روشنا!
دلم از آدم ها گرفت، آغوشت باز شد:)
عیبی نداره خوبیش اینه که با همین زخم هام میام تو بغلت میشینم
جایی جز تو دارم مگه؟!
روشنا!
:) شاید حال شما هم خوب شود! شاید شما هم حالا به چنین دلگرمی محتاج باشید...
جوری تحت فشار هستم که
میتونم ساعت ها بدون هیچ روضه و نوحه ای اشک بریزم
به قول بچه ها، روحم داره کنسرو میشه واقعااا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو قطار تهران _کرمان نشستی، قلبت پر میکشه به آغوش حاج قاسم و
میشنوی که کل کوپه حرف از اوست
همه از حاج قاسم میگن همه
ازاین خانم پالتو آبی حدودا ۵۰ ساله تهرانی گرفته تاا دانشجوی کرمانی که برا سالگرد او داره بر میگرده شهرش
«مَن کان لِللّٰه، کان الله لَه» چیزی غیر از اینه؟!
از اعجاز خدا بگو
از قدرت خدا در ترس یک لشکر دشمن از یک فرمانده
از قدرت خدا در محبت به یک جان فدا در دل های یک ملت؟ نه، یک جهان حق دوست
انگار او با یاد و عطرش هم میخواهد برساند: لا اله الا الله
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
به اینها که شعار «رضاشاه روحتشاد» میدن بگید مقاومت چندساعته نیکلاسمادورو و ارتشش در برابر متجاوز رو دیدین؟ رضاشاه حتی از اینم کمتر مقاومت کرد.همین.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
شما بچه بودید آقای ماسک؛ سنتان قد نمیدهد. این مرد روزی با لبخند، بر جزغالههای سوخته کماندوهای دلتافورس در صحرای طبس ایستاد و عکس یادگاری گرفت. شما بچه بودید وقتی این مرد در سفارت کبیر آمریکا در تهران حاضر شد و ریشخندزنان در سفارت قدم زد و به دیپلماتهای اسیرشده کشور متبوعتان گفت«بد که نمیگذره؟». شما طفل کمسالی بودید وقتی او لباس رزم بهتن روی خاکریزهای خطمقدم نبرد هشتساله با اتحاد دهها کشور در مرز عراق، کلاشینکف بر دوش قدم میزد. شما نبودید وقتی او و دوستانش قدیمیترین سلطنت تاریخ را و پادشاه دستنشانده کشورتان را فراری دادند و فاتحانه کشوری را به دست گرفتند. سرگرم داراییها و دنیازدگیتان باشید و به مصاف بزرگمردان نروید آقای ماسک، که قامت کوتاهتان به بلندای وجود او نخواهد رسید.
«مهدی مولایی»