستگی روانی را برای انسان به‌وجود می‌آورد. ج) دیدگاه متون دینی: همچنین در تعریف اسلامی چند محور وجود داشت. یکی اینکه عنصر اصلی برانگیزانندۀ حیا، حضور ناظر محترم و نظارت ادراک‌شده است. دیگری اینکه موضوع آن، قبیح شرعی و عرفی است و سومی اینکه کارکرد و ثمرۀ آن، بازداری و مهار نفس است. در منابع اسلامی، مطلبی دربارۀ ویژگی روانی به‌دست نیامد. 🔹مفهوم پردازی حیا از تحلیل و بررسی این‌ها به‌نظر می‌رسد حیا ترکیبی است از: ۱) حرمت تهدیدشده، ۲) تأثر درونی و ۳) خودمهارگری. حرمت تهدید شده خود ترکیبی است از: قبح ادراک‌شده، نظارت ادراک‌شده، ناظر تکریم‌شده و کرامت ادراک‌شده. 🔹توضیح این که اینکه فرد باحیا، شخصیتی کریم، وجهی رقیق و حالتی باوقار دارد؛ ازاین‌رو هنگام مواجهه با فعل قبیح، وقتی خود را در حضور ناظر محترم می‌بیند، دچار ترس از آبرو، روانش دگرگون (تغیر) و از حالت بسط و گشودگی، دچار قبض (انقباض) و احساسِ در تنگنا قرار گرفتن (انحصار) می‌شود و حالتی از شکستگی روانی را درونش تجربه می‌کند. این حالت، وی را به مهار نفس وامی‌دارد و از کار قبیح منع می‌کند که نتیجۀ عملی آن، ترک کردن کار بد (ترک) یا انجام دادن کار خوب (واداری) است. 📚 منبع: اخلاق وحیانی، ش ۱۲،استاد پسندیده ادامه دارد.... 🌐 صفحات مجازی
🔷 چیستی حیا(۲) پیشتر گذشت که حیا ترکیبی است از: ۱) حرمت تهدیدشده، ۲) تأثر درونی و ۳) خودمهارگری. حرمت تهدید شده خود ترکیبی است از: قبح ادراک‌شده، نظارت ادراک‌شده، ناظر تکریم‌شده و کرامت ادراک‌شده. و اما تحلیل این مفهوم 🔹تحلیل مفهوم حیا صفت حیا را می‌توان این گونه تحلیل و تبیین کرد. از موقعیت‌های زندگی انسان، مواجهه با فعل قبیح است. نحوۀ مواجهه ما با این موقعیت، از مسائل مهم زندگی است. برخی افعال، قبیح و عیب‌اند و درمقابل، برخی زیبا و خوب. ما در زندگی در معرض انتخاب قبیح یا حسن قرار می‌گیریم؛ اما به‌خودی‌خود مسئله‌ساز نیست. بدیهی است که انسان سالم، حسن را برمی‌گزیند. مسئله از آنجا آغاز می‌شود که فعل قبیح با لذت و فعل حسن با محنت آمیخته شود. معمولاً آنچه قبیح است، لذت‌بخش است و آنچه حسن است، محنت‌آور. اینجاست که انتخاب دچار مشکل می‌شود. انسان به‌لحاظ طبع اولیه معمولاً به‌سمت لذت گرایش دارد و از محنت می‌گریزد؛ ازاین‌رو ممکن است فعلی را برگزیند که واقعاً قبیح است. گزینش فعل لذت‌بخش هرچند طبع انسان را ارضا می‌کند، از آنجاکه قبیح و عیب است، آبرو و اعتبار اجتماعی انسان را تهدید می‌کند. اعتبار و حرمت نزد دیگران، یکی از ضروری‌ترین نیازهای اجتماعی و از مطلوب‌ترین چیزها نزد انسان است. هیچ‌کس مایل نیست نزد دیگران بی‌آبرو و رسوا شود؛ اما گاه مسیری که انتخاب می‌کند، چنین پیامدی دارد و اعتبارش را پیش پای لذت‌خواهی‌اش قربانی می‌کند. در این حالت، هرچند شاید دمی لذت ببرد، رسوایی و ننگ آن برایش می‌ماند و حرمت و اعتبار خود را ازدست می‌دهد. اینجاست که به چیزی نیاز داریم تا آبروی فرد را صیانت کند و اعتبار اجتماعی او را پاس دارد. برای این کار، نیاز است فرد با معیار حُسن و قبح، پدیده‌ها را ارزیابی کند، نه لذت و محنت. اگر رفتارها از این منظر ارزیابی شوند، حس حرمت‌خواهی و آبروداری برانگیخته می‌شود و وی را از رفتار تهدیدکنندۀ آبرو بازمی‌دارد؛ چیزی که در دین به آن حیا می‌گویند. حیا عاملی است که فرد را از کار قبیح بازمی‌دارد و آبرو و اعتبار اجتماعی‌اش را صیانت می‌کند. 📚 مجله اخلاق وحیانی، ش۱۲،استاد پسندیده 🌐 صفحات مجازی
رشدانه(سبک زندگی)
#حیا 🔷 چیستی حیا(۲) پیشتر گذشت که حیا ترکیبی است از: ۱) حرمت تهدیدشده، ۲) تأثر درونی و ۳) خودمهارگر
🔷 چیستی حیا(3) پیشتر گذشت که حیا ترکیبی است از: ۱) حرمت تهدیدشده، ۲) تأثر درونی و ۳) خودمهارگری. حرمت تهدید شده خود ترکیبی است از: قبح ادراک‌شده، نظارت ادراک‌شده، ناظر تکریم‌شده و کرامت ادراک‌شده. پس یکی از مهمترین مسایل، قبح ادراک شده است. و اینک مراد از قبیح قبیح چیست؟ ترک یا فعل؟ 🔹قبیح حيا هنگامى برانگيخته مى‏شود كه پاى فعلى قبيح در كار باشد. وقتى كسى در وضعيتى قرار گيرد كه زمينه كار قبيح آماده بوده و ممكن است نسبت به آن اقدام كند ، موقعيت حيا پيش مى‏آيد . در چنين موقعيتى است كه يا فرد حيا مى‏كند و دست از آن كار مى‏كشد و يا حيا نكرده و مرتكب آن مى‌‏شود . ولى اگر صحبت از فعل قبيح نباشد و زمينه‌‏اى براى آن فراهم نشده باشد ، حيا نيز موضوعيتى نخواهد داشت . بنابراين ، بدون فعل قبيح ، حيا وجود نخواهد داشت . كار قبيح هم مى‌‏تواند به شكل «انجام» باشد و هم به شكل «ترك». همان گونه كه ممكن است انجام دادن يك كار زشت ، قبيح شمرده شود ، ممكن است انجام ندادن يك كار خوب نيز قبيح شمرده شود. از اين رو گاهى به جهت انجام كارى كه نبايد انجام مى‏داديم ، شرمنده مى‏شويم ، و گاهى به جهت ترك كارى كه بايد انجام مى‏داديم ، شرمنده مى‏شويم. مثلاً اگر قول انجام دادن كارى را به كسى داده باشيم و به هر جهت موفق به انجام آن نشويم ، به خاطر «كارى كه نكرده‌‏ايم» شرمنده مى‏شويم. همچنين اگر غيبت كسى را كرده باشيم ، از «كارى كه كرده‏ايم» شرمگين مى‏شويم. بنا بر اين مراد از «فعل قبيح» فقط انجام دادن يك كار زشت نيست ، بلكه انجام ندادن يك كار خوب را نيز شامل مى‏شود. بر همين اساس مى‏توان گفت قبيح يعنى انجام دادن كارى كه نبايد انجام شود و انجام ندادن كارى كه بايد انجام شود . موقعيت هر كدام از اين دو پيش آيد ، مى‏تواند حيا را برانگيزد و فرد را شرمنده سازد.
🔷 حیا شناسی 🔹درک نظارت مسأله حضور و نظارت از مهم‏ترين و اساسى‏ ترين مفاهيم حيا است. حيا فقط هنگامى برانگيخته مى‏شود كه عنصر نظارت وجود داشته باشد. البته صرف وجود نظارت به عنوان واقعيتى خارجى ، براى برانگيختن حيا كافى نيست . حيا هنگامى برانگيخته مى ‏شود كه نظارت موجود از طرف شخص «درك» شود و حتّى ممكن است احساس وجود نظارت موجب برانگيخته شدن حيا شود بدون آنكه ناظرى وجود داشته باشد. پس «درك نظارت موجود» و يا دست كم «احساس وجود نظارت» شرط لازم براى حيا است نه صرف وجود ناظر . در حقیقت اگر «بدانيم» كسى ناظر است ، حيا نيز برانگيخته مى‏شود. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: دانستم كه خداوند بر من مطلع است ، پس شرم كردم: وعلمت أنّ اللَّه عزوجل مطّلع علي فاستحييت. در اين حديث شريف به خوبى روشن است كه « آگاهى » از اطلاع خداوند ، مقدم بر حيا است. صرف وجود نظارت كافى نيست بايد شخص از وجود آن نظارت آگاهى داشته باشد. بر همين اساس مى‏توان نتيجه گرفت كه راه برانگيختن حيا در افراد ، توجه دادن آنان به نظارت است. 🔹 تكريم ناظر مسأله ديگر اينكه براى برانگيختگى حيا ، گذشته از لزوم «وجود ناظر» و گذشته از لزوم «درك نظارت» ، نكته سومى كه لازم است ، محترم بودن ناظر است. اگر ناظرى وجود داشته باشد ولى داراى ارزش و احترامى نزد فرد نباشد ، حتّى اگر علم به حضور وى داشته باشد ، از او حيا نمى‏ كند. چون تكريم و احترام او را لازم نمى ‏داند و بى‏ حرمتى نسبت به او را روا مى ‏دارد . حرمت داشتن ناظر لازمه حياى از او است و هر چه درجه حرمت و احترام ناظر بالاتر برود ، ميزان حياى از وى نيز بيشتر مى ‏شود و از اين‏رو مقدار حيايى كه شخص از يك فرد غريبه دارد ، با حيايى كه از پدر ، مادر ، معلم ، عالم دينى و يا اولياى الهى دارد ، متفاوت است. از آن جا كه حرمت فرد ناظر نيز از عوامل اساسى در حياى از ناظر است ، در مواردى كه پيشوايان دينى صحبت از نظارت فرشتگان كرده و قصدشان بر اين بوده كه حياى مردم را نسبت به آنان برانگيزانند ، از آنان به «فرشتگان كرام» تعبير كرده‏ اند و از مردم خواسته ‏اند تا آنان را « تكريم » كنند. مسلّم است كسى كه كريم دانسته نشود ، شايسته تكريم نيز دانسته نمى‏شود و قطعاً از او شرم نيز نخواهد شد. همچنين از امام على ‏عليه السلام آمده كه هر كس از خودش حيا نكند ، براى خودش ارزش قايل نيست. اين نشان مى ‏دهد انسان از كسى حيا مى‏ كند كه براى او ارزش و احترام قايل باشد و اگر از او شرم نكرد ، معلوم مى‏ شود كه ارزشى براى وى قايل نبوده و بى ‏حرمتى نسبت به وى را جايز شمرده است. به همين جهت در پاره‏اى از روايات آمده كه هر كس بداند خداوند او را مى‏ بيند و با اين حال در محضر او معصيت كند ، در حقيقت خداوند را خوارترينِ ناظرها دانسته است. در اين دسته از روايات اولاً مسأله «درك نظارت» خدا آمده است و ثانياً تصريح شده كه نگه‏نداشتن حيا در برابر خداوند ، نشانه بى‏ ارزش دانستن خداوند است . 📚 فرهنگ حيا ، ص51(با تلخیص)