eitaa logo
ساخت ایران|حسین مهدیزاده
4.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
389 ویدیو
123 فایل
طلبه درس خارج @ho_mah کانال آپارات https://www.aparat.com/hosseinmahdizade
مشاهده در ایتا
دانلود
ربودن ، رونمایی از فناوری جدید «تحقیر جمعی» بود؛ تلاشی برای و کشتن روحیه سلحشوری ملت‌ها در مقابل قدرت ناچیزی که از آمریکا باقی مانده! با سرزندگی در میدان می‌مانیم برای شکستن : ۱. رسوبات استعمار ۲. افسون لیبرالیسم داخلی ۳. تلاطم ژئوپولتیک اجازه نمی‌دهیم اراده ایران در هاضمه یک «قمارباز ورشکسته» بلعیده شود. نه می‌ترسیم و نه نگرانیم؛ آینده را انسان‌های صبور و خلاق خواهند ساخت! ✌️🇮🇷 🆔 @social_theory
تا دیروز خلاصه حرفهای من در این هشتک خلاصه میشد: از امروز و تا چند ماه این هشتک به نظر من طرح عملیاتی این دور از مواجهه ما با آمریکا خواهد بود. به فناوری های مقابله با سه ضلعی بحران در بستر تلاش ترامپ برای خلق لحظه های تحقیر جمعی فکر کنید. سلبریتی و اغتشاش گر کف خیابان و... ظاهرا فناوری دفعه های قبل بوده است و نهایتا برای سرکار گذاشتن ما از آنها استفاده می شود. بار اصلی این دفعه روی دوش چیز دیگری است. 🆔 @social_theory
🔴اقتصاد ایران؛ بحرانِ «روایت بحران» آیا در نهایت دولت ناکارآمد و احمق بحران امروز را ساخته است؟ 📝حسین مهدیزاده 1️⃣ از نمی دانم تا چند... پیش از آنکه درباره سیاست اقتصادی، دولت ناکارآمد یا بخش خصوصی رانت‌خوار یا ناتراری ها حرف بزنیم، باید به یک لایه عمیق‌تر برویم؛ لایه‌ای که کمتر دیده می‌شود اما تقریباً همه‌چیز از آن‌جا خراب می‌شود: روایت مسلط ما از اقتصاد ایران. مسئله اقتصاد ایران، پیش از آنکه مسئله عدد و بودجه و نرخ ارز باشد، مسئله «تصویری» است که از کارکرد اقتصاد در ذهن جامعه، کارشناسان و در نهایت سیاست‌گذار شکل گرفته است. تا وقتی این تصویر عوض نشود، هر اصلاحی – حتی اگر در ظاهر درست باشد – در مسیری غلط مصرف می‌شود. اقتصاد یک کشور، در ساده‌ترین تعریف، چیزی جز زنجیره خلق ارزش آن کشور نیست؛ زنجیره‌ای که از کار انسان شروع می‌شود، از دانش، مهارت، فناوری و سازمان عبور می‌کند، و در نهایت به کالا یا خدمتی می‌رسد که جامعه حاضر است برای آن پول بدهد و آن را مصرف کند. تفاوت کشورهای فقیر و غنی، نه در منابع طبیعی، بلکه در طول و عمق این زنجیره است. هرچه زنجیره ارزش بلندتر باشد، کار بیشتری در اقتصاد انجام می‌شود، دستمزدها بالاتر می‌روند، مالیات پایدارتر می‌شود، و دولت می‌تواند بدون چاپ پول، جامعه‌ای بزرگ را اداره کند. و هرچه زنجیره کوتاه‌تر باشد، اقتصاد کوچک‌تر، ناپایدارتر و سیاسی‌تر می‌شود. بحران اقتصاد ایران دقیقاً از جایی شروع می‌شود که روایت مسلط، گفتگو از زنجیره ارزش را کنار می گذارد و همین هم باعث می شود که سیاست ها معطوف به آن بسته نمی شود. ما اقتصادی داریم که ستون اصلی‌اش زنجیره‌ای بسیار کوتاه است، اما آن را با نسخه های برآمده از اقتصادهایی آن را اداره می‌کنیم که صنعتی پیچیده دارند. این شکاف میان واقعیت و روایت، همان جایی است که سیاست‌گذاری را از ریشه منحرف می‌کند. اگر از این زاویه نگاه کنیم، تاریخ مسئله اقتصاد ایران چنانچه امروز در کف فجازی گفته می شود دولت فاسد و احمق نیست، بلکه یک سه‌ضلعی بحران‌آفرین است؛ سه ضلعی‌ای که هر ضلع آن، زنجیره ارزش را یا کوتاه کرده، یا همان زنجیره کوتاه را تثبیت نموده و بازتولید کرده است. در ادامه سرخطی از تاریخ این سه ضلعی بحران آفرین را می نویسم: ضلع اول این بحران، اقتصاد خام‌فروش تک محصولی است؛ اما نه به‌عنوان یک انتخاب فنی، بلکه به‌عنوان میراث یک مدرنیزاسیون استعمارزده نفتی. رضاخان معمار مدرنیته ایرانی، از جمله اقتصاد ایران است و این اقتصاد در دوره سلطنت فرزندش تکمیل شد. از لحظه‌ای که نفت به منبع اصلی درآمد دولت در ایران بدل شد، زنجیره ارزش اقتصاد به‌طور ساختاری کوتاه شد. به‌جای اینکه ارزش از دل کار و خلاقیت و دانش با ارزش جامعه تحصیل کرده جامعه خلق شود، از دل استخراج یک منبع طبیعی و فروش آن به کارتل های انرژی به دست آمد. این الگو، که در دوره پهلوی به شکل کامل نهادینه شد، دولتی ساخت که مدرن می‌شد، اما جامعه‌ای تولیدکننده نمی‌ساخت. اقتصاد رشد می‌کرد، اما نه از مسیر طولانی شدن زنجیره ارزش، بلکه از مسیر تزریق دلارهای نفتی. در میراث شوم پهلوی، «توسعه» به معنای افزایش درآمد ارزی بود، نه افزایش کار اجتماعی و این روایت همچنان روایت اصلی حاکم بر ذهن فعالان اقتصادی ایران است که ارزآوری کنند! نتیجه‌اش اقتصادی شد که می‌توانست شهر بسازد، واردات انجام دهد و مصرف را بالا ببرد، اما نمی‌توانست یک محصول با ارزش را در نهاد صنعت و کشاورزی ایران از صفر تا صد خلق کند و برای آن بازاریابی کند و از آن درآمد بالا بدست بیاورد. این میراث، هنوز هم با ماست: اقتصادی که ستون فقراتش فروش خام است و به‌طور طبیعی توان تأمین مالی پایدار یک ملت بزرگ 90 میلیونی را ندارد! بلکه با 4 میلیون بشکه نفت در روز می توان قطر 330 نفری که با کارگرها و خدمه شان حدود 3 میلیون نفر هستند را اداره می کند، اما ایران با این عرض و طول و مشکلات و دشمن هایش را؟ قطعا نه! ضلع دوم بحران، دولت به‌شدت تصدی‌گر است؛ میراث دهه شصت شمسی و چیرگی یک روایت چپ‌گرایانه که مسئله را نه در کوتاهی زنجیره ارزش، بلکه در «مالکیت» می‌دید این بحران را خلق کرد. کشوری که هیچ سرمایه دار واقعی نداشت، به جای فکر به زنجیره ارزش کوتاه اقتصاد ایران، همه فکر و ذکرش شده بود مهار سرمایه داری داخلی! فکر می کرد اگر دولت مالک همه‌تولیدی ها باشد، مشکل سرمایه داری و اخلاق کثیفش خودبه‌خود حل می‌شود و واقعا انقلاب محقق می شود! نتیجه، دولتی شد بزرگ، پرهزینه و همه‌جا حاضر، که به‌جای معماری زنجیره‌های ارزش، خودش در نقش بازیگر اصلی وارد همه میدان‌ها شد. این دولت، نه توانست بهره‌وری را بالا ببرد، نه خلاقیت را آزاد کند، و نه هزینه‌های سنگین خود را از دل یک اقتصاد ناچیز تأمین نماید. زنجیره ارزش همچنان کوتاه ماند، اما هزینه اداره کشور چند برابر شد. 🆔 @social_theory
🔴اقتصاد ایران؛ بحرانِ «روایت بحران» آیا در نهایت دولت ناکارآمد و احمق بحران امروز را ساخته است؟ 📝حسین مهدیزاده 2️⃣ از نمی دانم تا چند... ضلع سوم بحران، در دوران پس از جنگ و با حذف چپ‌ها شکل گرفت؛ زمانی که راست جدید و دولت سازندگی از مبارزه خسته شد و نسخه مدرنیزاسیون و بازگشت ایران به جامعه جهانی از مسیر ساخت جامعه بازار سوداگرانه و انتقال قدرت به آن را انتخاب کرد. روایت غالب این بود که انسان منفعت خواه مدرن، خلاق تر و متعادلتر از انسان خیرخواه و مذهبی انقلاب اسلامی است، پس اگر بخش خصوصی ایران را مدار ساخت طبقه متوسط مدرن کنیم، این بخش با ویژگی‌های اخلاقی و نهادی و مناسبات و مراودات جهانی اش ایران را در چرخه جهانی ارزشمندتری قرار می دهد و با چانه زنی و رقابت و نوآوری، حتما زنجیره ارزش خودبه‌خود بلند خواهد شد. البته اینها همه خواب و خیال فیلسوفانه و جامعه شناسانه بود. در این دوره کارخانه‌ها و دارایی‌های اقتصادی با قیمت‌های پایین و با اتکاء به وام و تسهیلات و سلام و صلوات به پیشران های ساخت این بخش واگذار شدند، با این امید که بهره‌ور شوند. اما وقتی سرمایه، فناوری و افق بلندمدت وجود نداشت، طبیعی بود که این بخش خصوصی نیز به سمت کوتاه‌ترین و امن‌ترین زنجیره حرکت کند: تصاحب کارخانه ای مواد خام مثل پتروشیمی و فولاد و معادن و... به این ترتیب، این بخش خصوصی، بار دیگر مثل دوران پهلوی بزرگ و بی دین و مدرن شد، اما در بستری رشد کرد که تنها زنجیره باثبات آن، همان زنجیره خام‌فروشی بود.نه یک بخش خصوصی مولد، بلکه بخش خصوصی خام‌فروش شکل گرفت؛ بخشی که به کمک شبه علم های تولید شده توسط شبه علم های تولید شده توسط مهندس ها و فنی های نقش دولت را در خام‌فروشی تصاحب کرد. برای این کار هم تا توانست بر علیه دولت نظریه پردازی کرد تا آن را بزرگ و کلنگی و فاسد و احمق نشان بدهد، اما در نهایت بخش خصوصی دوزاری امروز را ساخته که سرمایه دارهای بزرگش با چند تا ویلا و چند تا کشتی برای مردم خود نمایی می کنند و در اصل سودی جز خلق پول بانکی یا سفته بازی از ساخت کسب و کارهایشان نبوده اند و این واقعیت اصلی این بخش است، نه گندگی که ادای آن را در می آورد. حاصل این سه ضلع، اقتصادی است با زنجیره ارزشی کوتاه، اما با دو خروس جنگی بزرگ – دولت و بخش خصوصی – که بر سر همین اقتصاد کوچک با هم می جنگند! هر دو همدیگر را متهم می‌کنند، اما هر دو درون به یک اندازه اشتباهی هستند و مساله را کتمان می کنند. مساله اقتصاد ایران زنجیره ارزش است نه مالک و مدیر این اقتصاد ناچیز! البته فعلا بخش خصوصی پول بیشتری پمپاژ می کند به روزنامه ها و فضای مجازی، لذا در رقابت هیولاسازی از رقیبش جلو افتاده است. اما چه کنیم که به هر حال به همان اندازه که تصدی گری دولت به اصلاح اقتصاد ایران بی ربط بود، حاکمیت بخش خصوصی بر سرنوشت اقتصاد هم بی ربط است. مساله اصلا چیز دیگری است: طول زنجیره ارزش تا وقتی این روایت تغییر نکند، حتی دقیق‌ترین داده‌ها، بهترین آمارها و پیچیده‌ترین نظام‌های آمار و رصد و پایش، در سناریوهایی اشتباه ریخته می‌شوند و سیاست‌هایی می‌سازند که ما را دقیق‌تر به همان بن‌بست می‌برند که در آن ایستاده‌ایم. 🆔 @social_theory
پیش از آنکه درباره سیاست اقتصادی، دولت ناکارآمد یا بخش خصوصی رانت‌خوار یا ناتراری ها حرف بزنیم، باید به یک لایه عمیق‌تر برویم؛ لایه‌ای که کمتر دیده می‌شود اما تقریباً همه‌چیز از آن‌جا خراب می‌شود: روایت مسلط ما از اقتصاد ایران. مسئله اقتصاد ایران، پیش از آنکه مسئله عدد و بودجه و نرخ ارز باشد، مسئله «تصویری» است که از کارکرد اقتصاد در ذهن جامعه، کارشناسان و در نهایت سیاست‌گذار شکل گرفته است. تا وقتی این تصویر عوض نشود، هر اصلاحی – حتی اگر در ظاهر درست باشد – در مسیری غلط مصرف می‌شود. اقتصاد یک کشور، در ساده‌ترین تعریف، چیزی جز زنجیره خلق ارزش آن کشور نیست؛ زنجیره‌ای که از کار انسان شروع می‌شود، از دانش، مهارت، فناوری و سازمان عبور می‌کند، و در نهایت به کالا یا خدمتی می‌رسد که جامعه حاضر است برای آن پول بدهد و آن را مصرف کند. تفاوت کشورهای فقیر و غنی، نه در منابع طبیعی، بلکه در طول و عمق این زنجیره است. هرچه زنجیره ارزش بلندتر باشد، کار بیشتری در اقتصاد انجام می‌شود، دستمزدها بالاتر می‌روند، مالیات پایدارتر می‌شود، و دولت می‌تواند بدون چاپ پول، جامعه‌ای بزرگ را اداره کند. و هرچه زنجیره کوتاه‌تر باشد، اقتصاد کوچک‌تر، ناپایدارتر و سیاسی‌تر می‌شود. 🆔 @social_theory
گزراش بسیار زیبا، مختصر و جامع آقا از وضعیت کلان اقتصاد ایران_audio.mp3
زمان: حجم: 23.7M
روایتی که دارم از اقتصاد ایران می دهم، ایده اش را از این سخنرانی کمتر دیده شده مقام معظم رهبری در 29 بهمن 93 در جمع مردم آذربایجان و تبریز اقتباس کردم. این صوت یکی از گنج های جریان انقلابی است برای و جبهه انقلاب در تعارضات اخیر است! رهبر انقلاب معمولا برای حفظ نظام، در مقام راوی صحنه ها حاضر نمی شوند، اما در این صوت روایت می کنند که دشمنی ها و کارهای نظام برای ساخت اقتصاد بر چه مداری بوده است. کارهایی که بعد از جنگ به سرپرستی ایشان انجام شده را که ما بعد جنگ دست به کار شدیم تا یک مشکل را حل کنیم: «کوتاه بودن زنجیره ارزش اقتصاد ایران» ( 7:03 ) پس من ایده روایتم از بحران اقتصاد ایران را در این صوت پیدا کردم و از خودم نیست. 6:08 ایشان دو بیماری اقتصاد ایران تا سال 93 را در این صوت معرفی می کنند: 6:26 اقتصاد خام فروش نفتی: که تحمیل غرب و استعمار با کارپردازی دولت سرسپرده پهلوی است و مادر همه بحران هاست. 8:39 اقتصاد دولتی: که خطای خودمان در دهه اول انقلاب است و حقیقتا رهبر انقلاب درباره آن درست می گویند. سومین بحران که اسمش را گذاشتم بخش خصوصی غربگرای دوزاری در این صوت نیست، اما آن را از مطالعه ادامه تلاش ایشان ذیل اصل 44 و خصوصی سازی استنباط کردم که بعدا آن را بیشتر توضیح می دهم. خلاصه اش این است که، ایشان به دنبال ساختن حضور مردم در اقتصاد، نه با نهادسازی برآمده از علوم اجتماعی غرب، بلکه با نهادسازی انقلاب اسلامی بودند اما متاسفانه ما حزب اللهی ها متوجه کار ایشان نشدیم و ایشان را تنها گذاشتیم تا دوزاری بودن این بخش بحران سوم را بیافریند! 🆔 @social_theory