eitaa logo
𝑨𝒓𝒎𝒊𝒔𝒕𝒊𝒄𝒆🐍 ‹\←^ 𝑹𝒐𝒐𝒕💗
9 دنبال‌کننده
613 عکس
83 ویدیو
11 فایل
یه طلبه رندوم که از وضعیت خسته‌است... (از کتاب و سریال و یکمکی هم فوتبال خوشش میاد.) معدود محتوا های اختصاصی رو فور بزنید😊 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1bl90c5&btn=Root💗
مشاهده در ایتا
دانلود
این شب‌ها بازار دست‌نوشته و پلاکاردنویسی داغه مردم هم ایده‌های جذابی به کار می‌برن که هزینه‌هاشون کمتر بشه؛ بعضیا شعارهاشون رو با ماژیک روی تخته سفید می‌نویسن. شاید بگید تخته سفید سنگینه و خانم‌ها اذیت میشن بخوان حمل کنن؛ این خواهرمون دور یک مقوای محکم پلاستیک منگنه کرده و یک تخته سفید فوق سبک درست کرده😍👏 شمام اگر از این کارا کردید عکسش رو بفرستید منتشر کنیم👇 🆔 @EDolatabadi
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟ ✳️ قسمت ششم: شاید مسئله امروز ایران فقط «تبیین» نیست؛ «روایت‌درمانی» است! 6️⃣ از 8️⃣ اگر بپذیریم که جامعه ایران فقط اختلاف تحلیل ندارد، بلکه زخمی هم شده است، آن وقت یک سؤال مهم پیش می‌آید: راه درمان چیست؟ در سال‌های اخیر، معمولاً وقتی جامعه دچار بحران می‌شود، دو راه‌حل بیشتر پیشنهاد شده است: یا گفته می‌شود باید با قانون، کنترل و محدودیت، التهاب را کم کرد؛ یا گفته می‌شود باید به شبهات پاسخ داد. اما شاید هر دو راه، برای زخمی در این اندازه کافی نباشد! وقتی یک جامعه نزدیک به دو دهه میان امید و تحقیر، مذاکره و شکست، جنگ و ترس، تحریم و انتظار معلق مانده، فقط دچار «آشفتگی تحلیلی» نمی شود که با چند استدلال اصلاح شود؛ بلکه بخشی از روان جمعی آن آسیب دیده است. در چنین موقعیتی، جامعه بیش از هر چیز به «روایت» احتیاج دارد و آنچه امام شهید در توضیح جهاد تبیین می فرمودند که «روایت صحیح در جنگ روایت هاست» شاید همین ماموریت باشد! روایت، فقط خبر یا تحلیل نیست. روایت یعنی اینکه انسان بفهمد رنجی که کشیده، بی‌معنا نبوده است. بفهمد شکست‌ها، فقط شکست نبوده‌اند بلکه هزینه های یک راه واقعی و قابل دفاع برای آیند است که باید به مرور آن را ساخت. یک روان‌پزشک مشهور که خود از دل رنج‌های بزرگ تاریخی عبور کرده بود، جمله‌ای دارد که می‌گوید: **انسان تقریباً هر رنجی را می‌تواند تحمل کند، اگر معنای آن را بفهمد.** شاید مسئله امروز ایران هم همین باشد. نه آن بخش از جامعه که به مذاکره امید بست، باید احساس کند سال‌ها فریب خورده و همه چیز پوچ بوده؛ و نه آن بخشی که سال‌ها هشدار داد، باید فقط با خشم و زخم‌های خود و خون های عزیزی که از او ریخته شده است، زندگی کند و دم در نیاورد. هر دو گروه، بخاطر آینده ایران و دوری از تنازع و ترمیم منازعات اجتماعی لازم دارند داستان واقعی و معنابخش رنجی که می برند بیابند. داستانی که بگوید ایران، درست است که راه نهایی را هنوز پیدا نکرده، اما مسیرش فقط شکست هم نبوده است. این کشور در دل همین سال‌ها، هم خطا کرده، هم پیش رفته؛ هم تحقیر شده، هم توان ساخته؛ هم ضربه خورده، هم ایستادن را یاد گرفته است. اگر روایت ما فقط ترساندن باشد، جامعه خسته‌تر می‌شود. اگر فقط سرزنش باشد، جامعه دوپاره‌تر می‌شود. اگر فقط پاسخ به شبهه باشد، زخمی که در لایه‌های عمیق‌تر نشسته درمان نمی‌شود. جامعه ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، احتیاج دارد دوباره احساس کند رنج‌هایش بخشی از یک مسیر معنادار بوده است؛ و بطور طبیعی از دل این تاریکی ها عبور می کرده و همیشه هم، افقی روشن‌ پیدا بوده و هنوز هم پیداست. شاید از همین‌جا، پرسش مهم‌تری متولد می‌شود: اگر قرار نیست رؤیای برجام، آینده ایران باشد و در عین حال آینده ایران هم جنگ مبهم و از سر تکیلف با اژدهای هفت سر آمریکا نیست، پس رؤیای تازه ایران چیست؟ واقعا ایران می داند که چرا با افت و خیز می جنگد؟ ✍️ حسین مهدیزاده 🆔 @social_theory
تولدت مبارک مدیر جان🥳🥳🥳
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟ ✳️ قسمت هفتم: اگر رؤیای برجام تمام شده، رؤیای تازه ایران چیست؟ 7️⃣ از 8️⃣ اگر مسئله امروز ایران فقط اختلاف تحلیل یا حتی تروما و زخم روانی نیست، یک سؤال مهم‌تر پیش روی ما قرار می‌گیرد: جامعه ایران قرار است با چه رؤیایی دوباره سر پا بایستد؟ جامعه‌ای که سال‌ها میان مذاکره و تحریم، امید و سرخوردگی، تهدید و جنگ معلق مانده، فقط با هشدار، ترس یا حتی صرفاً پاسخ به شبهه‌ها دوباره جان نمی‌گیرد. انسان‌ها برای ادامه دادن، به افق احتیاج دارند؛ به احساسی که بگوید رنج‌هایشان فقط برای زنده ماندن نبوده، بلکه بخشی از ساختن آینده‌ای متفاوت است. شاید یکی از خطاهای ما این بود که برای سال‌ها، رؤیای ایران را به «عادی شدن در نظم موجود» تقلیل دادیم. انگار مسئله این بود که اگر توافق کنیم، دوباره به اقتصاد جهانی برگردیم، سرمایه بیاید، رفاه بیشتر شود و زندگی شبیه نسخه‌ای از جهان غرب پیش برود. اما یک پرسش اساسی کمتر پرسیده شد: آیا اساساً جهان موجود، ظرفیت تکرار تجربه مصرف و رفاهی که در مرکز تمدن غرب شکل گرفته را برای همه ملت‌ها دارد؟ واقعیت ساده اما تلخ است: ندارد. بارها گفته شده اگر همه مردم جهان بخواهند مانند متوسط مصرف‌کننده آمریکایی زندگی کنند، چند کره زمین لازم است. تازه خود آمریکا هم آن تصویری نیست که در هالیوود می‌بینیم؛ بخش بزرگی از آن رفاهِ نمایشی، متعلق به اقلیتی محدود است. پس شاید مسئله ایران از ابتدا چیز دیگری بوده است. ایران کشوری معمولی در حاشیه جهان نیست. کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک ویژه، منابع عظیم، جمعیت بزرگ، تاریخ تمدنی و قرارگرفتن در چهارراه خشکی و دریا است. چنین کشوری، اگر بخواهد فقط یک اقتصاد واسطه‌گر، خام‌فروش یا مصرف‌کننده باقی بماند، دائماً در وضعیت نیمه‌خفگی نگه داشته می‌شود؛ نه آن‌قدر ضعیف که فروبپاشد، نه آن‌قدر آزاد که مستقل شود. شاید مسئله اصلی ایران این باشد که باید راه تازه‌ای برای توسعه پیدا کند؛ توسعه‌ای که فقط کپی جهان غرب نباشد، بلکه بر تولید، فناوری، استقلال و هم‌زمان کرامت انسانی بنا شود. اینجاست که دوباره مسئله هسته‌ای، تولید، فناوری و حتی مقاومت معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. شاید همه اینها، قطعات پراکنده یک تصویر بزرگ‌تر باشند؛ تلاشی برای پیدا کردن یک راه متفاوت. اما اگر قرار است ایران راه متفاوتی برود، یک سؤال سخت‌تر باقی می‌ماند: آیا بدون «قدرت» می‌توان چنین رؤیایی را ساخت؟ و اصلاً قدرت ایران قرار است از کجا بیاید؟ ✍️ حسین مهدیزاده 🆔 @social_theory
سیاست اینده انقلاب در انقلاب.docx
حجم: 91.5K
آقای بهمن خدادادی از دوستان اصفهانی حزب که البته الان فرانسه هستن کتابی در اینباره نوشتن به اسم «انقلاب در انقلاب» و چون خودشون هنوز موفق نشدن از اونجا به بله و ایتا وصل شن از من خواستن این فایلشو برا اعضای حزب بفرستم. خودم پرینتش گرفتم و دارم میخونمش. اگه فرصت کردید و خوندید نظراتتون رو به من بگید برای ایشون می‌فرستم. تشکر.
صرفا به خاطر بیکاری، قسمت ۰ رو منتشر کردم. ۴ تا لایک گرفت. خوشحال شدم با کلی امید قسمت ۸ رو منتشر کردم. هیچی لایک نگرفت😐☹️
پینترست پس از مدت ها...
نباید الان از کانکی بیاد💔😭