بازی جدیدته؟!
-چی؟
اینکه وسط کار زل بزنی بهم...
همینطور که نگاهم میکرد گفت: از علاقه ی زیاده..!
سری تکون دادم و گفتم: چه بحثِ اشتباهی رو شروع کردم.
لبخندی زدو گفت: فراری!
همینطور که مشغول کارم بودم گفتم: اسمش رو هر چی میزاری بزار، اشتباه اشتباهه!
به صندلیش تکیه داد و گفت: کی میگه چی اشتباهه چی درسته؟!
کلافه هوفی کشیدم و گفتم: عقلت!
با ذوق نگاهم کرد؛ از همون نگاه ها که چشماش برق میزد، بعد با همون حالت گفت: عقلِ من جلوی این انتخابِ قلبم سر تعظیم فرود میاره..!
این بار دست از کار کشیدم و گفتم: لذت میبری از آزار دادنم نه؟! یا فکر میکنی منم مثلِ اون آدمای دورتم که موظفم بهت بگم چشم؟!
لبخندی زد و گفت: اونی که لذت میبره از آزار اون یکی تویی نه من، تهشم اونی که میگه چشم هم باز منم!
سرم رو پایین انداختم و گفتم: میشه این بحث رو تموم کنیم؟!
این بار بلند شد و به سمتم اومد، خواست دستم رو بگیره که سریع عقب کشیدم؛ لبخند تلخی زد و گفت: چرا فرار میکنی ازم؟!
با دست هایی که از استرس یخ کرده بود گفتم: چون نمیشه! منم بخوام که نمیخوام نمیشه! یعنی نباید که بشه!
دستش رو گذاشت همون جایی که چند ثانیه پیش دستم اونجا بود و آروم گفت: تو بخواه من همه ی نشدن هارو جلوت گردن میزنم؛ فقط تو بخواه!
#حکایت_دستها
𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
Shervin @RozMusic.comShervin - Shayad Behesht.mp3
زمان:
حجم:
9.6M
ی جا شاید بهشت...❤️🩹
𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
چمیدونم، مثلا تکست بده بگو به هر دری زدم فراموشت کنم نشد.
چمیدونم، مثلا بهم زنگ بزن بگو فقط خواستم صداتو بشنوم. یا مثلاً زنگ بزن بگو خوابتو دیدم.
چمیدونم، مثلاً بیا بگو فلان آهنگ پلی شد یاد تو افتادم.
چمیدونم مثلاً نصف شب تکست بده بیداری؟ فقط خواستم حالتو بپرسم.
چمیدونم. یه راه ارتباطی کوفتی بینمون باز کن.
𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
کنارم نشست و خیلی جدی گفت: ببخشید شما تنهایی؟!
دستی به موهام کشیدم و همینطور که نگاهش میکردم گفتم: من که آره ولی دور شما خیلی شلوغه!
لبخندی زد و گفت: حسود!
پوزخندی زدم و خواستم بلند شم که آروم ولی قاطع مچ دستم رو گرفت و گفت: بزار اینا برن بعد بلند شو!
نگاهی به دور تا دور حیاط انداختم و گفتم: عادت کردم ی مشت عیاش به اسمِ قرارِ کاری دورهم جمع شن و هرچیزی که دستشون میاد رو امتحان کنن، حالا نوشیدنی باشه، آدم باشه، هرچی...
این بار جدی تر نگاهم کرد و گفت: ولی من عادت نکردم هرکسی هرجور که دلش خواست نگاهت کنه! نمیخوامم که عادت کنم!
کلافه گفتم: چرا فکر میکنی من از پس خودم برنمیام؟!
-چون تا وقتی من هستم دلیلی نداره خودت از پس خودت بر بیای!
همینطور نگاهش کردم که نفس عمیقی کشید و با همون نگاه آشناش گفت: واقعا عاشقم نیستی؟!
ناخواسته گوشه ی لبم کش اومد که گفت: میشه از اول باهم آشنا شیم؟!
کنارش نشستم و گفتم: فقط تا وقتی اینا برن...
زیرلب گفت: امیدوارم هیچوقت نرن.
بعد روبه من گفت: ببخشید شما تنهایی؟
همینطور که خودم رو روی تاب توی حیاط هل میدادم چشمام رو بستم و گفتم: نه ی مدتِ ی مزاحم دارم...!
صدای خنده ش رو شنیدم که ادامه دادم: فقط تا وقتی اینا برن...
#حکایت_دستها
𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
تو برام مثل آهنگساقی هایده، همگناه سوگند، تقدیر شادمهر، اضطراب پوبون، پس من چی بیبی وانتونز، قلب بنفش خلسه، شعمارو روشن کن اشوان، موزیکامو تاک داون، روزگارغریب علیرضا قربانی، سیاه وسفید حامیم، تیغ پوبون، دلتنگ توامحجت اشرف زاده، نیلوفرآبی پیشرو، قشنگی و دوست داشتنی.
𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan