سلام
عرض ادب
ضمن این که با تاکید با رویکرد و نکات شما در موضوع حجاب همراهم، می خواستم کمی درباره استعاره پنبه و آتش که متعلق به دنیای شرقی یا همان نظام استیلا در نگرش به جنسیت است نکاتی عرض کنم
۱. این نگرش زن را صرفا امر جنسی می بیند و مرد را انسان و در نتیجه انسان باید به نحوی امر جنسی را که در صدد تخریب و به ابتذال کشاندن انسانیت اوست کنترل کند.
۲. از مهم ترین ابزارهای او در این کنترل گری حجاب است که از اتفاق ادبیات بخشی از روایات نیز به مدد او می آید. از جمله روایاتی که زن را «عورة» و یا «افتتان» می دانند. در حالیکه معنایی که از عورة بودن زن در ذهن دارند با معنایی که قرآن از عورة بیان می کند تناسب کامل ندارد.
۳. این که مرد خود را انسان و زن را امر جنسی بداند، نشان دهنده ناشکوفایی فکری مرد است و از آن که جهت مرد در ساخت جهان اجتماعی غلبه تاریخی دارد با این نگاه خود جامعه می سازد، قانون گذاری می کند، امر و نهی می کند و اگر مذهبی باشد به ابن رویکرد خود رنگ مذهب می زند و روایات را بر اساس رأی خویش تحلیل و صورت بندی می کند
۴. این نگرش عامل عدم تعادل جامعه و نخ نما شدن پروژه مرد شرقی و جهان شرقی در همراه کردن جامعه، به ویژه با ایده شگفت انگیز حجاب است. در واقع این نگرش عامل به هدر رفتن طرح پیشرفته دین در پوشش است
۵. پوشش و احکام آن از پیشرفته ترین ابزارهای دین در جامعه سازی و جامعه پردازی ست که با امثال استعاره های عصر قاجاری آتش و پنبه، با انبوهی از قانون که از ابتدای انقلاب تصویب شده مواجه شده و مجال اجتماعی شدن نیافته است و در واقع مرد شرقی در صورت مرد انقلابی، دست زن و مرد انقلابی را در اجتماعی کردن این ایده بسته و او را به گوشه رینگ رانده است. کاش حضرات پایشان را از کفش دیگران در می آوردند و وقتی امری را نمی فهمند، پرچم را زمین می گذاشتند و کار را به ابتذال نمی کشیدند
من فاطمیه همه تمرکزم بر روی #روایت_فاطمیه است که دو سال پیش در پادپخش های آن سه ماه به آنها پرداختم.
من نه متکلم هستم و نه تاریخ دان، مساله من خود #روایت است! و این دغدغه ای متمایز از دغدغه های تاریخ و کلام است.
در این سالها نگران این هستم که فرصتی که تاریخ در این دوره به ما داده تا فاطمیه را برای اولین بار عمومی کنیم، ماندگار نشود و مهمترین نگرانی ام این است که فعلا وضعیت روایت فاطمیه خوب نیست و قصه گسترده و موثری از آن منتشر نشده است.
دیشب در هر دو منبر به این موضوع پرداختم که ماموریت روایت فاطمیه چیست و اینکه اساسا روایت فاطمیه باید چه اجزایی داشته باشد؟
فایل اول، در جلسه مدرسه صدرا بر مدار ماموریت معلم و والدین گفتم و در فایل دوم، حسینیه ربیع الایتام، که مجلس شعرا و اهل ادب بود، بر اساس نکاتی که به کار اهل ادب بخورد همین بحث را گفتم.
من منبر رفتن را دوست دارم اما به نظرم منبری خوبی نیستم. شاید نکات خوبی در ذهنم هست اما در انتقال آنها بسیار ناتوان هستم، لذا همیشه با اکراه چیزی از منبرهایم را اینجا گذاشته ام.
🆔 @social_theory
حسین مهدیزادهوقایع شهادت رسول خدا تا شهادت صدیقه شهیده.mp3
زمان:
حجم:
12.43M
یک خلاصه ای از مبارزه بزرگ حضرت زهرا(س) در آن سه ماه سخت و طاقت فرسا
که شام غریبان 1402 در هیات رسانه و هنر قم تقدیم عزیزان شد.
امشب و فردا اصل بر این است که هر جا می توانیم برای روضه برویم و در منزل نمانیم و هیاهوی فاطمی را در شهرهایمان گسترش دهیم، اما احیانا اگر کسی مجلسی نداشت که شرکت کند، شاید برای خالی نبودن عریضه گوش دادن این صوت هم بد نباشد.
🆔 @social_theory
714.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شنیدم بسترت را جمع کردی ...
🆔 @social_theory
4.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما رو تنها نزاری محشر...
🆔 @social_theory
هدایت شده از مركز رواسي
يدعوكم #مركز_رواسي لحضور #المحاضرة_الخامسة من دورة #سمات_المنظومة_الفكرية_الحضارية
وذلك باستضافة الأستاذ سماحة الشيخ :
#حسين_مهدي_زاده
🏬المكان: شارع سمية، الفرع 12 جامعة آل البيت العالمية، الطابق السادس [قاعة الإمام الصادق]
📅الزمان: الأحد ۰۹ جمادی الثانية ۱۴۴۷ (۰۹ آذر)
⏰️ التوقيت: الساعة 15:00 بتوقيت طهران
#مركز_رواسي_للدورات_والدراسات_الاستراتيجية
📲 #الموبايل:
+989216647257
🌐 الموقع الرسمي 👇
https://rawassicenter.com
🔸 #تلغرام
https://t.me/rawssi_center
🔸️ #ايتا
https://eitaa.com/rawassi_center
🔸️ #واتساب
https://whatsapp.com/channel/0029VbB7LrW47XeEq9EDzN0Y
آقای اردستانی بلایی سر #پدیدارشناسی آورد که دیگه به این سادگی توی فضای علمی حوزه نمیتونه مزایای خودش را متذکر بشه
@social_theory
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
مهریه ۱۴ سکهای و تضعیف سپر امنیتی زنان
در نگاه اسلام به مسئله زن، نقطه آغاز نه «حق مرد» است و نه «امتیاز مرد»، بلکه «کرامت زن» است؛ کرامتی که خدای متعال آن را پیش از هر نسبت اجتماعی و پیش از هر رابطه قدرت، در متن خلقت نهاده است. هر حکمی که پس از این کرامت میآید -از نفقه تا مسئولیتهای مالی و اخلاقی مرد- اگر درست فهم شود، ابزار سلطه نیست، بلکه سپری است برای حفاظت از امنیت، آرامش و امکان رشد زن در ساختار خانواده و جامعه.
مصوبه اخیر مجلس درباره خارجکردن مهریههای بیش از ۱۴ سکه از شمول پیگرد کیفری، گرچه در ظاهر میکوشد از فشار اقتصادی بر مردان بکاهد، اما در لایه عمیقتر یک جابجایی خطرناک در «هندسه قدرت» میان زن و مرد ایجاد میکند. مهریه در سنت اسلامی یک بدهی تجاری نیست، یک امتیاز قابل چانهزنی هم نیست؛ مهریه تکیهگاه امنیتی زن است در ساختاری که هنوز در بسیاری از لایههای فرهنگی و اجتماعی، مرد از قدرت تصمیمگیری و اختیار بیشتری برخوردار است.
اسلام هرجا امتیازی برای مرد قرار داده، در برابرش برای زن «ضمانت» گذاشته است. مرد مسئول تأمین مالی خانواده است تا زن زیر فشارهای معیشتی خرد نشود. مرد مسئول مدیریت اقتصادی خانه است تا زن از خشونت اقتصادی در جامعه مصون باشد؛ و مهریه نیز بخشی از همین منظومه است: نقطه اتکای زن در لحظه بحران، اهرمی برای جلوگیری از ظلم و یک بازدارنده حقوقی در برابر سوءاستفاده مرد از قدرت.
وقتی این تکیهگاه تضعیف میشود، زن در برابر مردی که همچنان قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتری دارد، بیدفاعتر میشود. نتیجه آن است که زن در اختلافات، با مردی مواجه است که پشتوانه قدرت دارد، اما خود او از تنها ابزار حمایتیاش محروم شده است.
خطر جدیتر اما پیام فرهنگی این تصمیم است. گویی امنیت زن که در نگاه اسلام یک اصل بنیادین است، به یک عدد تبدیل شده و از مرزی به بعد «غیرقابل پیگیری» محسوب میشود. این نگاه با روح اسلام که منزلت و امنیت زن را مطلق و غیرمشروط میداند سازگار نیست. کرامت زن را نمیتوان با عدد ۱۴ یا ۴۰ یا هر رقم دیگری وزنکشی کرد؛ کرامت، مطلق است.
اگر نیت قانونگذار کاهش زندانیان مهریه است، راه درست آن حذف ابزارهای حمایتی زن نیست، بلکه اصلاح ساختار تعهدات مالی در ازدواج است. راه منطقی و عادلانه، تبدیل مهریه نامتوازن و نمادین به ضمانتهای مالی تدریجی و واقعی است. یعنی مرد بهجای تعهد سنگین و یکباره که در زمان اختلاف غیرقابل پرداخت میشود، در طول زندگی مشترک -بر اساس درآمد و توان مالیاش- به صورت ماهانه یا سالانه مبلغی معین را در قالب صندوق خانوادگی، حساب مشترک تحت نظارت حقوقی، یا بیمههای ویژه زنان و خانواده تأمین کند؛ منابعی که در زمان اختلاف یا طلاق، برای زن بهعنوان پشتوانه قطعی، قابل وصول و بدون تنش قضایی باقی بماند.
این سازوکار نه تنها فشار غیرواقعی را از دوش مرد برمیدارد، بلکه «حق زن» را از یک عدد نمادین و غالباً غیرقابل وصول، به امنیت مالی پیوسته، واقعی و عادلانه تبدیل میکند؛ امنیتی که با روح عدالت، با کرامت زن، و با فلسفه اسلام در تنظیم رابطه زن و مرد سازگاری بسیار بیشتری دارد.
زن در نگاه اسلام «محور حیات» است، نه حاشیه آن. و قانونی که پشتوانه او را تضعیف کند، حتی اگر نیتش اصلاح باشد، در عمل زمینهساز نابرابری تازه و ظلم پنهان خواهد بود.
این مصوبه، خلاف بندهای متعددی از «سیاستهای کلی خانواده» است. امیدوارم هیئت عالی نظارت بر سیاستهای کلی نظام، رای به مغایرت مصوبه مجلس با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب بدهد.
همچنین شورای محترم نگهبان میتواند این مصوبه را مغایر اصل ۲۱ قانون اساسی اعلام نماید که در آن، بر احیای حقوق مادی و معنوی زن تصریح شده است.
@syjebraily
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
مهریه ۱۴ سکهای و تضعیف سپر امنیتی زنان در نگاه اسلام به مسئله زن، نقطه آغاز نه «حق مرد» است و ن
اگر قرار است، دیوان اداری یک ملت در موضوعی وارد شود، مثلا طبق پیشنهاد این متن ساختارسازی کند، نه مثل آنچه مجلس پیشنهاد داده. جامعه وقتی دینی میشود که با تحلیل و مصلحت اندیشی، ریشه احکام دین را عوض نکند، بلکه با خلاقیت راه تحقق احکام را پیدا کند!
زوجیت شرعی این روزها در خطر اضمحلال است و انواع دیگر زوجیت، بسیار تسهیل شده تر و در دسترس تر شده اند. اگر ازدواجی صورت نمیگیرد، روابط جنسیتی کاهش پیدا نکرده، بلکه در قالبهای موقت و دائم دیگری در جریان است. به این فکر کنید که چطور میشود، زوجیت و نکاح دینی را تسهیل کرد و آن را به بهینه ترین رابطه جنسیتی در جامعه در جامعه تبدیل کرد، نه اینکه نهاد زوجیت دینی را سوهان بزنیم تا عرف آن را قبول کند.
@social_theory
هدایت شده از هفتهنامهٔ کرانه
#اروپا
#یادداشت_ورودی_شماره_پانزدهم
💢پایان رؤیای بروکسل💢
برای سالهای متمادی، قارۀ سبز در نوعی تعطیلات ژئوپلیتیک به سر میبرد. بروکسلنشینان با غروری پنهان باور داشتند که اگرچه واشنگتن شمشیر دارد و پکن کارخانه، اما این اروپاست که قلم قانون را در دست دارد و قواعد بازی جهانی را مینویسد. آنها گمان میکردند کیمیایی یافتهاند که میتواند حاکمیتهای ملیِ قدیمی را در دیگی بزرگتر ذوب کرده و به قدرتی فراملی تبدیل کند. اما امروز، آن خواب شیرین به کابوسی بیدار تبدیل شده است. اروپا دیگر نه بازیگرِ اصلی، بلکه زمینی است که غولهای جهان نبردهای خود را در آن پیش میبرند.
وضعیت کنونی اروپا چیزی فراتر از یک بحران معمولی است؛ این یک محاصرۀ تمامعیار است. از شرق، تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، توهم امنیت ابدی را در هم شکست. این جنگ نهتنها ضعف نظامی اروپا را عریان کرد، بلکه نوعی تحقیر تاریخی را به همراه داشت؛ چرا که نشان داد اروپا بدون چتر امنیتی دیگران، حتی قادر به تأمین امنیت حیاط خلوت خود نیست.
اما ضربۀ کاریتر شاید از سوی غرب باشد. ایالات متحده، متحد دیرینهای که اروپا امنیت خود را به او برونسپاری کرده بود، دیگر آن برادر بزرگترِ حامی نیست. چهرۀ جدید آمریکا در دوران ترامپ و شاید حتی پس از آن، چهرهای است که قواعد بازی بینالمللی را نادیده میگیرد و عملاً در زمینی بازی میکند که مختصاتش شباهت عجیبی به منطق زورمدارانۀ روسیه دارد. واشنگتن امروز با بیاعتنایی محض به دغدغههای متحدان اروپایی، توافقات تجاری یکجانبه را تحمیل میکند و حتی اصل بنیادین ناتو را به معامله میگذارد. اروپا اکنون میان دو قدرت بزرگ که برای مدلهای سنتی و مرسوم دیپلماسی ارزشی قائل نمیشوند، گیر افتاده و با آن همچون بازیگری حاشیهای و با تحقیر رفتار میشود.
در جبهۀ اقتصادی، فشار از سمت شرقِ آسیا، نفس صنایع اروپا را به شماره انداخته است. چین دیگر آن شریک تجاری که صرفاً کالای ارزان تولید میکرد، نیست. اژدهای زرد اکنون با جهشی تکنولوژیک، قلب صنعت اروپا یعنی خودروسازی و نوآوری را نشانه رفته است. کسری تجاری وحشتناکِ موتورِ اقتصادی اروپا (آلمان) با چین، زنگ خطری است که نمیتوان نادیده گرفت. پکن نهتنها بازارها را با دامپینگ (قیمتشکنی) تسخیر کرده، بلکه با زیرکی تمام، وابستگی اروپا به مواد اولیۀ حیاتی و تراشهها را به سلاحی برای باجگیری سیاسی تبدیل کرده است. اروپایی که روزگاری خود را مدافع تجارت آزاد میدانست، حالا میبیند که پکن و واشنگتن هر دو با ابزار حمایتگرایی و یارانه، صنایع او را میبلعند.
واکنش اروپا به این وضعیت اضطراری، تا کنون آمیزهای از سردرگمی و اشتباه بوده است. در داخل، دو نیروی متضاد در حال پارهپاره کردن اتحادیه هستند: از یک سو تکنوکراتهایی که با ژست امنیت ملی به دنبال کشیدن دیوارهای تعرفهای هستند (که تنها هزینه را برای شهروندان خستۀ اروپا بالا میبرد) و از سوی دیگر، پوپولیستهای راستگرا که راهحل را در بازگشت به دولت-ملتها و تضعیف بروکسل میبینند. هر دو مسیر به پرتگاه ختم میشود؛ چرا که در دنیایی که غولها حکم میرانند، تکرویِ کشورهای کوچک اروپایی حکم خودکشی را دارد.
راه نجات چیست؟ تحلیلگرانی که هنوز امید خود را از دست ندادهاند، معتقدند روی کاغذ، اروپا هنوز کارتهایی برای بازی دارد: بازاری بزرگ، توانایی ائتلافسازی با قدرتهای میانی (مانند هند و آمریکای جنوبی) و ابزارهای قانونی برای مقابله با زورگویی اقتصادی. نیاز فوری به یکپارچگی واقعی در بازارهای مالی، انرژی و خدمات احساس میشود تا اروپا بتواند وزن واقعی خود را پیدا کند. اما اجرای این اصلاحات نیازمند گذشتن از سد بوروکراسی ناکارآمد، رفاهزدگیِ پرهزینه و منافعِ متضاد ۲۷ کشور عضو است.
اما حتی به فرض پذیرش این کورسوی امید، واقعیت تلخ این است که رهبران فعلی اروپا، فاقد جسارت و ارادهای هستند که برای چنین تغییر رادیکالی لازم است. برای اینکه اروپا از این مخمصه جان سالم به در ببرد و از تبدیل شدن به موزهای برای توریستهای چینی و آمریکایی نجات یابد، به سطحی از همگرایی و فداکاری سیاسی نیاز است که در شرایط فعلی، وقوع آن تنها به یک معجزه میماند. یا اروپا تدبیری استراتژیک میکند و به نحو معجزهآسایی سرنوشتش را به دست میگیرد، یا تاریخِ قرن بیست و یکم بدون حضور مؤثر او نوشته خواهد شد.
📄مطالب پروندۀ اروپا در شمارۀ پانزدهم کرانه را در سایت کرانه بخوانید:
▫️آستانۀ صلح؛لحظۀ حسابرسی و رویارویی اروپا با واقعیت فرا رسیده است.
▫️اروپاییشدنِ تحقیر؛ احساس رأیدهندگان اروپایی نسبت به اتحادیۀ اروپا در حال فرانسویتر شدن است.
◀️ دانلود رایگان مجله در کانال کرانه
🌐 @karaneh_mag
12.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این آدم خلاقه!
خروار خروار خلاقه!
یک مکتب تا وقتی زنده است که آدمهای خلاق به آن جذب می شوند و الا آدمهای دوزاری مثل من پای همه مکتبها کرور کرور پیدا می شوند.
خلاقیت تبغ دو بری است! آدم خلاق گاهی بدعت می سازد و گاهی سنت حسنه! خدا به آقای رمضانی برکت دهد تا همیشه سنت های حسنه خلق کند و تا آخر عمر حتی به یکبار هم مبتلا به بدعت نشود.
آدرس کانال شیخ 👇
@sheikh_ramezani
🆔 @social_theory