سلام خواب دیدم برادرم و خانم ش زیر درخت نشستن ، برادرم درخت تکون داد کبوترهایی سفید از درخت بلند شدن و یکیش اومد جلوی من افتاد
سلام، از طرف خانم برادرتون مالی میاد و به شما هم میرسه
خواب دیدم
شاه و فرح اومدن پیش من جوان بودن، بهم شیرینی دادن تو یه ظرف بود حلوا هم قاطی ش بود
مال و منفعت و راحتی به شما میرسد
من ی خوابی هم درباره ایران دیده بودم، ایران انگار دو تکه شده ، از شمال غرب تا وسط و جنوب شرق رفته
شاید میزان درگیری در قسمت های مختلف یا تفرقه بین مردم باشه
خواب دیدم من و مادرم و خواهران هستیم تعدادی مغز گردو و خربزه و نون تو نایلون هست گذاشتم یخچال دیدم خواهرم رفت روی گاز دراز کشید رفتم بیارم بخوریم دیدم خواهرم چند تا رو خورده آوردم سر سفره بخوریم خیلی کم شده بود انگار چند تا خورده بود .
و خواب دیدم پدر بزرگ تعدادی اسکناس بهم داده بیشترش گم کردم( این روزها به وضع مالیم زیاد فکر میکنم )
برای مسائل مالی فکر میکنی برنامه ریزی میکنی ، خواهرت منفعت مالی بدست میاره
یه خوابی که زیاد میدیدم این بود که زیر خونه مون استخر پر از ماهی هست خیلی حس خوبیه ولی هیچ وقت نتونستم بگیرم یا مرده بودن
به ناخودآگاه دست یافتن
از دست دادن مال
ناراحتی
سلام خواب دیدم دندان بالا، عقبی آخری خراب بود افتاد
یکی از اقوام دور سمت پدری فوت میشه
دیدم خونه پدرم هستیم البته یجوری دیگه س تو هر اتاق یه تعدادی نشستن درباره مسایل کشور حرف میزنند، عروسی منه دارن آرایشم میکنن، تو یه اتاق پدرم که فوت شده نشستنه داره خیلی با ناراحتی حرف میزنه درباره مردم و گرونی
ان شاءالله خیره، صدقه بدید
ناراحتی یا بیماری هست، و همون گرونی که بیشتر میشه و شما هم بیشتر باهاش درگیر میشید
سلام من خواب دیدم
پدربزرگم که به رحمت خدا رفته اومد و با عصبانیت گفت غذا میخوام منم براش چلو کباب بردم
مالی را از دست دادن
دیشب خواب دیدم زلزله اومد ، شدید ، خونه ها کامل لرزید ولی بعدش همه زنده بودن
ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﺣﻨﻒ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻓﺮﻭ ﺷﺪﻥ, ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺤﻨﺖ ﻭ ﺑﻼﺋﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻳﺎ ﻗﺤﻂ ﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﻴﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ, ﻋﻘﻮﺑﺖ ﻭﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﻋﻼﻣﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﺩﻳﺎﺭ.
ﺩﻳﺪﻥ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ, ﺑﺮ ﺗﺮﺱ ﺩﻻﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﮔﺮ ﻛﺴﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﻳﺎ ﻣﻜﺎﻧﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺷﺪ, ﺁﻥ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺼﻴﺒﺘﻬﺎﻳﯽ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﻗﺤﻄﯽ ﻭ ﺧﺸﻜﺴﺎﻟﯽ
چند سال قبل دیده بودم
جنازه شاه رو دیدم یا در حال دراز کش بود ، انگار زنده شده ، فقط چشم هاش رو باز کرد
یادش بواسطه پسرش زنده شده دیگه ، کارهایی میکنه